حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×

شرح خطبه 149 نهج البلاغه

بخش اول خطبه در باب توحید نیست
بسم الله الرحمن الرحیم
صفات امیرالمومنین ( ع) در قران 
مرحوم مجلسی از احتجاج طبرسی نقل میکند . « ج ۲۴ »
معاویه در سفری به اهالی قریش رسید که در میان آنان ابن عباس پسر عموی پیامبر (ص) حاضر بود همه به احترام برخاستند جز ابن عباس 
معاویه اعتراض کرد که چرا برنخواستی 
بعد سوال کرد ابن عباس چه میکنی ؟ 
قران میخوانیم تاویل میکنیم و تفسیر میگوییم .
معاویه گفت 
مگر منع نشدید از تاویل گویی قران ٬ گفتن شان نزول ممنوع شده است 
ابن عباس گفت : قران بدون تاویل و مصادیق ٬ بدون شان نزول بگویم قران معنا ندارد .
معاویه گفت : راست می گویی ٬ پس تاویلهایی را بگو که با بنی هاشم کاری نداشته باشد .
ابن عباس گفت : 
«و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً  دهر  – ۷ » 
اگر مردم پرسیدند چه کسی اطعام کرد چه بگویم ؟ 
یتیم و مسکین قابل فهم است اما اسیر انست که آمده با اسلام بجنگد ٬ مسلمان نیست ٬ حربی ست ٬ آمده در خانه ی علی (ع) 
نان افطار خود و بچه ها می دهد به اسیر حربی .
سوال کردند در وصف چه کسی است .چه بگویم ؟ 
بگویم علی ست یا نه ؟ 
معاویه گفت : خب یک آیه دیگر بخوان
گفت : آیه 
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک واِن لم تفعل فما بلغتَ رسالته ٬ والله یعصمک من الناس  مائده ۶»
اگر مردم پرسیدند ٬ ابلاغ به چه کسی بوده 
بگویم یا نه ؟ 
از مدح علی بگویم ؟ 
بگویم ولایت علی مکمل نبوت بوده یا نه ؟ 
معاویه گفت : 
اینرا نخوان ٬ یک آیه ی دیگر برایشان بخوان .
« یا ایها الذین امنوا اذا ناجیتم الرسولَ فقدموا بین یدیْ نجویٰکم صدقهً  مجادله   –   ۱۲»
وقتی آیه آمد برای سخن گفتن با پیامبر اول صدقه بدهید .همه پا ٬ پس کشیدند .
همه رفتند و فقط علی ماند .
معاویه به مردم بگویم که علی یک دینار داشت آنرا در صرافی به درهم تبدیل کرد و هر بار صدقه می داد و با پیامبر سخن میگفت .
تاویل آیه را بگویم که چه کسی بود یا نگویم ؟ 
معاویه گفت آیه ی دیگر بخوان .
«قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة  فی القربیٰ »
معاویه بگویم 
ذی القربی چه کسانی بودند که مزد رسالت پیامبر ٬ محبت به آنان بود . یا نگویم ؟ 
معاویه گفت : 
نه ! 
ایه دیگری برایشان بخوان
 ابن عباس گفت : 
« ومِن الناس مَنْٰ یَشری نفسَهُ ابْتغاءَ مرضات الله بقره. –  ۲۰۷»
لیلة المبیت جانانه در بستر پیامبر خوابید .
وآنچنان از خود گذشتگی نشان داد .
تاویل و شان نزول آن را بگویم یا نه ؟ 
معاویه گفت : 
نه !!  ایه دیگری بخوان
 ابن عباس گفت : 
« انما ولیکم اللهُ و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلواة ویوتو ن الزکوٰة  و هم راکعون   مائده.- ۵۵ »
ای معاویه اگر مردم پرسیدند مصداق زکات دهند در حال رکوع کیست 
مدح علی را بگویم که خداوند چگونه به او مباهات میکند  که در رکوع انفاق کرد .
کسان دیگری هم بودند که بعدها در رکوه چندین انگشتر دادند ولی هیچگاه برای آنان آیه نازل نشد .
معاویه گفت : 
این آیه را هم نخوان 
برو آیه دیگری بخوان 
تاویل آیه دیگری را بازگو کن .
 آیه انذار 
« انما انتَ مُنذِر و لکلِ قومِِ هادِِ رعد – ۱۸ »
اگر مردم سوال کردند 
می دانیم منذر رسول الله  است .
هادی و هدایت گر کیست .
معاویه در شان علی نگویم که بارها پیامبر فرمود علی جان تو ٬ هادی این قوم هستی 
معاویه گفت : 
نه ! این آیه را هم نخوان و نگو
آیه مباهله 
«فقل تعالو ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل  ال عمران.  – ۶۱»
ای معاویه بگویم 
زن مقام فاطمه بود 
جانِ رسول ٬ علی بود 
یا نگویم ؟ 
یا به مردم بگویم نمی دانم جریان مباهله چیست .
معاویه گفت : 
نگو و نخوان
آیه تطهیر 
«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا »
معاویه شان نزول این آیه را چه بگویم ؟ 
آیا نگویم در مقام علی و فرزندان علی و شان فاطمه نازل شده 
مدح علی نگویم ؟ 
معاویه گفت : 
این آیه را هم نخوان 
و تاویل نگو
وآیه ی «عنده علمُُ الکتاب  رعد – ۴۳»
سوره نبا 
سوره عادیات 
وهمینطور  ابن عباس میگفت و میخواند 
اما قرانی که در آن علی باشد معاویه آنرا نمی پذیرد .
بخاطر علی قران را هم به کناری انداختند .
علی را از قران بگیری ٬ محتوای قران ٬ رسالت و بعثت و قران ناقص می شود .
علی را از قران جدا کردند .
بعثت بدون علی هم معنا نداشت .
اول شخص عالم امیر المومنین ٬ یعسوب الدین به گوشه ای نشسته و دیگران غاصب به ناحق حکومت کردند .
این مهجوریت ٬ مظلومیت و تبعید قران و جدا کردن علی از قران در هر عصر و زمانی کم و بیش هست .
وخون به دل اهل بیت وارد میکنند .
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
امام امیر المومنین در خطبه ۱۴۹
در وصیت خود می فرماید :
ای مردم ! شما که از مرگ  هراسناک هستیدو از آن فرار میکنید .
دقیقاً از آنی که فرار میکنید شما را در میابد .
مرگ که از شما ترس ندارد .هر جا که مقدر شد و میزان و مقیاس پر شد در مقابل این فرار شما سبز می شود . 
والاَجلُ مساقُ نفسٍ 
مرگ  پیوسته این نفس را به جلو سوق میدهد .
مرگ در پشت سر قدم به قدم راهنمایی میکند . تا به آن جای مقرر  و مقدر شده برسیم . عمر تمام شده را نفس می گیرد .
حکایت ما ومرگ ٬حکایت چرخش  دو نقطه در یک دایره است .
هر چه از یک نقطه دور شدن باشد به نقطه ی دیگر نزدیک شدن است و آن مرگ است .
 فرمود .
شما گاهی  مرگ را می شنوید اما امروز مرا در بستر مرگ می بینید .
از حال و شرایط من عبرت بگیرید .
تادیروز همرا ه شما بودم .اما امروز عبرت گیری شما شدم و فردا روزی هم از میان شما خواهم رفت .
 هر حادثه و اتفاقی که پیش روی شماست یک تلنگر است .برای صاحبش امتحان و آزمایش ٬ برای دیگران عبرت است .
شما اقل‌ُ الاعتبار نباشید .
بدانید عمر دنیا کوتاه است . از مرگ هراس نکنید .
 زندگی در دنیا با همه‌طول عمرش مانند : 
۱- نشستن در زیر سایه ی شاخه ای از درخت است .
عمر این سایه چقدر طول میکشد . پایدار نیست . رفتنی ست .
۲- عمر کردن در دنیا ٬ نشستن در محل و مسیر وزیدن باد است که نسیم خنکی آنرا بهره مند می شویم . پایدار نیست و زود از میان می رود .
۳- عمر در دنیا بمثابه قرار گرفتن در زیر ابر و اندکی استراحت است .
دوام ابر چه میزان است؟
با این سه مثال سایه و باد و ابر ٬ هر سه در یک عنصر اساسی اجتماع دارند و آن کوتاه بودن زمان آنهاست .که اشاره به کوتاه بودن عمر انسانهاست و غافل نشدن از یاد مرگ است
این سه تمثیل و تشبیه ٬ گول زدن نیست بلکه حقیقت کوتاهی عمر است .
هشدار برای آمادگی و آگاه شدن از مرگ است
 آگاهی از این قرار است 
که اگر بدانی ابر و سایه ماندنی نیست وقتی رفت و برای تو  پایدار نماند . ناراحت نمی شوی ٬ افسرده و دلگیر نمی شوی .
 سبب‌ثابت ماند ن تو نمی شود برخاسته حرکت میکنی 
اگر کسی مرگ را هم چنین ببیند . 
حتی اگر خبر رسیدن مرگ اورا زود تر بدهند .خموده و ایستا نمی شود . 
از قبل آگاهی داشت که در دنیای پایدار زندگی نکرده و عمر جاودان ندارد .
بنابراین فهم به مرگ قیام می آورد .
تحرک را سرعت می بخشد .
 ای مردم 
پس در این دنیای زود گذر و عمر کوتاه به خدا شرک نورزید .سنت پیامبر را ضایع نکنید.
به احکام ٬ اخلاق ٬ روش ٬ وسیره نبوی همت گمارید و عمل کنید 
توحید و سنت نبوی عمود دین هستند
 این دو عمود را درجامعه اقامه کنید علمدار این مکتب باشید و دوعلَم را برافراشته نگه دارید .
توحید و نبوت را  مانند دو چراغ روشن در میان مردم روشن نگهدارید .
جامعه را نورانی کنید .
بواسطه دو چراغ شما علمدار و مشعلدار مردم در تاریکی و ظلمت ها باشید .
« ومن الله التوفیق »
بسم الله الرحمن الرحیم 
وصیت حضرت 
من مدت کوتاهی همسایه شما بودم .بدن من با شما همنشین بود .روح علی زمینی نبود آسمانی بود .
از علی فقط جسم‌ را دیدید و شناختید .ولی روح علی را نشناختند جز پیامبر ( ص) و فاطمه (س) .
چند صباح دیگر جسم من ، بدون روح باقی می ماند .
بعد یک عمر حرکت و جهاد ، خون دل خوردن ، مسئولیت حکومتی ، بار یتیمان بر دوش ، در محضر پیامبر ، پای رکاب پیامبر بودن ، جسم علی ساکت می شود و آرام میگیرد .
دیگر علی نیست که لحظه به لحظه دنبال کار دیگران باشد .دغدغهٔ دیگران ندارد .
بعد یک عمر سخن گویی و سخنوری آرام و صامت میشود .
چند صباحی بعد، علی آرام میگیرد در این دنیایی که شما بدون علی خواهید بود .
این صامت شدن علی برای دلتنگی و اشک ریختن برای علی نیست .برای عبرت است .
علی بعد آنهمه خطبه ،از دنیای شما میرود و شما هم می روید اگر بنا بود به ماندن ، سزاوار بود پیامبر بماند .
برای اینست عبرت بگیرید، آگاه شوید ، موعظه بگیرید .
چشمهای من خسته و سنگین است .دستی که با ذوالفقار بر دشمنان شمشیر میزد الان ساکن شده ،اعضا‌و جوارح ساکن شده ، شما هم ساکن خواهید شد .
من وداع میکنم باشما ، وداع یک شخص که در حال رصد و منتظر برای ملاقات با مرگ است .
وداع من طرف دیگر آن ،ملاقات است .از شما دل می کنم و دل می‌بندم به ملاقات خدا .و دل نگرانی هم ندارم .فقط پیش رو می بینم از گذشته نگران نیستم .
شما امروز علی را نشناختند .به باطن او پی نبردید .خون به دل علی کردید .
امروز که گذشت ،ولی بزودی خواهید دید که چه ایامی بود .زندگی در حکومت علی چه بهشتی بود .حلاوت ذکر علی چه بود .
اما فردا که پرده ها کنار رفت باطن علی بر شما آشکار خواهد شد .علی را زمانی می شناسید که علی از دستتان رفت .
وقتی که دیگران، و ظالمین آمدند .در همین منبر علی نشستند و دستور قتل و غارت دادند میفهمید، علی که بود .ولی آنوقت دیر است .
شما می مانید و همان ظلم .
بعد،
می فهمید علی چه امنیتی ایجاد کرده بود .
از حال و شرایط من عبرت بگیرید .
عبرت که زیاد است ، عبرت گیرنده کم است .اقلٌُ الاعتبار
امروز عبرت شما هستم و فردا به وداع علی خواهید سوخت 
ربِّ اَلحقنی بالصالحین

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.