حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×

شرح خطبه 162 نهج البلاغه 

بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۱۶۲
سوال کننده ای از بنی اسد از حضرت سوال میکند 
شما با جایگاه بلند که حق خلافت باشما بود چگونه عده ای آنرا غصب کردند 
حضرت فرمود : 
حق سوال داری وقتی پرسش کردی حاکم باید پاسخگو باشد  پاسخ تو را میدهم
گرچه این سوال تو در موضع درست خود نبود 
اصل سوال  توخوب بود   اما هر جایی، جای آن نیست .هر کاری هر حرفی را در جای خود قرار دهید.
طلب پرسش کردی آماده باش تا جواب دهم .
دو عامل باعث شد که خلافت از خاندان ما گرفته شود .
۱- استبداد خلفا ، با اینکه ما اعلی بودیم 
استبداد ، خودرایی همراه با تفرقه است  این استبداد جامعه را متلاشی میکند.
علی مرد میدان خیبر بود .ترسی نداشت. 
اما تفرقه در دین ، تمام اهداف  پیامبررا  که اجتماع و امت واحد بود از بین می‌برد.
علی کوتاه آمد. نه ! اینکه بترسد.
عده ای نباید دست به حکومت می‌زدند اما چنگ انداختند و جامعه را متلاشی کردند.
در حالیکه ما خاندان اشرف بودیم.
من مقرب یه پیامبر ،اقوام و داماد ، پسر عموی پیامبر ، دست آموخته پیامبر ، نزدیکتر بودم.اما استبداد کردند و بردند.
ما اهل بیت وابسته به مکتب پیامبر بودیم 
می دانستیم مکتب و شریعت چیست 
علم داشتیم و به آئین پیامبر متمسک بودیم 
دیگران نه ،علم داشتند. نه به آن عمل میکردند.
ما کجا و آنها کجا !!!
ولی استبداد آمد و تفرقه حاصل شد
[۱/۹،‏ ۹:۲۷] maryam taghikhani1348: فرمود: عامل دوم غصب خلافت 
بخل و حرص بود.
حکومت را که دیدند جلوی چشم آنها را گرفت و بخاطر آن حاضر شدند خانه را به آتش بکشند.
این خلافت یک اثره ، یک انحصار طلبی بود.
یک عده ای نسبت به حکومت حرص داشتند .ما اهل بیت سخاوت و گذشت داشتیم بر حکومت.
دیدم تفرقه و انشقاق دین است .
جریان حکومت پیامبر از بین می رفت.
لذا برای حفظ دین و حفظ نسل پیامبر،  سکوت کردم .
هرچه آنها حرص داشتند ، ما بخشنده هستیم.
آنقدر بخشنده !!
روزی که آمدند برای خلافت من ، گفتم اگر امیر شما باشم تحمل نمی کنید. شما آنها را دوست دارید.
تشنهٔ حکومت نیستم ولی اتمام حجت میکنم .عدالت علی شرط قبولی خلافت است.
حکم بین ما و آنها ، خداست 
محل بازگشت ما در قیامت به خدای متعال  است و هر کس به دعاوی  خوداعتراض و اعلام میکند و خدا داوری میکند.
واِنَّ ربکَ لَیَحکُمُ بینَهُم یومَ القیمةِ فیما کانوا یَختَلِفون « نحل – ۱۲۴»
پروردگار داوری میکند بین ایشان در قیامت در آنچه که اختلاف داشتند.
[۱/۹،‏ ۹:۲۸] maryam taghikhani1348: حضرت به سائل فرمود : 
تو از خلفا سوال میکنی ،امروز امر مهم پسر ابوسفیان معاویه است.
چقدر این غائلهٔ معاویه سخت و سنگین بود، چقدر تلخ بود، انحرافات در عصر معاویه ،بمراتب بیشتر از دوران خلفا بود.
معاویه جریان اسلام را میخواهد بهم بزند.
بنی امیه قصد کرده که نور خدا را خاموش کند در حالیکه علی نور افروزی میکند و می خواهد علی را خاموش کند.
لِیُطفِؤا نورَ اللهِ باَفواهِهِمْ واللهُ مُتِمُ نورهِ 
«. صف –  ۸ »
انحراف بنی امیه اینست که جلوی نور را گرفتند.
چشمه سار نور ومعرفت اهل بیت عالم را می گرفت آنها آمدند دست گذاشتند جلوی رود و روخانه را گرفتند.
بین علی و خودشان ، آب زلالی را مخلوط و مسموم کردند.
جریان آب زلالی که مردم را بسوی علی میکشید یکباره آلوده شد و القائات و شبهه افکنی شروع شد.
جامعه ای که اینگونه باشد جامعه وبا زده است.مدام شایعه پراکنی ،هوا و فضای آن جامعه ،وبا و بیماریست.
 فرمود : بنی امیه دو راه بیشتر ندارند.
یاسربراه می شوند و خود را از مسیر انحراف برمی گردانند 
اگر از امتحانات و مشکلات جامعه دست برداشتند من علی آنها را به جایگاه واقعی دین می رسانم.
اگر بجای اصلاح راه دیگری پیش گرفتند ، راه جنگ پیش گرفتند.
فلا تَذْ هَبْ نفسُکَ علیهِم حَسَراتٕ اِنَ اللهَ علیمً بما یَصنَعون «. قاطر  – ۸ »
خود را به غم و اذیت نیانداز بخاطر حسرت آنها .هر فکری در سر دارند خدا به آن علیم است 
هیچگاه نور خدا از بین رفتنی و خاموش شدنی نیست 
کفار و مشرکین هم بسیار تلاش کردند که اصل اسلام و یاد خدا را از بین ببرند ولی ما هنوز هستیم 
اللهم نوّر قلوبنا بنور القران

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.