حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 195 نهج البلاغه
 
بخش اول
 
 توحید + نبوت + چهار وظیفه پیامبر + شما بیهوده خلق نشده اید + ظرفیت های شما زیاد است + باید باری به دوش بگیرید + هیچ عطایی؛انبار خدا را خالی نمیکند + خدا مثل انسان نیست + گوش خدا کنار دهان شماست، حرف بزنید + خداوند در همان لحظه که در حال بخشش به کسی است در حال عذاب دیگری است
 
 بخش دوم
 
تقوی مهار نفس است+ ستون زندگی تقواست+متقی در آرامش است روزی که دلها مضطرب اند+ما به بهشت نمیرویم، به بهشت برمیگردیم+شرایط عالم در لحظه ی صور اسرافیل+صور دوم و حیات مجدد عالم+پاسخ به شبهه ای در مورد شفاعت
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۱۹۵ : 
کتاب فیض ۱۸۶ :
شهادت میدهم که خدای جز الله نیست و این شهادت فقط صرف یک شهادت نیست بلکه چهار ویژگی دارد.
شهادت همراه با ایمان که مرتبه ای بالاتر از اسلام است.
شهادت  به توحید که همراه با یقین است.
شهادت با اخلاص که نفی ما سوی الله است.
شهادت به یگانگی که همراه با اقرار و عمل است .
تمام اعمال و اخلاق متناسب با همین عقیده توحیدی هست.
شهادت می دهم به رسالت پیامبر خاتم ( ص ) 
در شرایطی که که پیامبر مبعوث شد رشد جامعه به چنین حدی رسید.
– در حالیکه نشانه های هدایت در جامعه کهنه شده بود. مسجد و مناره نشان از تقوا نداشت.گرد و غبار شبهات وزیده و مسیردین محو شده بود ، پیامبر مبعوث شد.
– در چنان وضع پیامبر آنقدر زحمت کشیدتا کهنگی جامعه را به جایی رساند که حق  راآشکار کرد. و مردم حق رادیدند.
– پیامبر شروع به نصایح و دلسوزی مردم کرد.
– مردم را به سوی کمال هدایت کرد آنان را در حد پایین نگه نداشت.طالبان را بسوی کمال هدایت می کشاند.
– مردم را به میانه روی و عدل و داد ، دوری از ستم دعوت می کرد.
توصیه اخلاقی : 
خدایی که پیامبر را فرستاد به عبث اینکار نکرد.
هریک از مخلوقات ماموریتی دارند انسانها آمدند وظیف و ماموریت خود انجام بدهند.
هر یک از شما باید با ری را بردارید.هدف خلقت خود را باید کشف کنید.
خداوند بعد خلقت شما را بی سرپرست رها نکرده ، بیهوده هم خلق نشدید.
راهنما یی هست که شما را راهنمایی میکند.
خداوند میزان نعمت هایی را که به شما داده می داند ، شمارش نعمتهای داده شده را میداند.
می داند چه ظرفیتهایی در شما نهاده ، چه ابزار و امکاناتی در اختیار شما گذاشته انکار نکنید، اعلان ناتوانی نکنید.
شمارش احسان به شما را میداند.
برای رسیدن به آن هدف عالی تجهیزات و امکانات ، ظرفیت درونی هم داده ، آمادگی طی کردن در این مسیر را عنایت کرده ، شما استعداد خود کشف کنید و ظرفیت خود را بشناسید.
وقتی خدا مقدمات ، وسیله هدایت را فرستاد وظیفه شما ست که از خدا طلب کنید .
– واستفتحوا طلب فتح کنید درهای بسته را برای شما فتح باب میکند.
– واسْتَنجِحُوهُ از خدا طلب کنید که شما را به آن راه برساند.
– اَطلبُوا الیه فقط از او درخواست کنید.
– واسْتَمنِحُوهُ از او طلب عطا و بخشش کنید.
فاعلیت فاعل هست ، می خواهد و می تواند شما را به هدف خلقت برساند ولی قابلیت آن باید به میدان وارد شود و از خدا طلب کند خدا مجدد دست بکار می شود ، دوباره یاری میکند.
هیچ چیز بین شما و خدا مستور نشده و هیچ حجابی نیست .
برای رسیدن بخدا هیچ دری هم بسته نیست.
۱- بی علت خلق نشدید.
۲- مقدمات فراهم شده 
۳- شما وارد میدان شوید.
۴ ترس انسان را از بی کسی برطرف میکند.
این صفات خدا دلیل بر همه جا بودن اوست همه جا هست و همیشه هم هست.
– هر مکانی و در هر زمانی و هر قطعه ای از تاریخ خدا حضور دارد.و خدا با همه معیت دارد.
– اگر از او طلب کنید و عطا کندخزائن او خالی نمی شود.
هیچ شکاف و خلل در دستگاه قدرت او بعد عطا کردن پدیدار نمی شود.
– نعمتهایی که میدهد پس نمی گیرد و از او چیزی کسر نمی شود هر چه ببخشد کرم او بیشتر می شود.
– خزینه خدا برای صف کشیدگان در عطا گیری  خالی نمی شود.
جایی که آمدید نعمتی داردکه تمام شدنی نیست.
خیال انسان راحت باشد ، فقط مهم خود انسان است که باید باشد و بیاید و حرکت کند.
دغدغه انسان از اینکه در میان میلیارد ها موجود از نگاه خدا جا نماند.
– هیچ شخصی حواس خدا را پرت نمیکند، که از شخص دیگر غافل شود.
– هیچ صوتی از صوت دیگر، خدا را مشغول نمیکند.
– همه را می بیند و به همه آگاه است.
– هبه کردن به کسی خدا را منع نمی کند از هبه کردن به شخص دیگر.
– خداوند به کسی می بخشد در همان لحظه از کسی سلب میکند.از روی حکمت کار میکند.همه را یکدست نمی بخشد یا همه را یکدست رد نمی کند.
-اگر استعداد خود را بروز دهید خدا به شما عطا میکند، در همان لحظه از دیگری انتقام می گیرد. خداوند یک جنبه کار نمی کند.
– خداوند در عین راضی بودن از شخصی ، همان لحظه از فرد دیگر غضبناک است.
– رحمت خداوند او را از عقاب باز نمی دارد.
– اگر دید خدا به اسرار و باطن عالم بود اینگونه نیست از ظواهر غافل شود.
– باطن نمی تواندظاهر را برای خدا بپوشاند.
ظاهر هم نمی تواند باطن را از خدا بپوشاند.
– خدا نزدیک است در همان حال دور است.
قرب خدا علمی ست، نزدیک است چون علم دارد.
دور است بُعد او مقامیست ،چون مقام او دور است دست یافتنی نیست.
دور است در همان حال نزدیک است.
– خدا مجازات و بازخواست میکند اما کسی نمی تواند او را باز خواست کند.
خداوندخلق کرد و برای هدفی هم خلق کرد اما در این خلق تفکر و اندیشه نکرد.
از مخلوق طلب کمک نکرد.
برای اداره عالم اظهار خستگی نکرد که به دیگری واگذار کند.
خدا هست و با قدرت و قوت کار خود را ادامه می دهد.
اللهم اکرمنا بنور الهدی و اکرمنا بنور الفهم 
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش دوم خطبه ۱۹۵:
کتاب فیض الاسلام ۱۸۶ :
شما را سفارش میکنم به تقوا یی که دو صفت زمام وقوام را دارد.
اوصیکم بتقوی الله فاِنها الزمامُ والقِوام »
تقوا در وجود کسی نهادینه باشد اورا از افتادن در چنان مسائل مهار میکند.
ترمزی هست که از سقوط جلوگیری می کند.
و قوام است، ستون زندگی که برآن استوار است تقواست. تقوا نباشد زندگی بر روی آب  بنا شده ، به ستونی تکیه نباشد قطعا فرو خواهد ریخت.
تقوا ستون مستحکم است که پابرجا می ماند.
ای مردم حال که تقوا دو صفت خوب دارد ، دو مطلب را رعایت کنید.
۱- تمسک به دستگیره جویید.
« فتَمسَکوا بوِثاقِها »
ظاهر تقوا ( وثاق ) هر چه هست عایت کنید.
دینداری یک ظاهر الصلاحی میخواهد.اهل تقوا ظاهر امر دست بهر کاری نمی زنند.
۲- به ظاهر اکتفا نکنید بلکه حقایق تقوارا هم رعایت کنید.
« واعتَصِموا بحقائقِها »
غیبت ظاهر کناه است اما باطن آن دیدن گوشت برادر مرده است.
اگر تقوا را مر اعات کنید :
الف. شما را بر میگرداند به محل آرامش وآسایش.
« تَؤل بکم الیٰ اَکنانِالدَعَةِ» 
وطنی هست پر وسعت و پر از رزق و روزی.
شما را نمی برد بلکه باز میگرداند چون از آنجایید به وطن اصلی خود بر می گرداند.
 ب. تقوا شمارا به یک پناهگاه حفاظت شده می برد.
« ومعاقِلِ الحِرز »
ج. به منازل عزت می برد.
« و منازلِ العزِ »
بخشی از آن در دنیاست و بخش اعظم در موطن اصلی.
« ولو اَنَ اهلَ القریٰ امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکاتٕ من السماءِ و الارض اعراف – ۹۸ » 
اگر مردم اهل تقوا بودندهر آینه برکات اسمان و زمین را بروی آنان می گشودیم.
منزل عزت و پر وسعت قیامت است.
این نعمتها در روزی داده می شود که قیامت بر پا می شود.
ویژگی شروع قیامت : 
« فی یومٕ تَشخصُ فیهِ الاَبصار » 
در همان روزی که چشمها از بهت خیره می شود.شما در آسایش هستید چون تقوا دارید.
شرح آنروز : 
– تاریک می شود برای چشم ها تمام اطراف و اکناف.
« تُظلَمُ له الاَقطار »
خورشیدی در میان نیست که روشنی بخش عالم باشد.اما شما به سبب تقوا خوشحالید.
– چنان روزیست که گله شتران نفیس رها شده .
« تُعطَلُ فیه صُرومُ العٕشار »
 از روی هول و هراس فکرها از ذهن رفته واشیا قیمتی مورد توجه قرار نمی گیرد.
– با صدای نفخه صور همه قلبها از حرکت می ایستد.
« و ینفخُ فی الصور فتَزهَقَ کلُ مُهجَةٕ » 
– تمام زبانها لال می شود.
« و تَبکَمُ کلُ لهجَةٕ » 
– کوههای سربفلک کشیده فرو می ریزد.
« وتَذِلُ الشُمُ الشَوامِخ » 
– – تخته‌سنگهای مستحکم‌ در حال متلاشی شدن است.
« و الصُمُ الرواسِخ »
– تخته سنگها تبدیل به یک سراب لرزان می شود.
« فیَصیرُ صلدُها سراباً رَقرَقا » 
سراب از دور یک آب مواج دیده می شود.و‌کوههای شکسته و فرو ریخته با  آنهمه عظمت بشکل سراب متلاطم تبدیل می شود.
– با چنان لرزه تمام جایگاه کوهها صاف و مسطح می شودبدون تپه و فراز و فرود.
« مَعهَدُها قاعَاً سَملَقا » 
در این روز سخت و پر دلهره همه دنبال پناهگاه هستند آرامش بگیرند.شما اهل تقوا در پناه و آرامشید. نگران نیستید چون بهشت روبروی شماست و تقوا شما رابه مقصد میر ساند.
– شفاعت هیچ شفیعی  مورد قبول نیست 
« فلا شفیعٌ یَشفع » 
– هیچ دوست صمیمی و دلسوز فریاد خواهی و کمک رسانی ندارد.
« ولا‌حمیمٌ یَدفَع »
– هیچ معذرتی هم پذیرفته نمی شود.
« ولا معذرَةٌ تَنفَع » 
«ما لظالمین من حمیمٕ و لا شفیعٕ یُطاع غافر -۱۸ » 
« فیومئذٕ‌لا یَنفعُ الذین ظلَموا معذِرتُهم و لاهم یُستعتَبون   روم – ۵۸ » 
فردا روز پذیرفته نمیشود،‌چون امروز روز عمل است فردا روز حسابرسی هست.
اللهم اخْتم لنا بالسعادة

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.