حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×

شرح خطبه 164 نهج البلاغه

بخش اول
موضوع: گلایه امیر المومنین از عثمان+ آیا عثمان داماد پیامبر است؟! +تعداد فرزندان پیامبر
 
بخش دوم
موضوع: ویژگی های حاکم اسلامی+عوامل قتل عثمان+ نقش خواص در انحرافات حاکمان
 بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه بخش اول خطبه ۱۶۴ :
کلام حضرت خطاب به عثمان:
امیرالمومنین صلوات الله علیه بر عثمان وارد شد فرمود : 
من ،خود نیامدم .مردم پشت در منتظر ومرا به عنوان نماینده فرستادند.
من الان جایگاه حقوقی دارم نه حقیقی.
سفیر مردم هستم. اما، نمیدانم بتو چه بگویم ،چون تو همه چیز را میدانی.
بخدا قسم یک شی یی را نمیدانم که تو ، به آن جاهل باشی و آنرا ندانی.
هر چه را که من میدانم تو هم میدانی پس ،به کدام عمل پسندیده تو را دعوت کنم.
از اوضاع کنونی کاملا با خبر هستی.
مردم به ستوه آمدند.
به کدام امر تو را راهنمایی کنم در حالیکه همهْ امور برایت واضح است .چیز مجهولی و ناشناخته ای نیست.
با اینکه میدانی امابه خطا میروی .
این خطا رفتن تو ، باعث شورش عمومی بر ضد تو می شود.
حضرت در برخورد با عثمان سه روش تربیتی ،را استفاده میکنند.
۱-  در مواجهه با دیگران ، در رابطه با آگاهی از خطای او و راهنمایی کردن ، ابتدا ،اورا متهم نکنی.
با کلمات «  توکه آگاهی ».  «توکه با خبر ی چرا به خطا میروی ».  «همه چیز برای تو واضح و روشن است بیراهه میروی برای تو خیلی زشت است »
اثر تربیتی و تاثیر اینگونه کلمات خیلی بیشتر است از متهم کردن و…..
 یک شبهه ای هم از گفتار حضرت پیش آوردند که ، [هرچه من می دانم تو عثمان هم میدانی ]
به این نتیجه رسیدند که علم علی ، با علم عثمان مساویست.
خلافت علی ،با خلافت عثمان مساوی است.
این شبهه را اینگونه القا کرده‌اند و خود علی به این اقرار میکند.
وسخن آنها بسیار ضعیف و بی خردی است.
ابن ابی الحدید سنی پاسخ میدهد.
هیچوقت علم علی، با علم عثمان شبیه به هم ، حتی نزدیک بهم نیست.
علم علی کجا !! و علم عثمان کجا !!
اینکه فرمود : هرچه من میدانم تو هم می دانی و بلدی ، یعنی : صحبت از علم و مقامات نیست . همه در امور جامعه است تو که ، می دانی همه مردم به تنگ آمدند فکری به حال مردم کن.
در ادامه می‌گوید : این حرف امیر مقام و شأن و جایگاهی برای عثمان نیست.
حتی بچه های کوچک می فهمیدند حق کشی و حق خوری ها را ، چه برسد به عقلا و ممیزین .
عثمان یا نمی فهمید یا میفهمید و خلاف آن عمل می کرد.
عامل بعدی در تربیت : 
۲-  خطاب به عثمان ،تو که با پیغمبر بودی ،
تو اورا درک کردی ، او را می شناسی ،
آنچه ما دیدیم تو هم دیدی. این مقام بالایی ست. برگرد از مسیر اشتباه، حکومت داری و عدالت پیامبر را دیدی.رعایت کن .
آنچه ما شنیدیم تو هم شنیدی ، مصاحبت داشتیم ،تو هم مصاحب پیامبر بودی.
بر تو باد ، رعایت کردن و مراقبت از روش پیامبر ،
آنرا در جامعه پیاده کنی.
عثمان ! تو مگر عدالت پیامبر ندیدی .
پس چگونه بی عدالتی میکنی.
از مسیر خطا و اشتباهت برگرد و اصلاح کن.
 عامل تربیتی : 
۳-  روش مقایسه است 
عثمان ، تو خود را با خلفای قبل قیاس کن .
تو بلند مرتبه تر از آنها ، و جایگاهی که داری بالاتر از آنهاست.
تو سزاوارتر هستی به عمل کردن از  دستورات پیامبر ، وآن دو اولیٰ نیستند در عمل.
تو دو ویژگی داری ، که آن دو ندارند.
قرابت به پیامبر داری که مردم را به این وا می دارد تو، بیشتر به سیرهْ پیامبر نزدیک باشی.
یک ویژگی تو ،از جهت خاندان است
نسب تو به پیامبر نزدیک است .
برای تو جا دارد که حق خویشاوندی را بیشتر مراعات کنی.
عثمان در جد سوم [ عبد مناف ] با پیامبر مشترک است .جد هر دو یکی است.
ابابکر در جد ششم [ مَرِّه ] با پیامبر یکی است.
عمر در جد هفتم [ کعب ] با پیامبر یکی ست .
ویژگی دوم تو ؛ به مقام دامادی پیامبر نائل شدی و آن دو  به این مقام نرسیدند.
تو باید حق دامادی و خویشاوندی را رعایت کنی .
در حالیکه دیگران بر تو سبقت گرفتند در عمل به دستورات پیامبر.
و جمله پایانی انذار خود را میگوید:
مواظب خودت باش و فضای غبار آلود اطراف خود را مراقبت کن.
بخدا قسم تو کور نیستی ؛ بتو بینایی بدهم.
تو مشکل جهل نداری ؛ که من تو را آگاه کنم و جهل تو را تبدیل به آگاهی کنم .
عمل نکنی مردم تو را از سر راه بر میدارند.
سیرهْ پیامبر باید سیره ی تو باشد.
اللهم آنا نعوذُ بک من همزات الشیاطین
 
 بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۶۴ بخش دوم :
بعد یادآوری و تذکرات به خلیفه : امیرالمومنین وارد بحث امام عادل می شود.می فرماید:
یک ملاکی برای تو، از امام عادل معرفی میکنم که هرکس در راس امور قرار گرفت با این معیار خود را بسنجد .
اگر این ویژگی را داشت امام عادل ، و اگر این ویژگی را نداشت حاکم جائر است.
حضرت دوباره از یک روش تربیتی دیگری استفاده میکند.
گرچه کلام مولا مصداق دارد. اما ،تا قیامت در هر دوره ای ، برای هر کسی که در راس قرارمیگیرد باید خود را تطبیق بدهد.
[ در مورد عثمان بجای اینکه اورا خطاب قرار دهد و بگوید تو فاسق یا فاجری ، ویژگی یک حاکم در راس امور را بیان میکند. که او خود بفهمد و تطبیق دهد.]
بدان: برترین بندگان در نزد خدا , کسی است که ویژگی عادل را دارا باشد.
ویژگی این امام عادل اینست که خود ،هدایت شده است و هم هدایت گر باشد.
یعنی علم دین داشته باشد. در عمل از دیگران افضل باشد.و بیشتر عمل کند .
مجموع آگاهی و عمل کردن ، میشود هدایت.
هدایت گر هم باشد ،یعنی هم و غم او بر تفرقه و گمراهی نباشد .بتواند جامعه را در بحران هدایت کند.
در غیر اینصورت ، خودرا بنا حق در منصب حکومت نشانده است.
دومین ویژگی امام : 
سنت های معلومه را در جامعه زنده بدارد ،پابرجا نگه دارد ، اقامه کند.
و بدعتهای مجهوله را بمیراند و در جامعه نابود کند.
حاکم اسلامی باید سنتی اقامه کند که هم از طریق شرع و روایات ،تاریخ ، و عقل بدست آمده باشد.
سنت‌ها و بدعتها هر دو ظاهرند ولی تفاوتی هم دارند .
سنتها، ظاهر و نورانی هستند. جان و روح انسان را نورانی میکنند.
در مقابل ، بدعت هم ظاهر است اما نور ندارد.
و هر دو نشانه هایی هم دارند.
نشانه سنت الهی : باعث آرامش ، امنیت و اتحاد می شود.
نشانه بدعت :  موجب تفرقه ، نا آرامی ، و هرج و مرج میشود.
اگر خواستید بدانید یک عملی از سنت است یا بدعت ؟!!!
ببینید آن عمل موجب وحدت و اتحاد می شود یا باعث تفرقه..
اگر تفرقه زاست بدانید ، آن بدعت است.
چون دین باعث اجتماع است.
 در ادامه کلام،  بعد از حاکمان در مورد مردم می فرماید : 
بدترین مردم از دید خدا کسی است که ظلم و جور دارد.
هم خود گمراه است و هم دیگران را به تباهی می‌کشاند.
یعنی ؛ حاکم گمراه باشد. مردم نیز گمراه می شوند.
حاکم جائر امورات را مشتبه میکند.
آسیبهای اجتماعی را در میان امت گسترش میدهد.
فضا را تیره و غبار آلود میکند .که تشخیص حق از باطل برای مردم بوضوح نیست .با هم مخلوط میشود.
حاکم فتنه را گسترش می دهد .
مردم در این فتنه موج میزنند.هرج و مرج ، اضطراب بوجود می آورند.
از تیره و تار کردن جامعه توسط حاکم ، خود مردمی که روزی خوب بودند شروع میکنند به فساد ،‌وفتنه هارا بیشتر دامن میزنند 
چون سلسلهٰ انحرافی را آن حاکم ایجاد کرد.
حاکم خود، مهدی باشد مردم نیز هدایت می شوند.
بدان عثمان : از پیغمبر خدا مکرر شنیدم که فرمود : 
در روز قیامت امام ظالم و جائر را کشان کشان به دوزخ می آورند و اورا پرتاب می‌کنند. که هیچ ناصر و عذر خواهی ندارد.
برای او کسی نیست که اشتباهات او را عذر تراشی کند . یاور ونصیری ندارد ‌که پشتیبانی اوکند. بمانند دنیا که اطراف حاکمان ظلم را چنین افرادی فراوان وجود دارند.
او را در جهنم می‌چرخانند بمانند چرخش آسیاب .
در مقابل دید جهنمیان که خود خوار و ذلیلند . اورا به  خفت می‌کشانند.
 عثمان ؛ من تو را بخدا قسم میدم .مبادا تو همان پیشوا یی باشی که کشته شوی .
از پیامبر شنیدم که حاکمی بدست مردم کشته میشود. و بعد از او جامعه اسلامی روی خوشی نخواهید دید.
من تو را می ترسانم عثمان 
مبادا با عملکرد تو ، خلیفه کشی باب شود.
پیامبر فرمود  با کشته شدن حاکم ، درهای قتل و قتال باز می شود. و تا دنیا برپاست  جامعه روی خوش نمی بیند.
عثمان ؛ مبادا سرآغاز  از تو باشد.
تورا می ترسانم از پایان چنین کاری.
 نقش خواص ، در هدایت حکومت و جامعه !
ونقش خواص ، در انحراف حکومت و جامعه!
عثمان ؛ تو مانند [آن شتر رام و آرامی که افسار به دست به هر طرف صاحبش بخواهد میرود ]مباش .خودرا از مروان جدا کن .اختیار خود بدست مروان نده که تو را به هر طرف میخواهد بکشد.
عمری گذراندی ،تجربه کسب کردی، از پیشینیان درس بگیر ، نگذار تو را بازی دهند.
تاثیر کارهای مروان در حکومت داری تو، نمایان است .مروان را به کنار بزن.
خود را از این اطرافیان دور نگهدار.
اللهم اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره
سوال؟
 اگر جایی مشکلی بود برای تشخیص سنت و بدعت ، بریم به سمت اینکه با فطرت مطابقت داره یانه 
با مثالی بکم شاید بهتر باشه. 
هرچند وقتی یه بار ، در گوشیهاپیامی میاد بنام سعد اکبر ، فلان روز ، روز سعداکبر و دعاهایی از پیامبر نقل میشه ،توصیه میشه به خواندن و آجر و پادش و….
در حالیکه چنین چیزی وجود ندارد و بدعته
برای تشخیص این ،ما به فطرت رجوع کنیم ،
چون دعاست و از قول پیامبره.
راحت پذیرش میشه وخیلی راحت انجام میگیره در حالیکه بدعته.
اینجا فطرت چگونه اینو تشخیص بده ؟؟
 آیا در انجام این کار تفرقه و اختلاف هست که بفهمیم سنت نیست و بدعته؟؟
[۱/۱۳،‏ ۱۱:۵۱] استاد کاظمی نیا: حضرت سه مرحله مشخص کردند،  باید ترتیب رو رعایت کرد: 
۱. ظاهر بدعت (در این مرتبه راه حل تشخیص بدعت دست عالمان و دین شناسان است یعنی از منابع دینی تشخیص بدهند چنین چیزی سنت هست یا خیر). 
۲.آثار بدعت (در این مرتبه راه تشخیص بدعت به عهده سیاستمداران و جامعه شناسان متدین هست که با نگاه به اوضاع اجتماعی متوجه تفرقه و اغتشاش و…بشن)
۳.تاریکی بدعت(به خلاف دو قسم قبل که با مطالعه و تفحص و تحقیق میشه به نتیجه رسید، این مرتبه با بصیرت و ضمیر روشن کشف میشه یعنی کسی میتونه ظلمت بدعت و نور سنت رو ببینه که چشم باطنش باز شده باشه).
سوال ؟  پس قسم سوم هم کار هر شیعه ای نیست
[۱/۱۳،‏ ۱۲:۰۵] استاد کاظمی نیا: خیر. 
این قسم همون«فرقان» یا «بصیرت» هست. 
امیر المومنین به طلحه و زبیر فرمود: 
بَصَّرَنِیکُمْ صِدْقُ اَلنِّیَّةِ… 
بصیرت یعنی دیدن باطن،  دیدن نورانیت یا ظلمت.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.