حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×

شرح خطبه 163 نهج البلاغه

 بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۱۶۳ 
حضرت مباحث توحیدی دقیق ، و بسیار لطیفی را بیان می‌دارند.
// حمد مختص خدایی که، خالق عباد است.و اوست که مخلوقات را خلق کرد.
// حمد مختص خدایی که زمین را برای سکونت مهیا کرد.
« اَلَمْ نَجْعَلِ الاَرضَ مِهاداً  نبا – ۶» 
آیا ما زمین را مایه آرامش برای شما مهیا نکردیم.
// حمد مختص خدایی که ،سیل در رودخانه ها جاری کرد. 
مسیری درست کرد، مهندسی شده که آب از قله کوه جاری  واز سطح زمین گذر کند و رودها را پر کند.
«وسَلَکَ لکم فیها سُبُلاً  طه – ۵۲»
//  حمد مختص خدایی که، ارتفاعات را سرسبز گردانید.
بطور طبیعی آبهای دریا و رودخانه به ارتفاعات راه ندارند. علی القاعده نباید سرسبز باشند .
ولی خدا برای سیراب کردن آنها  مهندسی کرده، ابررا بوجود آورد ،که در مکان بالا دست می بارد تا قله هم سیراب شود.
وانزلنا مِنَ المُعْصِراتِ ماءً ثَجاجاً   « نبا- ۱۴»
از فشار ابرها باران فراوانی نازل کردیم.
بیان توحیدی که برای ما ملموس است و برهان نظم نام دارد.
 حضرت توحیدی را بیان میکند که درک کردنی نیست در بیرون نمی شود آنرا دید.
— خداوند کسی است که برای اولیت او، ابتدایی نیست.
مثل اول بودن مانیست 
خدا اول است ولی اولیت او ابتدا ندارد ،برای او حدی تصور نیست. از کی ؟ و تا کی ؟
برای خدا معنا ندارد 
— آخر بودن خدا هم انتها ندارد، که بگوییم از جایی ببعد دیگر خدا نیست.
هست که هست چون واجب الوجود است وجود او باید باشد.
وجود او مساویست با وجوب، حتماً باید باشد.
چه در ابتدا ،چه در انتها برای او هیچ تصور عدمی نیست.
کسی که این دو صفت را داشته باشد.اولیست که تمام شدنی نیست .انقضا پذیر نیست.اوباقیست و همیشگی . فنا وعدم برای او معنا ندارد.
—خدایی که پیشانیها در مقابل عظمت او به سجده افتاده است 
یا انسان که با اختیار خود به سجده آند 
یا تکویناً که عالم در محضر خدا ابراز خشوع میکنند.
— خداوند همان کسی است که ، زبان او را   یگانه شمرده و اقرار به یگانگی نموده است.
— خدا همان کسی است که ، هنگام خلق اشیا یک حد معدودی و یک ویژگی خاص و یک تاریخ انقضا برای اشیا قرار داد.
« مِنْ نطفةٕ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ  عبس – ۱۹»
بعد از خلق ، قدر و اندازه معین کرد 
— خدایی که در خلقت اشیا « ابانه» تباین و جدایی قرار داد
برای اینکه بین خالق و مخلوق تباین حاصل شود.شخص شود که مخلوق محدود است و خالق محدود نیست.
 — وهم و خیال و اندیشه نمی تواند خدا را اندازه گیری کنند. 
« فَقُتِلَ کیْفَ قَدَّر  مدثر – ۱۷» 
کشته باد چگونه خدا را اندازه گیری میکنند.
عقل ما نمی‌تواند بگوید : 
خدا ، از اینجا تا اینجا !
خدا از اینجا چگونه وارد می شود.!
 یا، اینگونه خارج می شود!
هیچکدام در مورد خدا راه ندارد. و درست نیست.
— در مورد خدا ، نمیتوان گفت : کی بوجود آمد ؟ 
تاریخ بوجود آمدن خدا کی بود ؟ 
هیچوقت گفته نمیشود تا کی هست!
در مورد خدا ، (نه ابتدا ، نه انتها ، نه تا کی ، نه از کی ) معنا ندارد
— خدا را نمی شود با دست و پا و چشم شناخت.  و نه با ابزار می شودخدا را شناخت.
خدا نه دست و پا و جوارح دارد بشود شناخت.و نه ابزار و ادواتی دارد برای خلق ، برای رزق دادن ، که بتوانیم آنها را بشناسیم.
—خدا ظاهر و آشکار است ولی نمیتوان در مورد او گفت : « از چه چیزی بوجود آمده ؟» 
— خدا باطن است ، پیدا نیست ، اما بمثابه انسان نیست که« بگوییم کجاست ؟ »
چون مکان ندارد.
— خدا شبح و جسم نیست ، شخص نیست ،
که شما دورترین قسمت او را کشف کنید.
این ،در مورد جسمانیت است ، که بتوان انتهای او را درک کرد.
خدا لا یتناهی است .منتها ندارد که کشف بشود. و بتوان به کنه او رسید.
— خدا در عین حال که ظاهر است پنهان هم هست. پنهان بودن او بگونه ای نیست که ،شی یی بتواند براو احاطه و اورا پنهان کند.
— خدا نزدیک است. نزدیک بودن او، چسبیدن به چیزی نیست. نزدیک بودن الصاق نیست.
و دور بودن او بمعنای افتراق و جدایی نیست. در عین اینکه هست. دور است.فاصله ندارد.
 حضرت وارد بحث علم الهی می شود.
قرب خدا ، از نظر علم احاطه دارد یعنی چه؟ 
بصورت تمثیل بیان می دارد.
دید انسان در روز خوب است تا حدی که چشم قدرت دید دارد .
بمحض سایه روشن و تاریکی به همان میزان از قدرت دید کاسته میشود.
در تاریکی محض دید کور میشود.
اما خدا، کوچکترین حرکت در دل شب تاریک ،را میبیند.
کارهای بندگان از خدا مخفی نیست .
۱-  شخوصُ لحظةٕ ، لحظه ای خیره شدن به جایی در سیاهی شب ( فی لیلٕ داج) 
۲-  کرورُ لفظةٕ ، تکرار الفاظ و زمزمه آرام زبان را میداند و از خدا مخفی نیست.
۳- اِزدلافُ ربوةٕ ، بالا رفتن از بلندی و نزدیک شدن به قله ، خدا میداند .
۴- انبساطُ خَطوَةٕ ، قدم‌های گشاد و بلندی که برداشته میشود. از خدا مخفی نیست .
این چهار مورد : تمثیل یک بالا  رونده از کوه است. که در ظلمات شب کوچکترین حرکت ریز و درشت او بر خدا پوشیده نیست 
علم خدا به تمام امور ، اینگونه احاطه دارد.
علم خدا ،به طلوع و غروب  و حرکت خورشید، 
به تغییرات زمان و دگرگونیهایی که اتفاق می افتد. احاطه دارد.
حضرت حتی مرتبه ای بالاتر علم خدا را بیان می دارد.
قبل از اینکه اتفاقی بیفتد از غایت آن خبر دارد 
قبلَ کُلِ غایَةٕ و مُدَةٕ 
ما بعداز اتفاق ، متوجه شده اعلام میکنیم ،خبر میدهیم.
برای خدا که اینطور نیست. علم او محدود به عمل ما نیست که ما انجام بدهیم تا پیروز میدان شویم و بعد خدا اعلام پیروزی و قبولی بنده ای را خبر بدهد.
قبل از خلق وجود من میداند 
من بدنیا می آیم ،چند سال عمر میکنم.
با اختیار در طول عمر چه عمل نیک ،چقدر خطا ، سرانجام من بهشت یا دوزخ است.
پس علم خدا محدود به عمل من نیست.
علم او قبل از من ، و قبل از فعل من احاطه دارد.
« ما آصابَ مِن مصیبةٕ فی الارضِ و لا فی انفسِکم الاّ فی کتابٕ مِن قبلِ اَنْ نَبْرَاَهَا إنَّ ذالکَ علیَ اللهِ یسیر  حدید – ۲۲»
هیچ مصیبتی و گرفتاری در زمین و در جان شما نیست  ( همه وقایع)مگر اینکه ،قبل از خلقت  و پدید آوردن شما، در لوح محفوظ الهی ثبت است و همه را میداند .
واین دانستن بر خدا سخت نیست .
خدا منزه است. بلند مرتبه است شأن او  ، از اینکه به او نسبت حد و مقدار ، اندازه ، مکان و زمان ، ابعاد ، خانه ، نشستن در مکان ، داده شود.
برای هر خلقی شکل و صورتی قرار داد.
وهمین هایی که هستند  بهترین شکل و صورتند که بالاتر از آنرا  نمیشود تصور کرد.
«الذی اَحسنَ کلَّ شیءٕ خلَقَهُ سجده – ۷»
خدایی که هر چه را به نیکو ترین شکل آن آفرید.
هیچ شی یی در مقابل امر خدا امتناع و سرپیچی نمیکند.
عالم تکویناً مطیع خداست 
وَانْقادَ کُلُ عظیمٕ لِعَظَمَتِه
هر بزرگی در برابر عظمتش رام و تسلیم است .
اگر تمام عالم برای خدا خاشع باشند.از اطاعت و عبادت احدی ، خدا از آن نفعی نمی برد.
برهان مسئله اینست : 
خدا کمال مطلق است .
کمال مطلق هیچ نقصی ندارد.
پس عبادتها هم بدرد او نمی‌خورد.
علم خدا امروز و فردا ندارد همان علمی که به مردگان گذشته دارد. به زندگان آینده هم دارد 
ولقد عَلِمنَا الْمُسْتَقدِمینَ منکم ولقد عَلِمْنَا الْمُستَاخرین « حجر – ۲۲» 
حقیقتا به گذشتگان  ازشما  علم داریم و همینطور به آیندگان از شما.
علم خدا ، همان‌قدر که در آسمان هفتم و عرش ،لوح و قلم هست. به همان میزان در پایین ترین  و عمیق ترین نقطه زمین هم هست تفاوتی در احاطه علمی خدا ندارد .
اللهم حققّنا بحقایقِ الایمان
 
او اول است و اصلا دومی برای او متصور نیست،  ولی در اول بودنش هم ابتدا ندارد. 
نمیشود گفت از کی اول بوده! 
او اول بلا عدد است ولی در اول بودن هم ازلی و لازمان است.

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.