حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

سه شنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Tuesday, 23 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×

شرح خطبه 153 نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم 
امیر المومنین سلام الله علیه در مسیر مدینه به کوفه در جنگ جمل خطبه ۱۵۳ را ایراد فرمودند : 
حضرت برای گمراهان چهار صفت بیان می دارند .
۱- عمر آنها به غفلت سپری می شود .غفلت بر آنها غالب است .
۲-  پیوسته همنشین گنهکاران هستند .
۳-  در زندگی هدف مشخصی ندارند .
۴- در مسیر حرکت خود رهبر و جلوداری ندارند .
عمر گمراهان در این حالتها ی چهار گانه سپری می شود تا اینکه مرگ بر آنها وارد شود .
وخدا رونمایی میکند از عِقاب و عذابی که برای آنها مهیا کرده 
پرده ای که موجب غفلت انان بود برداشته می شود .و متوجه خطای خود می شوند .ولی لحظاتی هست که توبه پذیرفتنی نیست .
«اذا جائتهم رُسلُنا یَتوَفَونَهم قالوا. اَین ماکنتم تدعونَ مِن دون الله قالو ضَلوا عنا و شهِدوا علی انفسِهم اَنهم کانوا کافرین  اعراف –  ۳۷ »
حضرت می فرماید
 در چنین وقتی فرصتها و مهلت ها تمام شده است
 در چنین حالت و موقعیتی رو میکنند به چیزی که در دنیا پشت کرده بودند ( خدا) 
و پشت میکنند به آن  چیزی که طالب بودند
 ( دنیا ) 
این اقبال و ادبار گنهکاران دیگر هیچ نفعی ندارد .
اقبال به خدا و ادبار به دنیا ٬  باید در حیات دنیوی  با اختیار انجام می گرفت .
اینجا (  زمان آشکارشدن حقایق بعد مرگ ) طاعت جبر است همه از عظمت الهی خاضع و سر بزیر هستند .مهلت اختیار تمام شده .خاضع بودن اینجا هیچ نفعی ندارد .
«و عَنَتِ الوجوهُ لِلحیِ القیومِ و قد خابَ مَن حَملَ ظلماً   طه  – ۱۱۱» 
امروز در دنیا٬  روز عمل است و حساب و کتاب در آن  نیست 
اما. فردا روز حساب و کتاب است و عمل در آن  نیست .
 گنهکارانی که بعد از پرده برداری ٬  متذکر شوند  برای آنان  هیچ سودی ندارد.
  در دنیا به دو چیز وابسته بودند که در آنجا بدرد آنها نمی خورد و کاری از دستشان بر نمی اید 
۱- آنچه را‌که طلب میکردند و به ان هم رسیده بودند ( پول ٬ مقام ٬ جاه طلبی  ٬ اعتبار) 
۲- افراد و اسبابی که واسطه های رسیدن او به خواسته ها ی او بودند .
یعنی نه مال او و نه واسطه ها هیچ سودی ندارند .
همانی که قران میگوید صدا بلند میکنند .
قالوا ضلوا عنا و شهدوا علی انفسِهم  اَنهم کانوا کافرین
حضرت راه تسلط و دخالت  دشمن بر انسان ٬   سه راه را معرفی میکند :
 
۱- تدبیر نداشتن در امور حق 
وقتی می شود با تلاش حق خود را بدست آورد چرا باید بیراهه رفت .
۲-  تحریف در نطق 
اشتباه حرف زدن در حق ٬ حق را درست جلوه ندادن ٬ تحریف در بیان حقایق ٬  دو پهلو سخن گفتن که حق و ناحق ملبس شود .
۳- ترسیدن از راستگویی 
در حالیکه النجاةُ فی الصِدق
حضرت می فرماید : 
بصیرت چند ویژگی دارد
از قول امام صادق (ع) : 
کان عَمُنا عباس  نافذ البصیره 
اگر کسی می خواهد بصیر شود .
 
//  وقتی سخنی شنید تفکر میکند 
//  وقتی وقتی نگاه کرد بینا می شود .
بشرطی که سمع و بصر پایان کار نباشد 
شروع و جرقه ای باشد برای حرکت و رشد .
جمع بین آن دو !
//  از عبرتها نفعی بگیرد ٬ عبرتها را بکار گیرد .
//  انسان بصیر اجتناب میکند از افتادن در چاه معصیت ٬ چاه هوای نفس ٬ جاه انحراف 
//  انسان بصیر شک و شبهات در او اثر نمیکند.
//  انسان بصیر دشمن خود را بر ضد خود نمی شوراند .
عون و یاور ستمگران نمی شود . تسلط آنها را بر خود و خانواده ی خود نمی پذیرد .
قاعده ی نفی سبیل که قران نهی کرده : 
«ولن یًجعَل اللهُ للکافرینَ علی المومنینَ سبیلا  نساء.  –   ۱۴۱»
در پایان حضرت به چند امور و صفت امر کردند .
۱-  بهوش و بگوش باش 
از حواس پرتی و غفلت بدور باش  از خواب بی توجهی بیدار شو .
۲- مقداری از عجله کردن بکاه 
عجله مذموم : عجله در امور دنیایی که احتیاط کردن لازم دارد
عجله ممدوح : در امورات خیر ٬ امر معنوی ٬ امور آخرتی 
«سابقوا الیٰ مغفرةٍ مِن ربکم  حدید -۲۱ »
«وسارعوا الی …… آل عمران -۱۳۳»
۳-  خوب فکر و دقت کن در آورده های پیامبر 
خذوا ما اتیٰهُ الرسول 
۴- و مخالفت کن با هر کس که با آورده های پیامبر مخالفت میکند
 پیرو اهل بیت فخر فروشی نمیکند 
فخر برزمین میکوبد
پیرو اهل بیت غرور و برتر بینی ندارد . آنرا خاک مال میکند 
 از نتیجه ی رها کردن فخر و کبر و غرور اینست که یاد مرگ و قبر میکند و پای این تذکر و یاد متواضع می شود .
همیشه تواضع و خاکساری میوه و ثمره ی یاد مرگ و قبر و قیامت است .
بسم الله الر حمن الرحیم 
بخش دوم خطبه ۱۵۳: حضرت در این بخش
به پنج گناهی که سبب هلاکت و سقوط می شود اشاره میکنند:
[۲۰۲۰/۱۲/۱۶،‏ ۱۱:۲۱] maryam taghikhani1348: ۱- شرک در عبادت : 
توحید انواعی دارد از جمله توحید در وحدانیت ٬ توحید در ربوبیت ٬ توحید در طاعت ٬  توحید در دعا و توحید در عبادت و …
شرک در عبادت یعنی شخص در کنار پرستش خداچیزهای دیگری را هم پرستش کند 
هوای نفس را پرستش کند .
شرک در عبادت مهمترین بخشی ست  که بیشتر انسانها به آن گرفتارند و کمتر توجه می کنند  و مومنین هم شرک دارند و آن شرک خفی است .
فرمود اولین گناه نا بخشودنی شرک در عبادت است 
تدبیر خود را بیشتر از تدبیر خدا قبول دارد .
پیروی از هوای نفس را بر پیروی خدا ترجیح میدهد . 
افرَایتَ مَنِ اتَخذَ الٰهَهُ هویٰهُ « جاثیه -۲۳» 
آیا می بینی که هوای خود را خدای خود گرفته 
پس مراقب باشید 
ریشه شرک را خشک کنید و به آن  پر و بال ندهید
– قتل نفس محترمه (آنجایی که انسان برای فرونشاندن خشم خویش حاضر است حیات دیگران را سلب کند)
ومًن یَقتُل مومناً مُتعَمِداً فجراووهُ جهنمَ خالداً فیها « نساء -۹۲»
کسی که مومنی را از روی عمد به قتل  برساندجزای اوجهنم است  وخلود هم دارد.
 گناه  ۳-  تهمت 
آنجایی که کسی را متهم کنیم بدون اینکه مرتکب خطایی شده باشد .
این تهمت زدن گناهی است که جهنم. بر او واجب است
گناه نا بخشودنی بدون توبه مستوجب دوزخ
– بدعت در دین
  آنجا که برای بدست آوردن دنیا ٬ حاضر شویم بدعتی در دین ایجاد کنیم 
تهمتی به دین و اهل بیت  بزند تا بدین وسیله راه برای او  هموار شود تا به خواسته دنیایی خود برسد .
پیامبر گرامی فرمودند :
اهل بدعت سگان جهنم هستند
پاچه گیران دوزخ اهل بدعتند 
از دین مایه میگذارد برای رسیدن به دنیای پست
گناه ۵-   نفاق و دو رویی 
کسی که مردم را ملاقات میکند به دو صورت و دو زبان 
صورت دوستی در پیش رو ٬ و صورت دشمنی در پشت سر ٬ 
زبان خیر خواه در پیش رو و زبان کینه توز در پشت سر .
این پنج گناه اگر چه عمومی اند ولی مصداق آنها با توجه به زمان صدور خطبه، مربوط به سران جمل است:
در شرک: هوی و هوس را بر خدا ترجیح دادند و بر ضد خلیفه مسلمین شوریدند.
در قتل نفس: موجبات جنگ داخلی را فراهم کرده و عده ی زیادی بی گناه کشته شدند.
در تهمت :اصحاب جمل قتل عثمان را به گردن حضرت انداختند 
در بدعت :  خلافت رسول خدا در غیر جایگاه خودش قرار دادند و علی را خانه نشین کردند.
در نفاق : 
در گذشته  مشوقان قتل عثمان بودند، بعد از قتل عثمان خونخواه او شدند .
 فرمود
اعقِل ذالک  فان المثَلَ دلیل ُُعلی شبهِهِ
این کلام و سخن را بجان خود گره بزن و عمل کن که مبتلا به این گناهان نشوی 
تامل و تعقل کن که چه گناهان بدی هستند.
مثل این گناهان را هم پیداکن و از آنها دوری 
کن 
مثل دلالت میکند بر شبیه ش
 
نظر آیت الله مکارم : 
دلالت بر شبیه ادامه ی جمله قبل است که کناهان دیگری غیر از این پنج گناه هم هست که جزتی جهنم و سوختن دارد
در ادامه فرمود 
من مثال بهائم میزنم .شما از این مثال درس بگیرید .
حیوانات و چهار پایان تمام همت و دغدغه شان شکم هست 
اگر همت شما هم فقط برای شکم است از حیوان بتر ید 
انسان که دارای عقل و شعور  است در مرتبه ی حیوان کار میکند بتر از حیوان نیست ؟ 
آن حیوان عقل ندارد دائم بفکر شکم است .
لهم قلوبُُ لایَفقهونَ بها ولهم اعینُ لا یُبصرون بها اولئک کلانعامِ بل هم اَضَل اولئک هم الغافلون  « اعراف – ۱۷۹ »
کسانی هستند که با قلوب خود تفقه نمیکنند چشم دارند ولی نمیبینند از چار پایان بترند
و انها غافلین هستند 
درند گان فقط همشان دعوا کردن لت و پار کردن است .
شما هم گر چنین باشید تازه‌ به مقام درندگان رسیدید .
دسته سوم زنانی که تمام همتشان زر و زیور و لباس  دنیاست  و همشان فساد در روی زمین است
 .در قسمتهای دیگر خطبه هم از قبیل ناقص الا یمان ٬ ناقص العقل و عامل شر  آمده 
 
شارحین در صدد پاسخگویی به این کلام حضرت بر آمدند .
چندین پاسخ داده شده .
_  این خطبه قبل از شروع جنگ جمل صادر شده. سیاق جمله نشان میدهد مربوط به عایشه است و در آن پنج گناه مصادیق بر اصحاب جمل بیان شد 
به احترام عایشه که همسر پیامبر بود از او نامی برده نشده 
پس  ٬ فضای خطبه نشانگر اینست که شخص عایشه است .
_ زنان عمومی نیست بلکه مصداق خارجی دارد و آن عایشه است .
 نظریه دوم 
–   قران کتاب محکمات آیه دارد 
ان الانسان خُلقَ هلوعا ٬  جزوعا. ٬ عجولا  
و کان  الانسان ظلوماً جهولا 
ان الانسان لکفورُُ مبین 
انسان ٬ عجول ٬ ظلوم و کفور  است . پس ٬ انسانهای صبور و شکور  ٬ انبیا و صلحا کجاست ؟ 
الف و لام بر سر انسان الف و لام جنس است یعنی جنس انسان اینست .اگر خود انسان باشد جنس او چنین است اما اگر در ذیل آداب قرانی تربیت و رشد یافته باشد از این قاعده مستثنی هست 
قران جمله ی کلی میگوید ویک عده از ذیل آن خارج می شود .
و زنی که از آموزه های دینی استفاده میکند جنس او فساد آور نیست 
همچو ن صدیقه ی کبری ٬ مریم مقدس 
قران عمومیت بیان کرد و لی یک عدا از آن خارج هستند
 نظریه سوم : 
  در خطبه ۸۰ هم فرموده نواقص العقول 
— عده ای این جملات را از حضرت قبول نمیکنند و این قول را نفی میکنند سند این جملات را نمی پذیرند .
—  عده ای قائلند این جملات از حضرت صادر شده ولی محدود به آن عصر و زمان است .
در آن عصر بادیه و صحرا نشینی ٬ دور بودن از معارف ٬  گسترده نبودن علم و بحث ٬ و بعد از سه خلیفه ی جور و ظلم ٬  جامعه به چه شکلی بود 
و جملات منحصر است به آن زمان نه در این عصری که مهد پرورش علم و بحث و رشد و ….
 نظر رهبری هم بر اینست 
— این جملات راجب زنان آن عصر می باشد و تسری به زنان دیگر عصری نیست .
آیت الله جوادی املی هماین نظر را تایید میکنند که بعضی امور به زمان و مکان خاصی هستند نمیتوان به دوران دیگر تسری داد .
 ابن میثم بحرانی هم همین نظریه  را دارد .
نظر دیگری : 
این جملات حضرت در همه ادوار هست . ذات زنان این نیست ولی غالب ملاک است نه صد در صد .
 مرحوم مجتهده بانو امین : 
—  این جمله ٬ کلی در مقابل کلی هست 
نه جزئی در مقابل جزئی
و نه کلی در مقابل جزئی فقط کلی در مقابل کلی درست است .
مثل این که بگوییم 
تک تک مردان از تک تک زنان بهترند 
یا 
تک تک مردان از بعضی زنان بهترند 
یا 
تک تک زنان از بعضی مردان بهترند 
جمله کلی در مقابل کلی درست است .
کلی زنان در مقابل کلی مردان به زیور آلات بیشتر مایلند و بعضی زنان زاهده هستند .
بعضی از مردان بیشتر از زنان اهل زینت هستند .
وقتی کلی را در مقابل کلی قرار دهیم جزئیات از ذیل آن خارج می شود .
غفر اللهُ لی و لکم

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.