حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
 ۱۲ معجزه از ۱۲ امام  : 
حضرت علی (ع)  :
از اصبغ بن نباته نقل شده است که روزی در محضر امیرالمؤمنین(ع) بودم، عده‌ای از اصحاب، از جمله ابوموسی اشعری، عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، ابوهریره و… وارد شدند، به آن حضرت گفتند: از معجزاتی که خداوند به شما اختصاص داده است نشان دهید. حضرت فرمود: شما چگونه هستید و این چه سؤالی است که شما کردید…، خداوند فرموده است: «اگر کسی بعد از حجت ایمان نیاورد به عذاب سخت گرفتار خواهد شد… سپس آنان گفتند: یا امیرالمؤمنین، ما به خدا و رسولش ایمان آوردیم و به او توکل می‌کنیم؛ و بعد حضرت فرمود: به نام خدا و برکات او با من برخیزید، ما با آن حضرت برخاستیم و درجایی بودیم که هیچگونه آبی در آنجا نبود، در همان حال ناگهان در برابر خود باغ سرسبزی که نهرهایی از آب در آن جاری بود را مشاهده کردیم. به امام(ع) عرض کردیم: یا امیرالمؤمنین، به خدا قسم این نشانه امامت است و غیر آن را نیز به ما نشان دهید حضرت فرمود: این مرا کافی است و خداوند نیکو وکیل است
 بحار الانوار،  ج۴۲، ص۵۴
امام حسن مجتبی (ع): 
 روزي امام حسن (ع) زیر درخت خرماي خشکیده‌ای فرود آمدند، همراهِ حضرت چنین آرزو کرد و گفت: اگر این درخت خرما داشت می‌خوردیم. امام حسن (ع) پروردگارش را خواند، فوري درخت سبز گشته و خرما بار داد و آن‌ها میل کردند.          الصراط المستقیم،  ۴۶۶
امام حسین (ع)  : 
آن‌چه که از روایات وارد شده در این مورد به دست می‌آید و به آن اشاره شده است، مقدر شدن شهادت برای آن حضرت بود تا بدین وسیله آن هدف اصلی امام حسین ـ عليه‌السلام ـ که همان اصلاح امت پیامبر بود، تحقق پیدا کند.               علامه مجلسی.  بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۲۹
 امام سجاد (ع)  :  
سلیمان گوید امام سجاد (علیه‌السّلام) را ملاقت کرده و به ایشان گفتم‌: ای فرزند رسول خدا من مسکین هستم. امام به من یک درهم و یک قرص نان داد و من و عیالم از آن نان و درهم چهل سال خوردیم.                          طبری صغیر،  محمد ابن جریر،  دلائل الامامه،  ص۲۰۰
امام محمد باقر (ع)  :  
عبادبن‌کثیر می‌گوید: روزی به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: حق مؤمن بر خداوند چیست؟ یعنی خداوند برای مومن چه حقوقی قائل می‌شود؟
امام سکوت کرد. برای بار دوم و سوم این سؤال را تکرار کردم. امام فرمود: یکی از حقوق مؤمن بر خداوند این است که اگر مومن به این درخت بگوید ” جلو بیا!” خداوند به درخت این اجازه را بدهد که جلو بیاید. 
در ادامه عباد می‌گوید: به خدا قسم دیدم آن درخت از جای خود حرکت کرد و به طرف امام به راه افتاد، اما امام اشاره‌ای به درخت کرد و فرمود: در جای خود باش! منظورم تو نبودی. پس آن درخت به جای خود برگشت و به حال اول قرار گرفت.         بحار الانوار،  ج۴۶، ص۲۴۵، حدیث ۳۹
امام جعفر صادق (ع)  :  
ابراهیم بن مهزم می گوید: از محضر امام صادق علیه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بین من و مادرم مشاجره ای رخ داد، بر سر او فریاد زدم و با تندی با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همین که داخل شدم فرمود: ای پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فریاد زدی؟ آیا نمی دانی که او تو را در شکم خود نگهداری کرد و در دامان خود پروراند و با شیر خود تو را تغذیه نمود؟ عرض کردم: آری. ایشان فرمودند: پس هیچ وقت با تندی با او سخن مگو.                       مدینه المعاجز، ج۵،ص۳۱۴
امام کاظم (ع)  :  
از زکریا بن آدم نقل شده که حضرت امام رضا ـ علیه‌السلام ـ فرمود: پدرم از کسانی بود که در گهواره سخن می‌گفت.         اثباة الهداة،  دارالکتب الاسلامیه،  ص ۵۵۷
امام رضا (ع)  :  
حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ در نیشابور به محله‌ای که نام آن «فوزا» بود، رفت و در آنجا دستور داد، یک باب حمام ساختند و چشمه را لایروبی نمودند و نیز دستور داد، در بالای آن حوضی ساختند و پشت آن حوض را محل نماز قرار داد؛ سپس خود آن حضرت در آن حوض غسل کرد و در پشت آن نماز گذارد، و این موضوع سنت گردید.
در این هنگام که جمعیتی در محضر حضرت امام رضا ـ علیه‌السلام ـ در کنار آن حوض نشسته بودند، آهویی به محضر آن بزرگوار آمده و به آن حضرت پناهنده شد (گویا آن آهو در صید شخصی بود و با پناه آوردن به آن بزرگوار آزاد گردید.                        مناقب ابا طالب، ابن شهر آشوب،  ج۴، ص۳۴۳
امام جواد (ع)  :  
اسمعیل بن عباس هاشم نقل میکند که روز عیدی به محضر امام رفتم  و از تنگی معاش شکوه نمودم  ،  حضرت گوشه جانماز خود را برداشت و به خاک مالید و از آن شمش طلایی بیرون آورد، به من داد چون به بازار فرستادم شانزده مثقال بود و آنرا مدتی در مایحتاج خود صرف کردم.             تحفةُ المجالس، ص۳۲۳
امام هادی (ع)  :  
وقتی امام اعمال حج خود را بجا آورد و بسوی مدینه حركت كرد در بین راه مردی را مشاهده كرد كه اهل خراسان بود و بر سر الاغ مرده خود ایستاده و از پیش آمد خود گریان بود كه در بین راه اموال خود را بر چه حمل كنم. امام ـ علیه السلام ـ از كنار او می‌گذشت به او عرض شد این مرد خراسانی از محبان شما اهل بیت است كه در راه درمانده گشته است. حضرت به الاغ مرده او نزدیك شد و فرمود: گاو بنی اسرائیل نزد خداوند از من گرامی تر نیست(كه بخشی از گوشت او را به بدن مرده زدند و زنده شد) آنگاه بعضی از اعضای آن را بر بدنش زد و زنده شد سپس با پای راست خود به او زد و فرمود: به اذن خدا برخیز. ناگهان الاغ بلند شد و مرد خراسانی اموالش را بر آن گذارد وبسوی مدینه حركت كرد. وقتی امام ـ علیه السلام ـ حركت كرد مردم با انگشت به او اشاره می‌كردند و می‌گفتند: این همان كسی است كه الاغ مرد خراسانی را زنده كرد.     بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۸۵
امام حسن عسکری (ع)  :  
طبری نقل می‌کند؛ روزى نزد امام حسن عسکری (ع) بودم. عده اى بیابان نشین از اطراف وارد منزل امام (ع) شدند و از کم آبى و خشکسالى شکایت و اظهار ناراحتى کردند.
امام (ع) براى آن‌ها خطى را نوشت و در همان لحظه باران بارید. پس از ساعتى آمدند و گفتند: یا ابن رسول اللّه! بارش باران زیاد شده و احساس خطر مى کنیم.
امام (ع) نیز روى زمین علامتى کشید و باران قطع شد و دیگر نبارید
مدینة المعاجز، ج۷، ص۵۷۳
 امام زمان(عج)  : 
امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرماید: هیچ معجزه‌ای از معجزات انبیا نیست مگر این که خداوند آن را به دست حضرت قائم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) برای اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد کرد. بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غیبت و غیبت، ختم نمی‌شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت برای معرّفی حقانیّت خویش واتمام حجّت بر دشمنان و منکران، معجزاتی را انجام خواهند داد.                         صافی،  لطف الله، منتخب الاثر  فی الامام الثانی عشر،  ج۲، ص۳۴۲
. حمیدرضا قاسمی.      
. پایه اول. 
. مدرسه بقیه الله (عج).

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.