حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

سه شنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Tuesday, 23 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 212 نهج البلاغه
 
موضوع: جنگ صفین+بسیج+شکایت امیر المومنین از سپاهیان+نصرت علی نصرت خداست+عزت دین در گرو جهاد است+ریزش ها شما را دلسرد نکند
 بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه خطبه ۲۱۱ : 
از کتاب فیض الاسلام ۲۰۲ :
موضوع : خلقت مجموعهٔ آفرینش 
– از نشانه های قدرت جبروتی خدای متعال ،همین عالمی که در نهایت ظرافت ساخته.
«  اقتدار و بدیعِ لطائفهِ صنعتهِ » 
خداوند در عظمت کون و مکان ، بمانند اشیای کوچک و ریز ،  ظرائف و دقت  را بکار برده است.
– دیگر از نشانه های قدرت خدا،از آبهای متراکم و پر عظمت که موج موج بهم می خوردند  و صدای بلندی داشت ،یک زمین خشک را خلق کرد.
« جعَلَ منَ الماءِ البحرِ الزاخِر »
به اصل خلقت زمین و دحو الارض اشاره دارد.
منظور از ماء آب اشامیدنی نیست ،بلکه دریایی از مواد مذاب مانند آب دریا موج میزد و از شدت حرارت و سیلان ،موجهای زیادی که صدای مهیبی داشت.
همان دریای مذاب تبدیل به یک زمین سفت و سخت و کرات آسمانی که هر یک از استحکام بالایی برخوردار است.
–  بعد از خلق زمین از مواد مذاب،  آسمانی که طبقه طبقه بود خلق کرد.
« ثمَ فَطرَ منهُ اَطباقا »
– همین مواد مذاب را از هم باز کردو آسمان را تشکیل داد.
« فَفَتَقَها سبعَ سمواتٕ بعدَارْ تِتاقِها » 
از توده عظیم مذاب، کرات آسمان و زمین شکل گرفت که ابتدا واحد بودند. خدا از هم باز کرد. 
یکی شد شمس ،یکی قمر ، یکی زمین.
 – از هم جدا شدند ولی یک نقطه مشترک انها، امتثال امر الهی بود.
« فَاستَمسَک بامرِهِ » 
متوجه امر خدا در زمین و آسمان واحد بود.
–زمین را بر حد و حدود خود بر پا کرد.
«وقامَت علیٰ حَدِه »
امر کرد زمین اینگونه باشد. با چهار فصول مختلف ، میزان حد فاصله از خورشید ، اختلاف شب و روز.
–زمین بر روی دوش آبها بود.
« و یحْمِلُها الاَخضَرُ المُتَنَجِر »
زمین آرام از زیر آبها بیرون آمد.مثل اینکه مادر زمین آب باشد و زمین را بر دوش خود قرار داده‌.
– زمین مملو از آب با چند خشکی بیرون زده با همه عظمتی که داشت در برابر خدا خاضع و ذلیل بود.
« واَذعَنَ لهیبَتِه » 
اذعان به عظمت خدا داشت.اینطور نبود آسمان و زمین پهناور در مقابل خدا خود را عظیم بداند.اینرا می فهمد  که در برابر خدا هیچ است.
–همان آب جاری مواج و خروشان ایستاد، چون هیبت خدا را دید.
« وَقفَ الجاری منهُ لخشیَتِه »
 – خداوند صخره و تپه ها و کوهها را خلق کرد.
« حَبَلَ جَلابیدَها و نشوزَ مُتونُها و اَطوادِها »
– هر کدام از کوهها جایگاه خاصی دارند. و آنها محکم در مکان و محل تعیین شده مستقر شدند.
« فَاَرسیٰها فی مُرسٰیٰها و اُلزَمُها قرارتَها » 
– زمین وقتی خشک شد شکافهایی در زمین پدید آمد ، تبدیل به دره شد . از طرف دیگر، مواد مذاب داخل زمین بیرون آمد و تبدیل به کوه شد.
« فَمَضَت رؤوسُها فی الهَواء ) 
طبق جمله حضرت ( رؤوس ) قله کوهها بسمت بالا در هواحرکت میکردو کوهها بلند تر میشد.
– کوهها را از زمینهای صاف و مسطح بر افراشته کرد.
« فاَنهَدَ جبالَها عن سُهُولُها »
– خداوند ریشه کوه را در زمین مستحکم اطراف کوه فرو برد.
« اَساخَ قَواعدَها فی مُتونِ اقطارِها »
مانند یک میخی که قفط سر آن بیرون است حقیقت میخ در چوب فرو رفته و محکم شده.
–هر کوهی در جایگاه خاص بخود ، که باید نصب می شد، قرار گرفت.
« و مواضِعَ اَنصابَها »
یک کوه از نظر وزن با یک حجم بزرگ و قرار گرفتن تپه کوچکتر در زمین دیگر بی دلیل نیست.
روی حساب ، کوه بزرگ را در جایی قرار دادکه صفحات زمین در حال حرکتند.
تپه های کوچکتر را در مکانی که زلزله‌خیز نیست ، قرار داد.
معادن را در دل کوهها قرار داد. مواد مذاب زمین در همه یکی ست ولی در دل هر منطقه‌یک اثر و معدن خاصی تعبیه کرد.
 – قله های کوه را بالا بردو تپه ها را روی زمین گسترش داد.
«فاَشهَقَ قِلالَها و اَطالَ اَنشازِها »
کوههای بلند دامنه ای ندارند ، ارتفاع زیادی دارند .
تپه ها بر عکس ارتفاع ندارند ، در سطح زمین پهن شدند.
– کوهها را تکیه گاه زمین قرار داد
و آرام گرفت زمین در حالیکه حرکت داشت ، به سبب آن مردم از اضطراب و لرزش زمین نجات پیدا کردند.
« فَسَکَنَت علیٰ حرکاتِها اَن تَمیدَ باَهلِها »
پیشگویی حضرت بعد قرنها توسط دانشمندان که فکر میکردند زمین مرکز عالم و ثابت است کشف شد.
زمین آرام است در عین حالی که حرکت دارد و این حرکت با دقت و آرامش است که اهل زمین متوجه نمی شوند.
– کوهها سبب شد مردم روی کره زمین از جایی بجایی پرتاب نشوند.
« اَو تَسیخَ بِحملِها » 
از جایگاه خویش حرکت نکرده و زائل نشوند.
 فسبحان الله 
منزه است خدایی که بعد آنهمه تلاطم  و موجها و صدای تر سناک ناشی از موج را تبدیل به آرامش کرد.
 منزه است خداه زمینی را که بر دوش آب حمل میشد ، طوری قرار داد مردم روی خشکی زندگی کردند، هیچ اثری از نمناکی نبود.
 · خداوند دریا را قرار دادقائم ، مستحکم ، ثابت که لرزشی ندارد مگر زمانی که خدا اراده کند و باد عواصف بوزد.
– حرکت شدید اب های باران زا موجب تلاطم دریا می شود.
« تَخمَصُهُ الغمامُ الذَوارِف »
 این کلام حضرت نظریه علمی نیست که بررسی و تحقیق شده باشد.گویا خود حضرت بر این حقایق ناظر بوده و آنچه را دیده ،خبر را انتقال می دهد.
و صرف گزارش و علم زیست شناسی هم نیست ، مهم تر از آن ،
« انَ فی ذالکَ لعِبرَةً لِمَن یَخشیٰ » هست.
از آنهمه عظمت و حیرت  را  که مسخر شما کرد عبرت بگیرید.
و عبرت از آن کسی ست که به آن حالت درونی خشوع برسد.
اللهم اجعل الیقین فی قلبنا
 بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۲۱۲ :
از کتاب فیض الاسلام ۲۰۳ :
موضوع : تشویق یاران خود در نبرد با شامیان 
در میان لشکر حضرت سه گروه ، تنبلها ، منافق، و یاران پا به رکاب بودند.
حضرت برای قرص شدن دل یاران و بسیج کردن آنها با این جملات ، مخاطب خودرا  خدای متعال ، بیان می دارند.
 از دست چنین فرادی که در میدانهای  سخت حضرت را تنها می گذاشتند. به خدا شکوه میکند.
— خدایا هر بنده ای از بندگان تو بشنوند سخن مرا ، در حالیکه سخنان ما عدل است و ظلمی در آن نیست.
« سَمعَ مَقالَتَناَ العادلَةَ غیرَ الجائره »
رجز ما بنا حق نیست. عده ای را برای جهاد آماده میکنیم که عین عدالت است.
– این دعوت و بسیج عمومی ما مصلحت عمومی است ،چه در دین وچه در دنیای مردم.
« والمَصلحَةَ غیرَ مُفسِدَة فی الدین و الدنیا » 
اگر  بخواهنداز جهت دینی زیر سلطه جور نروند باید علی را یاری کنند.
اگر می خواهند در زندگی دنیا دچار نا برابری و حق کشی نشوند، باید با علی همراهی و دفاع کنند.
این جملات ما اصلاح کننده است و المصلحه .
هیچ فسادی در آن راه ندارد غیر مفسده.
سخن ما عدل است .مقالنا عادله .
خللی در آن نیست غیر جائره .
— کسانیکه شنیدند ، پشت کرده نپذیرفتند، 
« فاَبیٰ بعدَ سمِعَه لَها » این پشت کردن هیچ دلیل موجه و شرعی ندارد مگر عقب نشینی از نصرت توست.
« الا النُکُوصَ عن نصرَتِک » 
اگر علی را تنها می گذارندهیچ دستاویزی ندارندمگر اینکه می خواهند تو را نصرت ندهند.و دین تو را عزیز نکنند.
« و الاِبطاءَ عن اِعزازِ دینِک » 
یاری من یاری خداست عن نصرتک 
خدا که آنجا نیست ، علی بعنوان جلوهٔ خدا و حاکم از جانب خداست. 
یاری علی گویا یاری کردن خداست.
عده ای حرف حق را می شنوند و عمل نمی کنند، زیر پرچم حق قرار نمی گیرند، چون دوست ندارند دین تو عزیز شود.
دین تو عزیز شود برای آنها سختی بوجود می آید، شنیدند اما ابا کردند.
— خدایا تو را شاهد میگیرم و هیچ شاهدی بزرگتر از تو نیست.
«فانا نَستَشهِدُکَ علیه یا اکبر الشاهدین » 
خدایا تو شاهدی و شهادت تو مقبول است چون از همه وقایع با خبر هستی.
باید جواب دهند شنیدند ولی یاری نکردند.
— علاوه بر شاهد گرفتن خدا ، تمام ساکنین آسمان و زمین را شاهد می گیرم 
« جمیعَ ما اَسکَنتَهُ ارضَکَ و سمٰواتِک » 
شاهد می گیرم در دادگاه عدل الهی ملائک ، انبیا و اولیا ببینند.
— سپس ای خدا اگر اینها پشت کردند ،تو همان کسی هستی که میتوانی یار و یاور باشی.
«  ثم انتَ بعدَهُ المُغنیٖ عن نَصرهِ » 
تو بی نیاز کننده ای ، تا تو باشی نیازی به یاری کسی نیست.
_ از آنطرف تو خدایی هستی که شخص پشت کننده را رها نمی کنی.
« والاٰ خِذُ لهُ بذَنبِه » 
در جایی به سبب این گناه  گوش او را می گیری .
 هر انقلاب و حکومتی یک ریزش دارد و یک رویشی.
مهم اینست اولا:  نصرت دهنده حقیقی خداست،  مومنین را نصرت می دهد.
از جهت اعتقادی باور داشته باشید اگر خدا نخواهد ضرری به کسی برسد ، عالم پشت به پشت هم بدهند برای ضرر رسانی نخواهند توانست .
و اگر خدا بخواهد به ضرر کسی ، هیچ کسی نمیتواند او را یاری کند.
این دو اصل مهم است ، که همه کارهٔ عالم خداست. و نصرت را او می دهد.
پس هر حکومتی و جریان فکری ، ریزش دارد. صرف چند نفر خواص و فرماندهان اشتباه کرده یا پشت کردند خود را نباید ببازیم.
بطور قطع از طرف دیگر رو یش هم هست.
 وقتی کلام حضرت بدینجا رسید یک نفر از جمع بلند شد وگفت ، ما حرف تو را گوش نمی کنیم‌، آمدی ما را نابود کنی، آمدی ریشه عرب را قطع کنی،
در جمل با برادران خود جنگیدیم 
الان هم در صفین می خواهی ما در مقابل معاویه که اصحاب رسول الله هست قرار بگیریم و برادر کشی کنیم.
حضرت فرمود؛ این منافق را بگیرید .
از جاسوسان معاویه است پول میگیرد که حرفهای حضرت را تحریف کند ، در برابر سخن حضرت موضع گیری کند.مردم را دلسرد کند.
این مکتب مکتبی ست که معاویه صفت زیاد دارد، از ابتدا هم همینطور بوده ، موضع گیری غلط آنها به اندازه کلام حضرت ، اثر منفی دارد و مردم را دلسرد و بد بین می کند.
امروزه هم عده ای عملا با کلام رهبری مخالفت می کنند ، با مصاحبه ، سخنرانی ، با پست گذاشتن و یا عملا مانع در راه ایجاد می کنند.
کسانیکه مردم را دلسرد می کنند سخنگوی بیگانه می شوند .
عده ای هم پول می گیرند و عده ای هم نا خواسته ، وارد این گود می شوند، مخالفت با کلام ولی،  برابر با دلسردی مردم می شود.
اللهم اجعل عواقب امرنا خیرا

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.