حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 172 نهج البلاغه
 
موضوع: حضرت ام البنین + تفاوت سخاوت و ایثار + پاسخ دندان شکن امیر المومنین به شورای شش نفره خلیفه دوم + آیا ترک حق جایز است؟
 
موضوع: جنگ جمل + شکنجه عثمان بن حنیف + حاضرم همه اهل جمل را بکشم + چرا حضرت عایشه را به جرم محارب اعدام نکرد؟!
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه  بخش اول خطبه ۱۷۲ : 
چند جمله در ابتدا برای عرض ادب خدمت حضرت ام البنین 
در اصطلاحات قرانی چند لفظ برای بخشش داریم. انفاق ، سخاوت ، ایثار 
از آنجهت  در یک نقطهٔ اعطاء  مال .در  همه آنها هست.
وجه مشترک دارند.
اما هر کدام بار معنایی متفاوت دارند. و برای یک جایگاه خاصی بکار میروند.
سخاوت !!!  در جایی هست که انسان به اندازه کفاف خود دارد ، خود گرفتار نیست ، نیمی برای خودنگه می دارد ، نیمی را می بخشد.
این ، بخشیدن و سخاوت است.
ایثار !!! مرتبه بالاتر از سخاوت هست.
مقدم کردن دیگران بر خود، مطرح است. 
مخیر می شود بین گرسنگی خود ، وسیر کردن دیگری.
حاضر باشد مال و آبرو بدهد در حالیکه ، دست خود خالی باشد.
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .
این ضرب المثل خلاف ایثار است.
بین سخاوت و ایثار تفاوت بسیار است.
ایثار هم مراتبی دارد.
بالاترین ایثار : 
« لنْ تَنالو الْبٓرَّ حتّی تُنفقوا  ممّا تُحبون  مائده – ۹۴» 
وارد میدان برّ و نیکو کاری نمی شوید ، بویی از نیکو کاری نمی برید. 
مگر اینکه ایثار  باشد .
آنهم از محبوبترین باشد.
بعضی آبرویشان مهم تراست از مال.
بعضی مالشان محبوبتر است از فرزند.
بگذرید از آنچه که محبوب شماست و به آن عشق می ورزید. با اینکه خود ، به آن محتاج ترید.
و یطعون الطام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا  « دهر – ۱۰» 
—  اطعام طعام علی حبه ، بخاطر حب و رضایت خدا ، از لقمه گذشتند.
— اطعام طعام علی حبه ، حب همین طعام ،
گرسنه بودنداحتیاج به غذا داشتند ، دلشان غذا را میخواست ولی ایثار کردند.
وجود مقدس ام البنین سلام الله علیها ، ام الشهداست 
نه تنها بخشش ،نه تنها سخاوت ، نه تنها ایثار ، بلکه اوج ایثار را داشت. تنفقوا مما تحبون .
محبوبترین شخص ، محبوب عالم هست.
ابالفضل همانی هست که حسین بن علی در موردش می گوید : بنفسی انت 
ابالفضل را با این جایگاه رفیع در طبق اخلاص ، می گذارد و هدیه می کند.
در پاسخ به بشیر که خبر شهادت  فرزندانش را داد گفت : 
اَولادی و مَن تَحتَ الخضراء کُلُهم فداءٌ لِابی عبدلله 
من و بچه هام و هر کس که زیر آن آسمان است همه فدای حسین.
اوج معرفت و اوج ایثار است که خود و محبوب خود را نبینی .
اللهم اجعلنا فی زمرة عباد الصالحین
حمد و سپاس مخصوص خدایی هست که آسمانهای هفتگانه ،با همه موجودات و عظمت برای خدا حجاب نیست.
علم او به تمام آنها احاطه داردو هیچ جایی برای او مستور نیست.
اللهُ الذی خَلقَ سبعَ سمواتٕ و مِنَ الارض مثلَهُنَّ یَتَنَزَلُ الامرُ بینَهُنَ  « طلاق – ۱۲ » 
آن خدایی که هفت آسمان را خلق کرد و زمین را همانند آسمان هفت زمین ، و فرمان خودرا به آن طبقات نازل کرد.
هیچ زمین هفتگانه نمی تواند مانع دید خدا شود.علم او بر همه اسمان و زمین و مافیها محیط است.
در جریان شورای شش نفره، عبد الرحمن عوف یکی از آن اعضا ، به حضرت اتهامی زده و جواب دندان شکنی از مولا شنید.
امیرالمومنین سلام الله علیه در این خطبه به آن اشاره میکند.
یک قائلی اینگونه گفت:
فرزند ابی طالب ،چقدر به حکومت حریص هستی. برای رسیدن به چهار صباح خلافت حرص می ورزی!!
من به او نگاه کردم و گفتم : 
اشتباه میکنی ،بخدا قسم  شما خیلی حریص ترهستید.
شما اقوام پیامبر ، که نیستید.
جانشین رسولخدا ، که نیستید.
دور هستید از انتساب پیامبر.
شما در حالیکه از مرام و خاندان پیغمبر ابعد هستید و خصوصیت منفی هم دارید .دست و پا زدن شما و حرص شما برای خلافت بیشتر است.
من مختص شده ی به ولایتم.
من اقرب به پیغمبرم ،چه از نظر نسبی  ،و مقامی.
با اینکه من دو خصوصیت دارم، اما حرص شما بیشتر است.
هر جا که آمدم حقی از خود بستانم ،مرا محکوم کردید.
شورای ثقیفه و …. 
تشکیل دادید. همیشه دست رد به سینهٔ من زدید و باعث شدید به حقم نرسم.
تا جایی که توانستم حدیث منزلت ، حدیث یوم الدار و انذار را یادآوری کردم 
فریاد زدم ، مهاجر و انصار را یاد آور شدم 
اما ، شما بین من و حقم حائل شدید.
اگر بگویم حقم را بدهید مرا به حرص محکوم میکنید.
اگر سکوت کنم می گویید علی از مرگ می ترسد.
فضای جامعه و فضای رسانه ای را طوری چیدند که ، در هر دو حالت علی محکوم باشد.
امامی که رسانه نداشته باشد.
امامی که مردم را نداشته باشد صدای او را در جامعه پخش کنند.
حرف خود را چگونه برساند .
با چاه درد و دل میکند.
فرمود : وقتی با یک حجت قاطع و کوبنده بر ضد  عبد الرحمن اقامه کردم.
در حالیکه شورای شش نفره ، و یک عده ناظر بر مذاکره حاضر بودند
همگی سرگردان و مبهوت ماندند و عبد الرحمن دیگر پاسخی نداشت و حرفی نزد.
دستها را بلند کرد ،خدایا تو شاهدی ،
هر آنچه گفتم گوش نکردند. اما من رها نکردم.
من از تو طلب یاری و کمک می خواهم
قریش و کسانی که در مسیر انحرافی قریش را یاری کردند.
حق ما را از آنها بگیر. به ما ظلم کردند.
کاری کردند که قطع رحم شد‌.
خویشاندی من و پیغمبر را ،حرمت شکستند .
حرمتهایی که پیامبر  برای ما قائل بود رعایت نکردند.
جایگاه والای مرا کوچک شمردند.
منزلت عظیم مرا صغیر کردند.
علی را در ردیف دیگران قرار دادند.
علی را با دیگران مقایسه کردند .
واین دون شأن ما بود.
چیزی که‌حق خلافت بود و آن حق من بود.
کسی غیر از من حق نداشت در این جایگاه عظیم قرار بگیرد.
دست بدست هم دادند و اجتماع کردند
و این حق را از ما غصب کردند.
وسیعلم الذین ظلموا  ایَُ منقلبٕ ینقلبون
سوال دوم 
در یک سخاوت و یا ایثار خانواده مخالفت کنند ( جدای از اجازه همسر و مال او و….
در این موارد مشکلی نباشه) 
بگن حق ما رو به دیگران میدی 
آیا رضایت خانواده ( بجز همسر) لازمه ؟
یا برای معترض نشدن  اونا پنهانی انجام بشه؟
فضائل امیر المومنین سلام الله علیه از کلام خود.
ما اگر شروع کنیم به صحبت کردن و عمل کردن ، 
از کوهسار علی یک سیلی جاری می شود که همه را با خود می برد.
در مقابل سیل علم علی ، عرفان علی ، معرفت علی ،شجاعت علی ، تاب و تحمل ندارند و جان تسلیم میکنند.
خروش سیل را ببینید چگونه است !!
ما اینگونه ایم !!
دوستان ماهم اینگونه اند!!
سیل راه می اندازند. و خس و خاشاک شبهات را برق آسا با خود می برند.
دوستان علی یک حالت سیل  گونه دارند، که دشمنان را از سر راه بر می دارند.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.