حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

چهارشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۳ Wednesday, 17 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 174 نهج البلاغه
 
موضوع: هیچ کسی جرات تهدید کردن ندارد + مبادای جای جلاد و شهید عوض شود + چه کسی عثمان را در قبرستان یهودی ها دفن کرد؟
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۱۷۴ :
امیرالمومنین سلام الله علیه
در باره شخص طلحه می فرماید: 
چرا اوکه مخالف صد در صد عثمان بود ناگهان موافق از آب در امد.
حضرت فرمود : 
من از گذشته تا کنون چنین بودم
کسی نمی توانست مرا تهدید به جنگ کند.
با توجه به شهامت ، توانایی و شجاعت کسی جرات رویارویی با مولا را در خود نمی دید.
من کسی نبودم که دیگران بخواهند بازد و خورد مرا بترسانند.
چون یک تاییدیه از طرف خدا داشتم که وعده پیروزی مرا در این جنگها داده بود. من به شهادت نمی رسم.
انا لَننصُرُ رُسُلَنا والذین امنوا 
« زخرف – ۵۰ »
ما قطعا رسولان خود و مومنین را نصرت می دهیم.
طبق این وعده ، و کلام پیامبر که فرموده بود علی جان در جریان ناکثین و مارقین پیروز میدان تو هستی.
دو تاییدیه اینچنینی داشتم
چطور شد که طلحه رشادتهای مرا در جنگها دیده بود چنین مقابل من ایستاده!!
خطای محاسباتی او در کجاست!!
مگر علی از درد و زخم ، و کشته شدن میترسد!!.
چرا حضرت اینگونه سخن گفته !!
مگر کسی حضرت را تهدید کرده !!
بخداقسم طلحه پیشقدم نشد در طلب خون عثمان ، مگر اینکه میتر سید خود او مواخذه و مجازات شود.
چون خود او در مظان اتهام ،و متهم ردیف اول بود.
دانست حکومت علی مستقر بشود. اگربخواهد برخوردکند. سردسته همه ، طلحه باید پاسخگو باشد.
برای نجات خود ،قبل از اینکه حکمی بر او جاری شود،طالب خون عثمان شد.
باطن اینکار او برای چه بود!!
طلحه قصد کرده بود عده ای را دور خود جمع کند برای خونخواهی و گرفتن حق مظلوم.
این امر برای مردم مشتبه بشود، طلحه که طرفدار عثمان است.پس نمی تواندقاتل باشد.
مردم به شک و اشتباه بیفتند.
نظر طلحه این بود.
کسی بخواهد مرا محاکمه کند جامعه را تبدیل به جمل میکنم و اینکار را کرد.
مانند جریان نفاق ،
جریان سیاست بازی عده ای در کشور ،
خود خباثت میکنند.اوضاع را متشنج میکنند.
بعد اتفاق خود، داعیه دار همان اتفاق می شوند.
بجای پاسخگویی به اتهام خود ،طالب و دلسوز می شوند.
و چنین مردم را به اشتباه می اندازند 
مبادا به دام پاسخگویی بیفتند.
خود ، جامعه را به تزلزل می کشند. فضا را غبار آلود میکنند.
اوضاع فرو نشست طالب حق مظلوم می شوند.
بحث فقط مربوط به چهارده قرن پیش نیست.این جریان تا امروز استمرار دارد.
حضرت فرمود:
برای طلحه سه راه بیشتر نبود.عثمان را ظالم یا مظلوم می دانست یا اصلا نمی شناخت.
حالت اول ؛ اگر عثمان را ظالم می دانست ،سزاوار بود که دشمنان عثمان را کمک میکرد تا او را و ظلم او را ریشه کن کنند.
و دوستان عثمان را پس میزد.
حالت دوم ؛ اگر طلحه بگوید عثمان مظلوم بود تقصیری نداشت.
سزاوار بود سینه چاک میکرد و از او دفاع می کرد. برای او عذر تراشی و از مردم عذر خواهی میکرد.
پس چرا طلحه اینکار نکرد
حالت سوم؛ اگر واقعا نمی دانست عثمان ظالم است یا مظلوم .
سزاوار این بود عثمان را رها کند و ساکت بنشیند.مردم را با او واگذارد.
طلحه از این سه راه ، هیچکدام را انجام نداد
در هر سه قسم به خطا رفته و محکوم است.
خود در قتل عثمان سردمدار بود ولی باسیاست ،
پنهانی و زیر پوستی محرک مردم بود برای شورش و قتل ، اما  آشکارا برای اینکه خدشه دار نشود و منافع خود در خطر نباشد ظاهر خودرا حفظ می کرد.
مجموع سخن حضرت اشاره دارد بر اینکه ؛ 
در هر جامعه ای سیاست بازانی هستند ؛ که سیاست دستاویز و ابزار آنهاست 
هر روز به یک شکلی عمل میکنند که جامعه بپذیرد. هر چه جامعه بپسندد همان می شوند.
نان را به نرخ روز میخورند.
حق مدار نیستند.
برو بیای خود رابیشتر مد نظر دارند.
محوریت حق باشد،کاری به آن ندارند.
فقط منافع خود می بینند.
اللهم انا نعوذ بک من الشرک و النفاق

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.