حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

سه شنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Tuesday, 23 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 224 نهج البلاغه
 
موضوع: عدالت مولا+قصه ی عقیل و امیر المومنین+ترحم و عقلانیت در حکومت+رابطه عقیل با معاویه+رشوه به حضرت امیر+ارزش دنیا در نگاه مولا
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه خطبه ٢٢٤: 
از کتاب فیض الاسلام ٢١٥ :
موضوع: برائت  جویی از ظلم به دیگران در حکومتداری حضرت
عده ای به حضرت پیشنهاد میکردند بااین روش عدالت ورزی مردم از اطراف امام پراکنده  و بسمت معاویه کشیده میشوند .
مانند معاویه یه قدری بریز و بپاش  داشته باشد .
اشراف را سهم خاص بدهد تا مردم به تبع از خواص دور حضرت را خالی نکنند.
حضرت قسم می خورند.
\  بخدا قسم اگر شبرا نخوابم و بیدار بر روی خار سعدان دراز بکشم و روز مرا به غل و زنجیر بکشند ,  برای من محبوبتراست از اینکه خدا ‌ و رسول را ملاقات کنم در غضب , از اینکه در راه رضایت اشراف پا روی حق ضعیفان گذارم .
چند نفر از دور علی بروند چیزی نیست که بخواهم حق را رعایت نکنم .
\ چگونه بر کسی ظلم  کنم و عدالت را  نادیده بگیرم در  حالیکه جسم فربه شده ی در دنیا بزودی ببسمت مرگ و پوسیدگی حرکت  می کند و برگشت من بسوی خدا خواهد بود.
برای  چننین جسمی چگونه از حق ضعفا بگذرم .
سیاست  و حکومت چنین پیامد و ٱفتهایی دارد.. 
پارتی بازی, فامیل گرایی , سفارش , اما علی اهل آن نیست.
/ بخدا قسم برادرم عقیل تمام  فقر  او را در بر گرفته, همراه فرزندان که موهای آنها از فقر ژولیده و رنگ چهره غبار آلود , و خاک فقیری بر چهره ی آنها نشسته بود دیدم .
برادرم عقیل مکرر مراجعه کرد و در خواست  پیمانه ی مستمری از بیت المالبرای ااو قرار بدهم.
/ من گوش خود  به عقیل داده حرف اورا خوب شنیدم .
عقیل گمان کرد که من دینم را به او فروخته ام 
انقدر حرف او خوب گوش کردم پنداشت  روش خود فراموش کرده طریق او را می پیمایم .
/ اهنی را چنان داغ کردم نزدیک دست او بردم بمحض احساس حرارت , ضجه ای  زد .
به او گفتم زنان فرزند مرده بر تو بگریند چه در خواستی بود از من کردی..
/فریاد بر آوردی بخاطر داغی یک آهنی که انسان حرارت داده بودو ا نهم برای نشان  دادن و عبرت گیری بود , نه سوزاندن , 
چگونه مرا می کشانی بسمت ناری که خدای جبار از روی غضب بر افروخته.
با اجابت این در خواست تو , از این اتش آ خرت نترسم.!!!
/ عقیل را فرمود : برو از بازار اموال تجاری را بردارو برو 
گفت ایا مرا امر میکنی از اموال مردم دزدی کنم ?
فرمود: ضرر رساندن به یکنفر را نمی پذیری , چگونه ضرر رساندن به بیت المال که حق جمیع مردم است بپذیرم .
حضرت را تهد ید  کرد به مها جرت سمت معاویه , 
فرمود ایا با تهدید دست از عدالت میکشم . هرگز ,
خیر پیش اگر بروی
 حضرت در مثل دوم اشعث را مثال میزند با تحفه ای نزد حضرت امد که اگر پرونده ی او زیر دست حضرت قرار گرفت , اغماضی داشته باشد.
/ یک شبی دق الباب کرد و ظرفی حلوای معروف و شیرین در دست وارد شد..
معجونی که با دیدن ان تنفر بر من نشست.
مانند اب دهان و استفراغ مار بود  با اینکه حلوای شیرین بود اما زهر مار بود..
/ سوال کردم زکات یا صدقه است میدانی برما اهل بیت حرام است.
پاسخ دا د هدیه و صله است.
/ گفتم هبلتک الهبول 
زنان  بداغ نشسته از فرزند بر تو گریه کنند, تواز راه دین وارد شدی صله اوردی مرا فریب دهی.
 دیوانه شدی یا جن زده , هذیان می گویی  این حرفها به علی نمی چسبد.
/ بخدا قسم تمام اقالیم هفتگانه را بنام علی  بزنند که پوسته ی جویی از دهان مورچه بگیرم  ما فعلت ابدا هرگز چنین کاری نمی کنم.
/ تمام دنیای شما درنزد من کوچکتر است از یک برگ جویده شده در دهان ملخ .
اینقدر برای من بی ارزش است.
علی را چه به این لذت های زود گذر که ماندگار نیستند.
عدالت علی بر احساس او  غالب است.
احساس علی فرمانبردار عقل اوست.
پناه میبرم بخدا از تعطیلی عقل و از لغزشهای بد , واز خدا براینکار استعانت  می جویم.
غفر الله لی و لکم

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.