حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

چهارشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۳ Wednesday, 17 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
⚪️معجزه ی امام هادی
 
روزی متوكل برای ترساندن و ترك مبارزه‌ی امام هادی ـ علیه السّلام ـ دست به یك مانور بزرگ نظامی زد. دستور داد هزار سواره از لشكریان تُرك ارتش خود را كه در سامرا بودند هر كدام توبره‌ی علف خوری اسب خود را از خاك پر كرده و در جای وسیعی بریزند. آنها اطاعت كردند و در نتیجه تل بزرگی چون كوهی عظیم در بیابان به وجود آمد كه آن را «تل فحالی» (تل توبره‌ها) نامیدند. آنگاه متوكل بر فراز آن رفت و از امام هادی ـ علیه السّلام ـ دعوت كرد تا او حاضر شود و بر روی تل قرار گیرد.
وقتی حضرت بر بالای آن قرار گرفت متوكل به او گفت: تو را دعوت كردم تا لشكریانم را نظاره كنی، و به آنها دستور داده بود لباس جنگی بر تن و اسلحه بر دوش در پائین تل رژه بروند و آنها هم به بهترین وضع نظامی و هیبتی بزرگ خود را در برابر متوكل و دیدگان امام ـ علیه السّلام ـ آشكار نمودند و هدف او این بود كه هر كسی را كه می‌خواهد بر علیه او مبارزه كند بترساند و البته ترس او بیشتر از امام هادی ـ علیه السلام ـ بود كه كسی را بر علیه او بشوراند.
امام ـ علیه السلام ـ كه لشكر او را مشاهده كرد و به هدف او آگاه بود به متوكل فرمود: من هم لشكرم را به تو نشان بدهم؟
متوكل: آری. امام ـ علیه السلام ـ خدای سبحان را خواند و دعا كرد ناگاه متوكل زمین و آسمان را پر از فرشته‌های مسلح دید و همان دم غش كرد. وقتی به هوش آمد امام ـ علیه السلام ـ فرمود: ما نمی‌خواهیم در امر دنیا با تو مناقشه‌ای داشته باشیم و به امر آخرت اشتغال داریم بنابراین گمانی بخود راه نده .
 
?بحارالانوار، ج 50، ص 155
? پژوهشگر : محمد جواد انصاری
موسسه پژوهشی معالم
 ? زیر نظر حوزه علمیه بقیه‌الله عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف قم
? تحت اشراف حضرت آیت‌الله ناصری دامت‌برکاته
پیام رسانهای ایتا و تلگرام
@maalemqom
پیام رسان واتس آپ
https://chat.whatsapp.com/GBccMtJ8NOJG7YKFIPWQz7

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.