حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 222 نهج البلاغه
 بخش اول
 
موضوع: تفسیر سوره نور+ذکر الهی+اقسام ذکر+سه اثر برای جلا گرفتن قلوب+حسن فعلی و فاعلی+راه را تقد کنید نه شخص را
 
بخش دوم
موضوع: ذکر خدا، رغبت به دنیا را از بین میبرد+پنج اثر برای ذکر+قبل از توصیه به دیگران، خود عمل کنید+کسانی در دنیا، برزخ را میبینند+هر نعمتی، وظیفه ای به دنبال دارد+گناه، سنگینی است+خداوند مقام چه کسانی را حمد میکند؟!+هر دری که بوی خدا میدهد را بکوبید+به حساب خویش برسید قبل از مرگ+گریه راه پرواز است+از پشیمانی و اعتراف به گناه غافل نشوید
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش اول خطبه ۲۲۲ :
از کتاب فیض الاسلام ۲۱۳:
موضوع : تفسیر آیه « رجالٌ لا تُلهیهِم تِجارةٌ و لا بَیعٌ عَن ذِکرِالله  نور –  ۳۷»
مردان خالصی که هیچگونه مشغولیت دنیا آنها را از یاد و توجه به خدا باز نمی دارد.
 – خدای سبحان ذکر خود را جلا دهندهٖ قلوب قرار داده است.
در اثر جهل و نسیان قلب از حالت زلال و شفافیت خارج شده و زنگار می بندد.
برای آنکه آن حالت فطرة الله و آینهٔ قلب که فقط خدا را نشان میداد بحال خود باز گردد و باقی بماند، راه آن توجه و یاد خداست.
 جلای قلب سه اثر دارد
۱- تَسمَعُ بعدَ الوَقرَه ، می شنود، بعد از آنکه گوش سنگین شده بود. به سبب ذکر و یاد خداوند گوش شنوا می شود.
با گوش ظاهر نه ! بلکه گوشی که حقایق عالم ، صدای حق و مظلومیت حق را می شنود.
۲- وتُبصِرُ بهِ العَشوَه ؛ بعد از اینکه چشم‌ بر اثر گناه بینایی خودرا از دست دادو نسبت به حق کم بینا شد. با جلای قلب چشم بینا و عبرت بین پیدا می کند.
۳- وتَنقادَ بهِ بعدَ المُعانَدَه ؛ انسان مطیع می شودبعد از اینکه در مقابل خدا نا فرمانی داشت.
علت آنست که یاد و توجه به خدا دل را تصفیه می کند، زنگار قلب می زداید.
نتیجه جلای قلب ،دیدن ، شنیدن و مطیع بودن است.
 – همیشه برای خدا بندگانی هست در هر دوره ای و در هر زمانی ، حتی در دوران فترت ، که خدا با فکر  این بندگان نجوا داشته ،‌و با عقول آنها صحبت می کند.
خدا فکری ، راهی ، حرفی را به فکر و دل آنها القا می کند.
« عبادً ناجاهُم فی فِکَرِهِم »
۱- وحی جبرئیل 
۲- وحی الهام 
۳- وحی زنبور عسل 
« و اَوحَینا الیٰ اُمِ موسیٰ  قصص -۷»
مانند الهامی که بر قلب مادر موسی علیه السلام شد.
–  نتیجه همنشینی و گفت و شنود با خدا  ،   چشم و گوش و قلب بنور بیداری روشن می شود.
« فَاستَصبَحوا بنورِ یَقظةٕ فی الابصار و الافئده »
در گیر و دار خواب غفلت نمی ماند و اولین پله در سلوک که  بیداری هست در او نمایان می شود.
– همین بندگان خدا در میان مردم ایام الله را متذکر می شوند.و مردم را متوجه عظمت خدا می کنند و مردم را در برابر مقام خدا بیم می دهند از اینکه به معاصی گرفتار شوند.
« یُذَکرونَ بایام الله و یُخَوِفُون مَقامَه »
– جایگاه این مردان جایگاه هدایت است.در تاریکی دنیا بمنزله چراغ راهنما هستند.
برای کسانی که به بیراهه میروند راهنمای طریق بندگی هستند.
– سیرهٔ این مردان خدا اینست وقتی به انحراف اشخاص برخورد می کنند راه غلط انها را انتقاد می کنند نه خود اشخاص را. سوء عمل را مذمت میکند.
– اگر راه درست فردی برخورد کرد اورا تشویق نمیکند بلکه راه درست او را تایید میکند. حسن عمل را ترغیب می کند.
« مَن اَخَذَ القَصَد حَمَدوا الی الطریق »
اللهم اهدنا الی سواء السبیل
 
 بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش دوم خطبه۲۲۲ :
از کتاب فیض الاسلام ۲۱۳:
موضوع : ویژگی اهل ذکر 
– برای ذکر و یاد خدا کسانی هستند اهلیت ذکر دارند ،بجای دنیاذکر را گرفته اند.
« و انَ لِلذکر لِاَهلاً 
به آن معنا نیست گاهی در ذکر باشند، استمرار کار آنها سبب شده که اهلیت ذکر پیدا کنند. علی الدوام مشغول به ذکرند ،اهل ذکر شده اند.
آثار ذکر در آنها اینست :
۱- به دنیا بی رغبت می شوند.«  اَخَذوهُ مِن الدنیا بَدلا » 
در زهد خود بی بهره از دنیا نیستند دنیا را دارند اما دلبسته نیستند.
زهد یکی از آثار ذکر است .کسی که متذکر بیاد خداست ، و ذکر جلا بخش قلب اوست از استمرار ذکر و توجه به زهد و بی رغبیتی به دنیا میرسد.
۲- هیچ تجارت و بیعی انسان ذاکر را از یاد خدا غافل نمی کند.
« فلم تَشغلهُم تجارةً ولا بیعً عنه» 
ذکر موجب توجه میشود ، در هیچ حالت و در اوج کار جامعه از خدا غافل نمی شود.
۳- اهل ذکر بی تفاوت به گناه نیستند ،فریاد تاثیر گذاری میزنند که بازدارنده گناه باشد.
« یَهتِفون بالزَواجِر عن محارِمِ الله  » 
برای مردم در سطح جامعه نگران هستند احساس مسئولیت دارند و گوش غافلین را با فریاد موثر خود متوجه می سازند.
۴- امر به قسط، عدل می کنندو خود اهل رعایت عدل هستند.
« یَأمرُون بالقسط و یأتَمِرون به» 
چرا حرفی را میزنید که خود عمل نمی کنید « یا ایها الذین آمنوا لِوَ تقولونَ ملا تَفعلون  صف -۳» در مورد آنان صدق نمی کند.
۵- هم مردم را از منکر نهی میکنند و هم خود مرتکب عمل خلاف نمی شوند.
« یَنهونَ عنِ المنکر و یَتَناهَونَ عنه »
 – اهل ذکر از دنیا بسمت آخرت گذشته اند در حالیکه هنوز در دنیا زندگی میکنند.
در دنیا هستند اما برزخ مشاهده می کنند .خواب و خیال نیست ،رؤیت با چشم سر نیست قلباً شهود دارند. اسرار غیوب برزخ را درک میکنند.
– وعده های قیامت را تماماً صادق می بینند.
ودر مقابل این لطف و احسان خدا وظیفه و مسئولیتی هم به آنها واگذار شده  که برای اهل دنیا بکار بگیرند و مردم را متقاعد کنند.
– اهل ذکر تا جایی پیش میروند که می بینند چیزی را که دیگران نمی بینند و می شنوند از عالم غیب صدایی.را که دیگران نمی شنوند.
 – اگر میخواهی حال آنهارادر ذهن خود تمثیل کنی و یک تصور ذهنی داشته باشی.
دریک جایگاه ستوده ، و در یک مجالس عزتمندی هستند که در منظر فرشتگان و رحمت خاص خدا قرار دارند.
« فلو مَثَلتَهُم لِعقلِک فی مَقاوِمِهِم المحموده»
– اهل ذکر هر چه به مقام بالاتر میرسند پرونده اعمال خود را بیشتر موشکافی میکنند.
« وقد نَشَروا دَواوینَ اَعمالِهِم »
به خود فراغ بال دادند تا به کوچک و بزرگ عمل خود محاسبه گر باشند.
اوامر الهی که امر به انجام بودند ،هر جا کوتاهی شده یا در درجات پایین تر انجام شده و نهیی را مرتکب شدند، خود را بحساب می کشند.
– در حسابرسی از خود به عمل ناشایست برخورد کنند سنگینی انرا بر دوش خود می فهمند و از خدا طلب عفو و گذشت می کنند.
« و حَمَلوا ثِقلَ اَوزارَهم  ظُهُورَهُم  » 
– راهکار سنگینی بار خطا و مکروهات خود را با طلب عفو از خدا و گریه های طولانی سبک می کنند.
« فَنَشَجُوا نشیجا » با هق هق گریه اظهار پشیمانی و اعتراف میکنند.
– اگر اهل ذکر را در ذهن خود تصور کنی ، پرچم هدایت را در آنها می بینی ،
« فلو مَثَلتَهُم لَراَیتَ اَعلامَ هدیً »
در ذهن تصور کردن اهل ذکر ، حشر و نشر و مانوس بودن با آنها ، پذیرفتن هدایتگری آنها ، تو هم  نشانه های هدایت را پیدا میکنی لرایتَ اعلامَ هدی .
– اهل ذکر درهای  رحمت آسمان بروی آنان باز شده در جایگاهی هستند که نور رحمت و لطف خدا بر آنها می تابد و بخاطر سعی و تلاششان خدا هم از آنها راضی و آنان را ستایش می کند.
« اُعدَت لهم مَقاعِدُ الکرامات….فرَضیَ سعیَهُم »
– فَحاسِبْ نَفسَکَ لِنفسِک 
تو هم خود را محاسبه کن . این حسابرسی از خود، بنفع دیگران نیست. بلکه نفع محاسبه به خود بر می گردد. و محاسبه و قضاوت در امور دیگران نداشته باش که آنان هم حسابرس دارند.
اللهم اجعلنا من العاملین بطاعتک

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.