حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

چهارشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۳ Wednesday, 17 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 173 نهج البلاغه
 
موضوع: ویژگی های حاکم اسلامی + نقش انتخابات در تعیین حاکم + تفاوت جنگ های رمان پیامبر و امیر المومنین + مهمترین سختی جنگ جمل، صفین و نهروان
 
 
موضوع: دهه فجر+ دل به دنیا نسپارید + برای حفظ دین از جان بگذرید
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۱۷۳ :
امیر المومنین صلوات الله علیه
ابتدا چهار ویژگی از پیامبر بیان کردند.
۱- پیامبر صلوات الله علیه امین وحی است و در ارائه وحی کاملا امین است .
۲- خاتم رسل است .
ودین او هم خاتم همه ادیان است 
و دین خاتم باید ظرفیت او همیشگی باشد.
 نه محدود به زمانی، متناسب با خاتمیت  باشد.
 ۳- پیغمبر اکرم بشیر بود به رحمت های خدا.
 
۴- علاوه بر بشارت نذیر هم بود
مردم را از کیفر گناه برحذر میکرد.
حضرت ویژگی حاکم اسلامی را بیان میکند.
—  سزاوار ترین مردم به حکومت کسی هست که توانایی اداره حکومت از جهت مدیریت ،
اجرائیات حکومت را بتواند انجام دهد.
مدیر و مدبر باشد
— اعلم مردم باشد در امر خدا برای حکومتداری.
احکام الهی را در باب حکومت ،قضاوت ، بیت المال ، در باره شهروندی ، مالیات ،به چگونه بودن آن آگاهی داشته باشد.
دو ویژگی حاکم : مدیریت در اجرا و علم به قوانین الهی ،
سوال پیش می اید!! 
اگر دو صفت برای حاکم است خلفا هم این دو صفت را دارا بودند !
چرا امیر المومنین در تعیین حاکم صحبت ازنص الهی نکرد؟ !
چرا حرف از غدیر و سخن از انتساب الهی نزد ؟!
فرمود : 
از گوشه و کنارخبر میرسد که همه با علی بیعت نکردند. مشروعیت عمومی ندارد
کسانی که بیعت کردند علی امام آنهاست.
ما در شام  بودیم و بیعت نکردیم هیچ 
التزامی به امر حکومت نداریم .
حضرت این حرف و این تفکر را ایراد میگیرند.
قسم به جان علی ، اگر حکومت و زمامداری منعقد نشود و مشروط به این باشد 
که تک تک مسلمانها از سراسر بلاد برای بیعت بیایند تا حاکم تایید شود .
این اصل شدنی نیست .
هیچ راهی برای رسیدن به این مطلوب و مقصود وجود ندارد.
امکان ندارد که همه مردم بتوانند در بیعت حاضر شوند
در یک حکومت حرف بیعت کنندگان و حاضرین حجت است بر کسانی که در بیعت عائب بودند.
بزرگان حاضر در بیعت تکلیف بقیه غایبین را مشخص میکنند.
وقتی امامت شکل گرفت و حاکم انتخاب شد ،بیعت کنندگان حق ندارند بیعت خود را لغو کنند 
مثل طلحه و زبیر پیمان خود شکستند ( ناکثین ) 
وکسانی که در بیعت حاضر نبودند 
اختیار ندارند که مخیر باشند ،علی را به عنوان حاکم بپذیرند یا معاویه را !!!
دیگران بیعت کردند امامت مشخص شد.
بدانید و آگاه باشید 
با دو گروه ، با دو فکر ، خواهم جنگید.
— در اموری که مربوط به آنها نیست دخالت میکنند( معاویه) 
در مورد چیز هایی که به آنها ربط ندارد ادعا دارند.
برای عثمان خونخواهی میکند.
نه اقوام و خانواده عثمان است ،
نه امام مسلمین است که خون خواهی کند.
به او اصلا مرتبط نیست دخالت میکند.
— گروه دومی که با آنها مبارزه میکنم.
افرادیکه حقی از حکومت و از اشخاص بر گردن آنهاست از پرداخت ممانعت می کنند.( طلحه و زبیر) 
شما بر حکومت و بر علی حق پیمان دارید.
اگر بیعت هم نمی کردید حق خروج نداشتید.
آگاه باشید : 
همه شما را به تقوی دعوت میکنم 
تقوی بهترین چیزی هست که مردم به هم تواصی می کنند.
یک هدیه دو طرفه به یکدیگر.
تقوی زمانی در جامعه نهادینه میشودکه ، افرادنسبت به هم دغدغه مند باشند.
همراه با حسن خلق ، سعه صدر ، عیوب یکدیگر را به هم هدیه کنند.
تقوای جامعه زمانی محکم و دلنشین می شود 
هر کس خود را ملزم بداند یکدیگر را به حق دعوت کند .
یکطرفه باشد نتیجه ندارد.
به تعبیر امام صادق علیه السلام : 
محبوبترین دوست محمد بن جعفر کسی هست که عیوب به او هدیه بدهد.
بهترین عاقبت برای هر کس تقوی ست.
مُهر اختتامیهٔ پروندهٔ هر فردی مهر تقوی بخورد.
ای مردم تا دیروز جنگ ما با کفر و شرک بود اما امروز جنگ ما با مسلمان است .
نتوانستند حکومت عدل علی را بپذیرند.
 و در برابر محور عدل  تاب نیاوردند.
به اشرافیت و حق خوری بیشتر پایبند هستند 
در برابر علی صف کشیدند .
چاره ندارم دست به شمشیر برده غائله را تمام کنم.
زمان پیغمبر ، مرز کفر و ایمان بین ما فاصله انداخته بود .اگرچه عشیره و اقوام بودند.
 یک زور بازو و شمشیر می خواست راحت با کفار می جنگیدیم.
اما امروز جنگ طاقت فرسایی است
شرایط سخت برادر کشی ، جای مهر بر پیشانی ، جای سجده بر زانو، صدای تلاوت قران در شهر طنین انداخته، باید در زمان علی برادر کشی کنیم.
مقابل امامت قد علم کردند .
در صف جنگ با علی قیام کردند.
وارد شدن در این جنگها،هر  
کسی نمیتواند بیرق جهاد بلند کند مگر سه‌ویژگی داشته باشد.
۱- اهل بصیرت باشد.
۲- اهل صبر باشد.
۳- مواضع حق را بشناسد.
سه مرحله بصیرت ، صبر ، شناخت مصادیق حق و باطل چیست ؟!
اگر بصیرت میخواهید ، آنچه را امر میکنم پایبند باشید و اجرا کنید‌
آنچه را نهی میکنم از آن برحذر و دوری کنید 
گوشتان به دهان علی باشد.
صبر میخواهید ، عجول نباشید ،تا وقتی تبیین و تحقیق نشده ،امر بشما واجب نشده 
باعجله کار نکنید ضربه می خورید.
اجازه بدهید دو طرف باطن خود را ،رو کنند.
صحنه کاملا شفاف شد تصمیم بگیرید.
تنها کسانی می توانند در این مبارزه نفس گیر ،پیروز شوندکه اهل صبر باشند.
صبور باشید تا به نتیجه برسید.
اعتراض میکنند چرا رهبری مماشات میکند ؟!
چرا فرصت می دهد ؟!
چرا چیزی نمیگوید ؟!چرا…..
مبارزه با برادر تنی و نا تنی صبر می خواهد و بصیرت.
شناخت مواضع حق و باطل:
‌در هر امری فرمانی که ما صادر میکنیم و شما به آن اکراه دارید 
اهل مصداق حق باشید.
فرمان ما را انکار نکنید اکراه نشان ندهید.
بدانید برای آن استدلال قوی داریم 
اگر شما هم آنرا بدانید نظر شما هم عوض می شود همانی را که ما میگوییم قبول میکنید.
هر امری از روی هوی و هوس نیست استلال دارد 
گاهی شرایط طوری نیست که این دلایل گفته شود.
ادلهْ محکم داریم که بتوانیم شما را قانع کنیم.
پس آنچه را میگوییم بدون شرط ، بی چون و چرا قبول کنید.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش دوم خطبه ۱۷۳ 
 در رابطه با دل کندن از دنیا .
 ارتباط آن با عمل طلحه ،زبیر ، معاویه و دیگران ،
وجه اشتراک  همه حب دنیا ، مقام و جاه، بود.
 عاملی شد که در مقابل امیر المومنین قرار بگیرند.
بدانید : دنیایی را که صبح کردید در آروز و اشتیاق دنیا هستید .
این رغبت نشان دادن فقط از جانب شماست.
دنیا گاهی شما را خوشحال گاهی ناراحت میکند.
کامل به شما روی خوش نشان نمی دهد.
یکبار دلشاد کند ، دهها بار ناخوشی خود را رو میکند.
بدانید: 
دنیا خانه شما و در اختیار شما نبست
خانه باید کلید دار آن بود و حق تملک و فروش آنرا داشت.
اما این دار دنیا خانهْ شما نیست
وخدا هم برای شما خانهْ ابدی قرار نداده.
او شما را فریفته و بازی میدهد.
جایی که همه انبیاء به آن دعوت کردند.
عقل شما را بسوی آن کشید.
فطرت گفت بسمت آن حرکت کنید.
آنجا هم دنیا نیست.
راه را بیراهه نرو و برگرد.
نه دنیا باقی ماندنی ست و نه شما ماندنی.
دنیا یک روز برچیده می شود.
شما هم که رفتنی هستید .
چطور دو فانی بهم دل می بندند.
ابراهیم خلیل فرمود: 
فلّما اَفَلَ قال اِنّی لا اُحبُ الافلین 
« انعام – ۷۱ »
افول شمس و قمر نفرمود ،بلکه هر چیزی که افول کند قابلیت دوست داشتن و دلبستگی ندارد .
انجه دوست داشتنی ست باید باقی باشد.
کُلُ مَن علیها فانَ و یَبقیٰ وجهُ ربِک ذو الجلالِ والاِکرام  « الرحمن -۲۷ »
 نه تنها او باقیست .بلکه وجه او ،وجیه عندالله ،اهل بیت ، باید به  وجه الله ، عشق ورزید.
معروفیت دنیا به زیور ،زینت ، جذابیت است.
همانطور که یک روی دنیا جلب و زیبایست، روی دیگر آن دفع و ترس است.
مهم اینست با چه عینکی نگاه کنید.
دنیا همان دنیا ست 
گروهی با عینک جذبهْ دنیا می نگرند.
عده ای در حال تماشای دنیا  سه طلاقه میکنند.
عینکی را به چشم می زنید مهم است.
دنیا در عین جذابیت و فریفتن ، از خودش برحذر داشته ،فریاد دارد اگر 
زیور دارم ،باطنی هم دارم.
روزی چنان در آغوش میگیرم در دل زمین که راه فراری نیست.
غرور و فریب دنیا را بخاطر تحذیر آن رها کنید.
بخاطر خوفی که در دنیا هست دلبستگی به آن را ترک کنید.
انذار را بگیرید فریب را رها کنید.
هر دو طرف دنیا را با هم ببینید.
دنیا محل مسابقه است اما نه برای دنیا ، 
دنیا محل حرکت است .
برای رسیدن به بهشت در آن مسابقه دهید.
وسابِقوا الی الجَنَةِ التی وُعِدَ المتقون
قلب را از دنیا بکنید.
به سبب قلبها از دنیا جدا شوید.
زهد بمنزلهْ نداری و فقر نیست.
بلکه در دنیا باش ، استفاده کن، بذل و بخشش کن.  اما دل کندهْ از دنیا باش.
وَابْتَغِ فیما اتیٰکَ اللهُ الدارَ الاخرةَ
ولا تَنْسَ نصیبَکَ مِنَ الدنیا و اَحْسِنْ کما احْسَنَ اللهُ اِلیکَ    « قصص – ۷۷ »
بگیر آنچه را که خدا داده برای آخرت استفاده کن .
بهره های دنیایی را فراموش کن 
همانطور که خدا بتو احسان کرده ،تو هم احسان کن.
 
نعمت ، رزق ، امکانات دنیا ،برای لذت و بهره گیری داده شده. استفاده ببرید و فریب نخورید.
وقتی چیزی از دنیای شما گرفته میشود بخاطر دنیا بیتابی نکنید.
لِکَیْلا تَاْسَوْا علیٰ ما فاتَکم  « حدید – ۲۰ »
تاسف نخورید بر چیزی که از دنیای شما سلب شده.
نعمت خدا را  بر خودتان ،با دو عمل کامل کنید.
۱- صبر فی طاعة الله ( طاعت سختی دارد) 
۲- محافظت کنید از مواردی که قران به حفاظت آنها امر کرده.
لا تقربوا مال الیتیم 
لاتقربوا الفوحش 
بالوالدین احسانا 
لا تفعلوا  الربا 
موارد حفاظتی قران !!
اگر اعتقاد و باور قلبی داشته باشید.
ضایع شدن دنیا به شما هیچ ضرری نمی رساند.
بشرطی که ستون دین شما مستحکم باشد.
اگر پایه های دین شما استوار نباشد.
تمام دنیایتان تامین باشد ،هیچ منفعتی برای شما ندارد.
اَخَذَاللهُ قلوبَکم الیَ الحق 
واَلهَمَنا و ایاکم بالصبر 
خدا قلوب شمارا به حق راهنمایی کند 
و بما و شما صبر عنایت کند.
همان بصیرت، صبر و حق را که در ابتدای خطبه آمده بود در پایان خطبه ختم کرد.
بیرق جهاد را کسی نمی تواند بلند کند مگر اهل بصیرت ،صبر و علم باشد.
بصیرت شی خارجی نیست ،اگر به مواقع حق کسی عالم بود و صبر هم داشت.
 بصیرت نتیجه حق گرایی و صبر بر حق است.
صاحب این دو ویژگی ، بصیر هم خواهد بود.
جعلَنَااللهُ و ایاکم الیٰ منازلِ الابرارِ برحمتِه

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.