حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 166 نهج البلاغه
 
 بخش اول
موضوع: تربیت فرزند + فانهم خلقوا لزمان غیر زمانکم + ویژگی های تربیت جاهلی + سقط جنین +مثل افعی نباشید
 بخش دوم
موضوع: نقش انس و الفت اجتماعی در پیروزی + نابودی حکومت بنی امیه + ابومسلم خراسانی و تردید در شخصیت او
 بخش سوم
موضوع: پیروزی دشمنان مرهون ضعف دوستان است
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۱۶۶ :
در باب تالیف ، دوستی و مدارا
 فرمود: 
حتماً کوچکترها و فرزندان شما ، بزرگتران شما را باید الگو بگیرند.
شعری که حضرت زهرا در لالایی امام حسن میخواند .
اِشبَه اَباکَ یاحَسن 
وَاخْلَعْ عنِ الحقِ رَسَن
حسن جان شبیه پدرت باش 
و ریسمان از حق باز کن 
هم از جهت امام بودن امیر المومنین و هم این اصل، که کوچکترها از بزرگتران  الگو بگیرند.تا بتوانند حرکت کنند.
فرزندان آنگونه که ما میخواهیم نمی شوند؛ آنگونه که هستیم میشوند.فرزند ما مسیری را میرود که ،ما در عمل طی میکنیم.
نه ،آنچه که از آمال و آرزو دلمان می خواهد .
کوچکتر باید پیرو سیرهْ بزرگتر خود باشد.
فرمود : بزرگتران هم باید رأفت ، شفقت ، مدارا ، را در مورد فرزندان رعایت کنند.
فرزند باید پیرو باشد اما از طرفی بدنبال امتحان و تجربه هم هست .
بنابراین خطایی هم از او سر میزند. طوری که ضرر به خود و دیگران وارد میکند.
بزرگترها که الگو هستند به عنوان سلب اختیار از فرزند نیستند. 
هم باید او تجربه کند 
وهم بزرگتر لطف و مدارا داشته باشد.
فرمود : 
مثل انسانهای خشک مغز ، خشک رفتار و خشن نباشید که انسانهای خشن جاهلیت دارند.
انسان در هر عصر ،مکان ، دوره و باهر لباس فاخری باشد اگر خشن و سنگدل باشد،
انسان جاهلیت است نه ، متمدن .
دل‌رحم و مهربان نباشد ، هنوز در دوران جاهلیت است نه قرن حاضر.
اخلاق نشان میدهد که متعلق به چه عصری هست.
دو صفت برای اینگونه افراد بیان میکند.
۱- کسانی اند که در دین تفقه نمیکنند
۲- نسبت به  احکام الهی فکر نمی‌کنند.
تفقه ندارند ؛ در امور دینی بحث و فحصی ندارند.
پدری که به فرزند، دلسوزی و رأفت ندارد ، دین را نشناخته.
به احکام دین فکر نمیکند؛ یعنی به باطن نماز  اصلا، فکر نکرده ،
قول آیت الله جوادی  :
دینی که گفته در نیمه شب چهل نفر را دعا کن یعنی در روز حداقل چهل نفر را دستگیری کن .
نه ، اذیت کردن چهل نفر.
این دین مضمون دارد .
نماز شبی با آن کیفیت ، برای اینست که روز تاثیر گزار باشد.
ظاهر مناسک دین باید باشد ولی این پوسته دین، یک محتوا و فلسفه ای هم دارد
و این فلسفه را از دین باید با تعقل بدست آوریم . تعقل نباشد نماز را ورزش میبیند.
پس تعقل در احکام دین و تفقه در دین ، بسیار مهم است.
فرمود : 
نباشید مثل آن گروه انسانهایی که، مانند شکستن تخم مرغ در صحرا هستند.
شتر مرغ در زمین سنگلاخ تخم گذاری میکند که کاملا شبیه تخم مار افعی است.
بخاطر شباهت ظاهری صد در صدی ، تشخیص آن راحت نیست .
انسانی که متحیر مانده از این تخم،  اگر آنرا زمین بکوبد با شکستن آن یک پرنده ای را نابود کرده  که وزر و  وبال دارد .
و اگر بترسد و زمین گزارد فردا مار افعی از آن بیرون خواهد آمد ،که برای او درد سر درست میکند.
حضرت می فرماید : اینگونه نباشید 
ظاهر و باطن شما یکی باشد 
طوری رفتار کنید با دیگران ، که به شما اعتماد داشته باشند.
نه اینکه ، در معامله با شما دل‌نگران و اضطراب داشته باشند، که.مبادا از شماگول  بخورند.
یکرنگ باشید تا در تعامل با شما ، دل قرص باشند.
اللهم الرزقنا و ثبّّت اقدامنا
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش دوم خطبه ۱۶۶ :
امیر المومنین صلوات الله علیه به جریانی که حکومت بنی امیه را از بین می برد اشاره دارند.
فرمود: دوستداران و شیعیان ما، بعد از اجتماع و الفتی که در عصر پیامبر صلوات الله علیه داشتند. به یک افتراقی میرسند و بین آنان تفرقه ایجاد میشود و از اصل دور می شوند.
آن اصل، علی است و از علی دور میشوند و این دور شدن ، باعث می شود دیگران کار را بدست گیرند.
نتیجه : اگر امام محور جامعه نباشد، هر چقدر رفاه باشد ، هر قدر مردم مهربان باشند ،
آن اتحاد واقعی بوجود نمی آید.
آنچه موجب اتحاد جامعه است ،وجود امام است. 
اصل و ریشه در هر جامعه ای وجود امام است.
و بقیه فرع و شاخ و برگ.
«کلِمَةٕ طیبةٕ کشجرَةٕ طیبةٕ اصلُها ثابت و فرعُها فی السماءِ.  ابراهیم – ۲۴»
فرمود: گرچه بسیاری از علی دور شده متفرق شدند.
اما عده ای همچنان در مسیر ولایت هستند.و شاخه های درخت ولایت را محکم گرفته اند.
این شاخه ها توسط باد به هر سمتی تکان میخورد. این دوستداران بمانند میوه سر شاخه ، به همراه شاخه وسمت شاخه متمایل می شوند.این میوه به تبع از شاخه حرکت میکند.
ماندن آنها با ما چنین است .صرف ماندن تنها کافی نیست بلکه ماندنی که تمام حرکات آنها موافق میل ما خواهد بود.
تا اینکه خداوند تمام آنها را ،حتی متفرقین را جمع کردو اتحاد و اجتماع پیدا کردند.
این اجتماع برای روزی بود که دودمان بنی امیه را قطع کنند.
 
مانند ابرهای پاییزی که ناگهان ،بهم نزدیک می شوند و بعد یک آرامی، شروع به باریدن میکنند.
در بدترین روز بی امیه، خدا همه شیعیان و دوستداران را از هر نقاط بهم پیوند و گره میزند و سیلی بر علیه بنی امیه راه می‌اندازد.
خداست که این الفت را بین دوستداران ما ایجاد میکند.
بعد الفت اجتماع میکنند.
متراکم می شوند بمانند بهم پیوستگی ابرها ،که هیچ خللی در آنها نباشد.
پشت به پشت هم میدهند برای نابودی بنی امیه.
اجتماع یک گروه ،برای یک هدف معین ،زمانی به نتیجه می‌رسد که قبل از اجتماع مرحله الفت است.
آنهم الفت الهی ، که جذب فقط برای خدا باشد نه، در جهت نفسانی.
بین همه دلها یک عاطفه ایجاد شود .
وقتی اجتماع همدلی و اجتماع عاطفی برقرار شد. خللی در آنها راه ندارد و نتایج خوب، وچند هدف را با هم بدست خواهند آورد.
حضرت می پردازند به معرفی این دوستداران : 
چگونه آن حکومت را با آنهمه شدت و قدرت ،آنهمه کینه و خشونت ،بر می چینند؟!.
دوستان علی یک حالت سیل گونه دارند.
وقتی از خاستگاه ، ومحل خروج خود ،حرکت میکنند سیل به راه می‌اندازند. دشمنان را از سر راه بر میدارند.که نامی از آنها باقی نمی ماند.
سیل طوری هست که هیچ کوه کوچکی نمی تواند جلوی او را بگیرد.
هیچ تپه ای نمی تواند مقابل آن استقامت کند.
و هیچ جاده و مسیری نمی تواند این سیل را رد کند .
هیچ کوه عظیمی در مقابل سیل عظیم دوستداران و شیعیان علی تاب استقامت ندارد.
وقتی این سیل راه افتاد تمام پستی بلندی ها را ، تمام شکاف اجتماعی ، شکاف طبقاتی ، فقر مردم را در نوردیده و جامعه را هموار میکند .
دوستان ما بمانند سیل، نابودی حکومت ظالم و برچیدن ظلم را به عهده دارند
آن زمان است که خدا سیل جمعیت را پراکنده میکند و  در گوشه و کنار ممالک اسلامی ارام میگیرند و ساکن می شوند.
بعد از آرامش سیل ،آبهای فروکش کرده در سفره های زیر زمینی ،بعد چند صباحی ،بصورت چشمه و رود خانه ،سر برون می آورند.
و آن محبت و دوستی علی را در قالب آب گوارا ،می چشانند و جامعه را از محبت علی سیراب می کنند.
سیل تمام شدنی نیست .تبدیل به چشمه سار می شود.
بعد از خرابی سیل ،چشمه ها جوشان می شود ،باعث سیرابی مردم ،باعث ترمیم و اصلاحات جامعه ناشی از خرابی می شود.
خداوند به سبب این دوستان علی ،از قوم ستمگر ،حق قوم مظلوم را میگیرد.
و خداوند به این قوم مظلوم مکنت میدهد در همان جایگاهی که دیروز قوم ستمگر حاکم بودند.
تمام بلادی که تا چند وقت قبل در حاکمیت ظالمین بود دوستداران علی مستقر خواهند شد.
«وعدَ اللهُ الذین امنوا منکم و عملو الصالحاتِ لَیَستَخلِفَنَهُم فی الارضِ کمَا اسْتَخلَفَ الذینَ مِن قبلِهم
ولَیُمَکِنَنَ لهم دینهُمُ الذیِ ارْتَضیٰ لهم
ولَیُبَدِلَنَهُم مِن بعدِ خوفِهِم اَمنا  نور  – ۵۵ »
خداوند وعده داده به مومنین که آنها را در زمین جانشین گذشتگان میکند .
وتمکن و تسلط میدهد دین پسندیده را بر همه ادیان .
وهمه مومنان را ،‌ترس و خوف دشمنان را ، تبدیل به ایمنی میکند.
اللهم الحقنا بالصالحین
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش سوم خطبه ۱۶۶ :
‌علت تسلط بنی امیه 
ای مردم ، اگر شما پشت هم خالی نمی کردید ،
موجبات ضعف یکدیگر را فراهم نمی کردید.
حق را یاری کرده ،
حق یاران و حق خواهان را تنها  نمی گذاشتید ،
و دومین دلیل :
 در تضعیف باطل ،سستی کردید .
اگر در توهین به باطل کوتاهی نمیکردید.
یعنی این دو صفت : 
عدم کمک حق و توهین باطل 
سبب شد خلفا و معاویه بر شما طمع کرده و بر جامعه اسلامی مسلط شوند.
اگر داعی و امام  خود را تبعیت کنید. 
شما را به راه پیغمبر میبرم .
سختی و رنج گمراهی را از شما دور میکنم.
سنگینی طوقی که بر گردن شما آویخته شده، باز میکنم.
از دلدادن و دل سپاری به طاغوت شما را رها میکنم.
چرا سرگردانی شما زیاد می شود ؟!
مشکل بعدی شما اینست : 
بین خوب و بد را مخلوط کرده اید.
بین نزدیکان وبین  دور های پیغمبر  برای شما مشتبه شده.
ما نزدیکان و اقربای پیغمبر چه از نظر نسب و چه جایگاه ، رها کردید.
ما حافظان دین پیامبر بودیم .از ما دور ی کردید، کناره گرفتید.
و به سمت معاویه ،که از مکتب پیامبر دور بود ، شتابان شتافتید.
عاملی شد برای سرگردانی شما.
هنوز من علی در میان شما هستم اینگونه اید ،
وای به روزی که من در میان شما نباشم.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.