حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

سه شنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Tuesday, 23 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 183 نهج البلاغه
 بخش اول
موضوع: پاسخ ابن ابی الحدید به یک شبهه + جود و بخشش، آقایی می آورد + انبیاء نقاب دنیا را بر می دارند، شیطان دنیا را زینت میکند + معنای عبرت + عمل به قرآن شما را به آزادگی میرساند
 
بخش دوم
موضوع: حلال و حرام پیامبر تا ابد تغییر نمی کند+در مسیر سلف صالح خود حرکت کنید+معنای کفایت مؤنه توسط خدا+تنها حاجت خداوند از خلق چیست؟!+چهار اثر برای تقوا+خانه ی اهل تقوا،  حرم ملائکه است
 
 یخش سوم
موضوع: شما صاحب خانه دنیا نیستید + کسی که از یک خراش جزع میکند چگونه آتش جهنم را تحمل میکند؟ + فارحموا انفسکم + پیرمردها به گوش!!+ پنج توصیه عبادی حضرت + آیا خدا محتاج است که از ما طلب قرض کررده؟ + جیران الله چه کسانی هستند؟ + چهار امتیاز ویژه برای همسایگان خدا
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۱۸۳ : 
بحث در قدرت خدا و قران 
حمد مختص خدایی که شناخته شده است بدون اینکه رویت شود.
« الحمدلله المعروفِ مِن غیرِ رؤیَتِه »
معمولا انسانها کسی را که ببینند و به زوایای هستی او آگاه شوند شناختی به او پیدا می کنند.
خداوند با اینکه دیده نمی شود معروف است.
خداوند خالقی است ،که برای خلقش سختی و رنج نکشید.
« الخالقُ منغیرِ مَنصَبَةٕ»
انسان برای خلق چیزی نیاز به تفکر ، تامل ،مهندسی دارد تا به نتیجه ای برسد.
خداوند کار او ارادی هست، برای خلق کردن رنج و زحمت نمی کشد.
چون خدا قدرت محض است در خلق رنجی ندارد.
« خَلقَ الخلْقَ بقدرتِه »
انسان چون قدرت و امکانات ندارد به تعب و رنج می افتد.
برای خدا اراده مساوی هست با فعل.
ِاذا اَرادَ اللهُ شیئاً اَن یقولَ کن فیکون 
« انعام – ۸۳ »
خداوند به سبب عزتی که دارد، تمام بندگان را به  بندگی و عبودیت کشانده است.
«وَ السْتَعبَدَالاَربابَ بعِزتِه»
هیچ گردنکشی در عالم تاب مقاومت در برابر او را ندارد.
همه در برابر او خشوع کردند.
تنها کسی که ادعا دارد انسان است.
نسبت به بقیه موجودات ( کهکشانها و خورشید )  بشر تقریبا هیچ قدرتی ندارد.
تنها مستکبر انسان است و آن هم می فهمد.
چند صباحی گردنکشی میکندولی آخر می فهمد که تمام قدرت از آن خداست.
عزت او عزتی هست که تمام گردنکشان در مقابل او هیچند.
سیادت و برتری خداوند بر تمام موجودات بخاطر جودی که دارد.
انسانی که بدنبال آقایی و بزرگی هست ،فرمود مسیر آن جود و بخشندگی است.
خداوند کسی ست که سکونت داد و زمینه زنگی در دنیا رافراهم کرد.
« سادَ العُظَماءَ بجوده»
اگر فراهم نمی کرد، سفرهٔ پهن را آماده نمیکرد در طاقت و تحمل انسان نبود کهشرایط زندگی را فراهم کند.
صرف سکونت دنیا در دنیا کار حل نمی شود..دنیا یک مقدمه است برای یک هدف دیگری که رسولان برای آن آمدند.
رسالت انبیای الهی برای جن و انس می باشد 
اهداف از آمدن انبیاء:
۱- پرده برداری کنند نقاب پوشیده دنیا را. 
« لیُکَشِفوا لهم عن غِطائِها »
انسان حقیقت دنیارا بفهمد که چیست !
آنان زشتی دنیا را معرفی کردند.
اما شیطان چهره کریه دنیا را آراسته کردو انسان هم پذیرفت.
۲- انبیا آمدند تا از  شدت وضررهای دنیا برحذر دارند.
« لیُحذِرُهم مِن ضَرائِها »
مثالهایی برای جن و انس بزننند و از بیوفایی دنیا بگویند ، اگر دنیا وفادار بود به گذشته گان وفا میکرد،پس بشما هم وفا نخواهد کرد.
۳- مبعوث شدند تا به جن و انس از عیوب دنیا  بصیرت بدهند.
« لیُبَصِروهم عیُوبُها »
انسان کمال طلب به کم قانع نیست و دنیا هم مشکلات دارد.باید با قیامت خود را اغنا کند.
۵- هدف از آمدن انبیاء این بود ،
با کلمات قاطع خود ،بر انسان هجوم ببرند.
با تازیانه کلام انسان را ادب کنند.
۶- آمدند تا با عبرتها انسان را سربراه کنند.
دنیا روزی شیرین ،روزی تلخ دارد.
« مَصاحِها تندرستی»
روزی سلامت ، روی بیماری دارد.
« اَسقامِها »
دنیا متغیر است عبرت باشد.
دنیا حلالی دارد و حرامی.
آنان که حلال خوردند به چه جایگاهی رسیدند.
و انان که حرامخوری کردند.عاقبتشان چه شد.
۷- انبیا آمدند که بگویند:
چیزهایی که خدا برای مطیعان فراهم کردو سفرهٔ آتتشی که برای عصیان گران پهن کرده ،عبرت بگیرید 
همه خوبی و بدی ، بهشت و دوزخ ، کرامت و خواری را نشان دادند.
ارتباط قران با انبیاء : 
هر نبی کتابی دارد و قران کتاب پیامبر خاتم و اهداف رسالت پیامبران را دنبال میکند.
ویژگیهای قران :
۱- امر کننده است و باز دارنده 
اقام الصلوة دارد ، لا تتبعوا الشیطان دارد.
۲- صامت است و ناطق
صامت و ساکت بودن ظاهر قران است .
ناطق بودن و سخنگوی آن اهل بیت هستند.
۳- قران حجت است همانطور که امام حجت است.
« حجةُ اللهِ علیٰ خلقِه »
با قران برما احنجاج میکنند ،چرا خواندی عمل نکردی ؟!
۴- خدا در یک زمانی با انسان عهد بست ،مفاد عهد این بود که انسان قران را بگیرد و به آن عمل کند.
« اخذَ علیهِ میثاقَهم»
۵- همگان را در عمل به قران گرو گرفتیم.
همه شما در رهن قران هستید، ثمن آزادی شما از این گرو خود شما هستید.
با عمل به قران از این رهن و گرو آزاد می شوید.
۷- خداوند به سبب قران نور خودش را کامل کرد.  « اَتّمَ نورَهُ »
قران کامل کننده نور خداست،
۸- خداوند به سبب قران دینش را کامل کرد.
« اَکمَلَ بهِ دینَهُ »
بدون قران دین ناقص بودهمانطور که بدون ولایت امیرالمومنین ( ع) دین ناقص بود.
اللهُّم کمِّل دینِنا بالقران
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش دوم خطبه ۱۸۳ : 
تعظیم نام خدا و سفارش تقوی:
امیر المومنین صلوات الله و سلامه علیه فرمود:
خداوند متعال را تعظیم بدارید همانگونه که ، نام خود رادر قران تعظیم داشته.
انتخاب نام و صفت برای خدا ، باید به گونه ای باشد که دلالت بر ضعف و نقص نباشد.
چون در او نقص راه ندارد.
خداوند قابل احترام و تکریم است بخاطر : 
چیزی از دین خود را پنهان نکرد ،هر آنچه بود برای شما آشکار کرد.
از آنچه که دوست دارد و آنچه را که کراهت دارد آشکارا بیان کرد.
خداوند نشانه آشکاری برای محبوبها و مبغوض های خود قرار داد.
یک نشان ظاهر و آیه محکم ( حدیث قدسی، حدیث نبوی ، قران ، عقل،) از این مجموعه آیه محکم قراردادیم که شما عمل کریه را اجتناب و فعل محبوب را انجام دهید.
این آیهٔ محکم شما را از عمل های کراهتی باز می دارد. و شما را بسمت کارهایی که محبوب خداست می خواند.
قاعدهٔ کلی : 
رضایت خدا در آینده که می آید واحد است 
رضایت او در گذشته به فعلی ،همان است که در آینده می آید.
وسخط خدا از گذشته تا آینده واحد است و تغییر نمیکند.
رضایت و خشم خدا ، در تمام ادوار ثابت بوده.
اگر برای اقوام گذشته انذار داده بود،این انذار برای آینده هم هست. همیشگی است.
اگر در اقوام گذشته فعل حسنه ای را دوست داشت ،در آینده همان را دوست می دارد.تغییر نمیکند.
در این دو جمله شبهه ایجاد می شود.
پس چرا ادیان آمدند؟ 
چرا حکم ادیان مختلف بود؟
در حالیکه حکمی مثل شراب ابتدای اسلام و یا ازدواج دو خواهر با یک شخص در زمان موسی بن عمران حلال بود ،در زمان دیگر حرام شد ؟ 
پاسخ ۱ :  می فرماید مَن کانَ قبلَکم صحبت از قبل اسلام نیست. 
صحبت از زمان پیامبراست ،هر چه واجب یا حرام شد از ابتدا تا انتها ، واجب و حرام بودن آن،  استمرار تا ابد هست.
پاسخ ۲ :اگر مقصور حضرت ، اقوام گذشته بود. نه فقط ابتدای اسلام، این‌چگونه است ؟
فروع در ادیان متفاوت بوده ،ازدواج دو خواهر زمانی حلال و زمانی حرام شد.
فروع ربطی به اصول ندارد.
اصول تمام ادیان واحد بوده ،و رضایت و سخط در اصول همان است.( توحید ، اصل پرستش ،نفی شرک ،معاد باوری ) این اصول در تمام ادیان ثابت بوده ،توحید محبوب خدا بوده و شرک را کراهت داشته و تغییر هم نکرده .
کلیت ثابت است،ادیانی که آمدندهر دین فروع دین قبل را تکمیل کرد ،تا رسید به دین پیغمبر خاتم و کاملترین شد.
بندگان خدا شما مسیر گذشتگان را میروید 
گروهی رفتند و شما آمدید ،در حال تغییر هستید.
هرگز اصول کلی ( یاری پیامبران ، اصل استدراج ) از بین رفتنی نیست.
در تمام قرون اینگونه بوده.
شما تکرار گذشتگان میکنید حرف میزنید .
عمل و رفتار انسانهای صالح که قبل از شما بودند را بکار ببرید.
افراد صالح مطیع پیامبر و کتاب بودند.
مسیر دینداری آنان را طی کنید.
به مانند کلام سلف صالح خود سخن بگو یید.
خداوند مؤونه دنیای شما را تضمین کرده است.
سوال ایجاد می شود.
آیا کسی که گرسنه مانده موونه نداردیا فراموش شده؟!
پاسخ ۱: مؤونه منظور خورد و خوراک نیست،بلکه ابزار وسائل زندگی است.
نیاز به تنفس ، هوا و اکسیژن قرار داده 
نیاز آب حیاتی ، آب قرار داده 
جلوگیری از تاثیر ضررها ، در مقابل اشعه خورشید لایه ازن قرار داده 
آنچه برای زندگی دنیا نیاز بود احتیاجات اولیه  همه را تامین کرده است.
پاسخ ۲: اگر مؤونه رزق مقدر باشد ،برای همه رزقی قرار داده شده و روزی را می رساند.
بشرطی که ظالمی بر سر راه نباشد و سهم مقدر دیگری را دستبرد نزند. که باید او پاسخگو باشد.
خدا مؤونه داد و تشویق کرد به شکر کذاری 
اصل نعمت را داد و راه ازدیاد شکر را هم بیان کرد .
ولَئِن شَکَرتُم لاَزیدَنَّکم  « اسری- ۵»
خدا همه را توصیه کرد به تقوا
« ولقد وصیّنَا الذینَ اوتُوا الکتابَ مِن قبلِکم و ایّاکُم اَنِ اتَّقوا الله »
« نساء – ۱۳۰ »
توصیه کردیم اهل کتاب را که قبل از شمابودند و همینطور شما را ، که تقوای خدا را پیشه خود کنید.
تقوا را منتهای رضایت خود قرار داده ،
هرچه متقی تر کسب رضایت بیشتر.
حاجتَه مِن خلقِه. تقوا حاجت خداست از شما
خدا هیچ احتیاجی ندارد اما به انسان رو انداخته، خواهش کرده ،
تقوا آنقدر مسئلهْ مهمی هست که خداوند از شما درخواست کرده که تقوا داشته باشید.
تنها احتیاج و نیازی که خدا به مردم رو انداخته برای تقوا است.
تقوای خدایی داشته باشید که زیر نگاه و دید اوهستید.
لِتُصنَعَ عَینی  « قصص – ۴۰» 
زیر نظر و نگاه من بزرگ و ساخته می شوی
تقوای خدایی که تمام حالات و حرکات ،اعضای شما در قبضهٔ قدرت اوست.
واعْلَموا : مَن یَتَقِ اللهَ یَجعَلْ لهُ مخرَجاً
« طلاق – ۴ »
رعایت تقوا چندین اثر و نتیجه دارد :
راه خروج را شرح میدهد.
۱- تقوا راه برون رفت از فتنه ،راه خروج از گرفتاری را نشان می دهد.
۲- در تاریکی و بیراهه وجود متقی نور می شود بمانند فانوس درونی مسیر را روشن میکند.
۳- تقوا می تواند تورا جاودانه کند در خانه ای که شدیدا به آن میل دارید.
۴- تقوا شخص متقی را در منزل کرامت جای میدهد.
کریم ،منزل کرامت در نزدیک خود عطا میکند.
اوصاف این منزل کرامت:
٫ سایبان این خانه عرش الهی است.
٫ روشنایی این خانه خوشنودی ، رضایت، و لبخند خداست.
٫ این خانه نه تنها نزدیک خدا بلکه حرم است و برای آن زائر می آید و ملائک زائران  هستند به دور خانه طواف میکنند.
٫ رفیقان و همسایگان خانه انبیا هستند.
٫ این خانه ،خانه ایست که خدا برای خاستگاه خود ساخته ،آنقدر که منسوب شده به ؛ خانه خانهٔ من است.
این جایگاه عظیم برای صاحب تقوا است.
اللهم الرزقنا توفیق الطاعه
بسم الله الرحمن الرحیم 
بخش سوم خطبه ۱۸۳ :
توصیه های اخلاقی: 
ابتداءً شما مبادرت به معاد داشته باشید ،معاد باوری بتنهایی کافی نیست ،
علاوه بر پذیرش معاد باید اعمال شما در راستای معاد باوری باشد‌
۱- معاد را باور داشته باشید 
۲- سبقت بگیرید در انجام اعمال صالح ،متناسب با معاد.
قبل از اینکه مرگ شما را بگیرد پیشی بگیرید بر مرگ.
حقیقت مرگ انقطاع است قبل از حاصل شدن خود منقطع بشوید.
علت پیشی گرفتن بر مرگ اینست:
انسان دائم  سلسله آرزوهایش راقصد میکند.
بعد رسیدن به آرزوها به سراغ دین و عمل برود.
اما بزودی رشته آرزوها قطع می شود.
قبل از تمام شدن دنیا و آروزها اقدام و عمل کنید‌.
مرگ بزودی شما را در آغوش می گیرد « یَر هَقُهُمُ الاجل » و هضم میکند.وقتی اجل هم رسید در های توبه بسته می شود .
قبل از تمام شدن دنیا و بسته شدن در توبه به حال خود فکری کنید، نگذارید مرگ بر شما سبقت بگیرد.
ذات انسان اینطور است که ؛
معطل میکند،فرصت سوزی میکند ،وقت که تمام شد دوباره طلب فرصت میکند.
شما مانند این قصه ای نباشید که : عده ای مردندبعد از خدا طلب رجعت کردند.
حتی اذا جاءَ احدَهُمُ الموتِ قالَ ربِ الرجِعونِ اَعمَلُ عملاً صالحاً فیما تَرَکتْ قالَ کلّا 
« مومنون  –  ۹۹ » 
عده ای که مردند میگویند خدایا ما را برگردان تا آنچه از عمل صالح ترک کریم را انجام بدهیم در جوای گوید : کلا ؛ هرگز 
این جمله را انسان میگویدولی کسی به آن ترتیب اثر نمی دهد. اِ نها کلمةٌ هو قائلُها 
الان که هستید فرصت را مفتنم شمارید.
شما در دنیا مسافرید ،خانه از خود شما نیست فرزندان راه هستید  « وانتم بَنُو سبیلٕ علیٰ سفر »که طی طریق کنید .
یک سفری از یک خانه شروع کردید تا برسید به مقصد.و خانه اجاراه ای را باید پس بدهید « لیْسَتْ بِدارِکُم »
.
آگاه باشید فردا روز که باید بروید ،من بشما اعلام کردم و شما با خبر شدید « و قد اُوذِنْتُم منها بالاِرتِحال »
نه تنها اعلام ، بلکه امر هم شدید که برای مقصد  خود، زاد و توشه جمع کنید. « و اُمِرتُم فیها بِالزادِ »
مقایسه دنیا و آخرت : 
می دانید ،پوست بدن شما در مقابل یک خراش و یک ضربه طاقت ندارد.
جلد رقیق و نازک که هیچ صبر و تحملی ندارد زود آسیب می بیند ،چگونه در برابر آتش سهمگین جهنم طاقت می آورد.
هر کدام بارها تجربه کردید و آگاهید چقدر ضعیف و در مقابل خاری جزع و فزع می کنید 
این پوست همان پوست است چگونه تحمل عذاب خواهید کرد!!
فَرحَموا نفوسَکم بفکر خود باشید ،بخود رحم کنید ،که فردا اذیت نشوید.
آنهایی که گناه میکنید فکر میکنید جهنم یک مکان عادی و معمولی هست ؟
وقتی مالک دوزخ اذا غَضِبَ علیَ النارِ  بر آتش خشمگین می شودو غضب میکند ، آتش از هم می شکند ،پرتاب می شود بر روی هم می افتند و گُر میگیرد.
فکر میکنید آتش بی شعور است ملتفت نیست و نمی فهمد.
با فریاد مالک دوزخ ، آتش دست و پای خود گم میکند و از روی ترس به گوشه هایی پرتاب می شود.
صدای خشن خازن دوزخ مساوی هست با گُر گرفتن و سخت شدن آتش.
یومَ نقولُ لِجهنمَ هَلِ امْتَلاَتِ و تَقُولُ هَل مِن مَزید
«  ق – ۷۰»
روزی که به جهنم می گوییم آیا پر شدی ؟
و جهنم میگوید آیا بازهم هست وباز طلب میکند.
آتش ، جهنم ، فهم دارد با شعور است .
همانطور که در بهشت کسی اراده کند میوه در آن واحد متناسب با میل شخص آماده می شود .
بهشت و جهنم هدفمند هستند
ذرات خاک و سنگ و ….فهم دارند.
پیرانی که عمر به بطالت و هوسرانی گذراندید ، روزی جوان بودید به خود، وعدهٔ توبه در پیری دادید .
اکنون پیری رسیده ،در تمام سلولهای وجود شما نفوذ کرده ،پیری با چشم و گوش ، مغز و جان شما مخلوط شده و توبه هم نکردید
پیرانی که چنین فرتوت شدند چگونه خواهد بود؟
 تحملشان با طوق آتشین بر گردن ،که گوشت را ذوب میکند و به استخوان می رسد. آیا تحمل خواهند کرد ؟
دومین عذاب آن لحظه ایست که دستان با دستبندی به پشت گردن بسته می شود از شدت فشار استخوان خرد میکند.
فی سلسلةٕ ذرعُها سبعُونَ ذراعاً فاسلُکُوه
« الحاقه – ۳۲ »
دستبندی از سلسله زنجیر در طول هفتاد ذراع می بندند 
آیا آمادهٔ چنین صحنه هایی هستید؟ 
گناه کردید و قرار بود توبه کنید و نکردید….
فاللّهَ الّلهَ معشَرَ العِبادَ 
شما را قسم میدهم بخدا زنان ،مردان ، انسانها،
امروز که حالتان خوب است و بیمار نیستید ،فرصت دارید ، وسعت دارید 
قبل از اینکه شما را در تنکنا و قبر بگذارند
« وفی الفُسحَةِ قبلَ الضیق »
از دو نعمت سلامت و وسعت استفاده کنید ،تا شرایط جسمانی شما خوب است و آمادگی دارید دو نعمت الهی را بکار بگیرید و در آزاد کردن گردنهای خود تلاش کنید.
« فاسعَوا فی فِکاکِ رِقابِکم »
پنج توصیه که از بقیه اعمال بهتر است با استفاده از دو نعمت سلامت و فرصت 
۱- در شبها چشمان خود را بیداری دهید 
فَتَهَجَد بهِ نافلةً لکَ اَن یَبعَثَکَ ربُکَ مقاماً محمودا   « اسری – ۷۹»
۲- شکمها و بدن خود را فربه نکنید روزه بگیرید 
« واضْمِروا بُطونَکم »
۳- در را ه رسیدن به خیر قدمهای خود را بکار گیرید.« واسْتَعمِلوا اقدامَکم»
۴- فقط برای خود جمع نکنی دیگران را هم ببینید انفاق کنید « و اَنفقوا اموالَکم »
از جسم خود کنده به روح خود اضافه کنید.
در تقابل جسم و روح ، جود و بخشش کنید.
« فَخُذوا من اجسادِکم فَجُودُها علیٰ انفسِکم »
جسم خود را برای روح ایثار کنید.
اصل اینست که جسم تحلیل می رود خسته و ناتوان میشود.اگر شما جسم خود را در اینراه مستهلک نکنید روزگار آن را تجزیه میکند.
از شما چه کسی هست بخدا قرض بدهد و و خدا هم دِین شما را پاسخ میدهد
مَن ذالذی یُقرِضُ اللهَ قرضاً حسناً فیُضاعِفَهُ اَضعافاً کثیرةً   « بقره –    ۲۴۵»
جان و جسم خود را بخدا قرض بدهید‌ و خدا برای شما بیشتر میکند
اگر طلب نصرت کرده نیاز به نصرت ندارد،از روی خواری و عدم قدرت نیست کما اینکه طلب قرض کرده و للهِ خزائنُ السمواتِ و الاَرضِ و هو غنیٌ حمید 
در حالیکه لشکر آسمان و زمین در اختیار اوست و للهِ جنودُ السموات و الارض
حکمت طلب کردن خدا از شما برای اینست: شما را امتحان کند که کدامیک مطیع ترید و مبادرت می ورزید به اعمال صالح 
لِیَبلُوَکُم اَیُّکُم اَحسَنُ عملاً « هود -۸»
با انجام اعمال صالح و مطیع بودن شما را همسایه خود قرار میدهد همان منزل کرامت حاصل از تقوا همسایگان خدا هستند.
جیران الله همان مردم عادی هستندکه پیغمبذان با آنان حشر و نشر دارند.
زائران جیران الله ملائکه هستند.
خدا برای همسایگان خود مقامی قائل است که صدای خفیفی از آتش دوزخ را نمی شنوند.
خدا جسم آنها را از خستگی روحی ( لُغُوب ) و خستگی جسمی ( نَصَب) مصون داشته.
ذالک فضلُ اللهِ یُؤتیهِ مَن یشاءُ 
فضلی است که خدا به خاصان می دهد
اللهم افرغ علینا صبرا و ثبّت اقدامنا

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.