حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

سه شنبه, ۴ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Tuesday, 23 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×

شرح خطبه 147 نهج البلاغه

 بسم الله الرحمن الرحیم 
امیر المومنین صلوات الله و سلامه علیه در خطبه ۱۴۷ دو هدف مهم از بعثت پیامبر اعظم را بیان می دارند .
۱- خدای متعال رسول مکرم را به‌حق مبعوث کرد تا مردم را از بت پرستی خارج کند و به عبادت الله برساند .
مردم را از ولایت بندگان خارج کند و بسمت ولایت الله ببرد .
۲- مردم را از اطاعت شیطان خارج و بسمت اطاعت الله ببرد .
خضوع در مقابل شیاطین شکسته و روحیه خضوع و انقیاد در برابر خداوند صورت بگیرد
تفاوت بین عبادت و طاعت : 
عبادت :  مجموع مناسک 
ظاهر نماز ٬ روزه ٬ حج و چگونگی انجام آن و در چه زمان  ٬
می شود عبادت 
روح عبادت می شود طاعت
به عبارتی : 
هر طاعتی عبادت هست ولی هر عبادتی طاعت نیست .
 آن وسیله ای که رسول مکرم توانست بواسطه ی آن مردم را از شرک و بت خارج کند جامعه توحیدی بنا کند 
 و روح عبادت در جامعه ایجاد کند قران بود .
اگر جامعه را از جهل و شرک و بت پرستی تهی کرد . بواسطه عنصر و دست آویزی بنام قران هم تبیین کرد و هم استحکام بخشید .
حق چه عنصری هست که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و علی اله الطاهرین وجاهت و شرعیت میدهد .
این حق در قران به پنج معنا بیان می شود .
۱- حق ٬ نام خداست 
« ذالک بِاَنَ الله َهو الحقُ و اَنه ُیُحیِ المَوتیٰ حج – ۶ »
۲-حق به حقوق معنا شده است 
«فَاٰتِ ذَی القُربیٰ حقَهُ والمسکین وابن السبیل  روم -۳۸ »
 ادا کردن حقوقی که بر ذمه و عهده کسی ست .
۳- حق بمعنای هدفمند 
«ما خلقَ اللهُ ذالک الا بالحقِ یونس – ۵»
 زمین و آسمان و ما فیه روی نظم و هدفی ٬ خلق شده است .
۴- حق بمعنای سزاوار بودن ٬ و شانیت داشتن 
«کذالک  حقَتْ کلمةُ ربِکَ علی الذین فسقوا»  یونس -۳۲»
سزاوار است عذاب بر فاسقین 
 
۵- حق در مقابل باطل که در نهج هم به همین معنا آمده .
لمَ تَلبِسُونَ الحقَ بالباطل و تکتمونَ الحق
چرا حق را با باطل می پوشانید 
« آل عمران ۷۱ »
 
 بسم الله الرحمن الرحیم 
بخش دوم  خطبه ۱۴۷ :
در بعثت  نبی مکرم  فرمود 
عنصر محوری در بعثت پیامبر ٬ هدایت است و هدایت  جامعه به سبب قران انجام می داد.
سمتی که جامعه باید با قران حرکت و خود سازی کند سه مرحله دارد .
٬
 این سه مرحله سه وظیفه بر عهده ی مسلمان میگذارد .
۱- مردمی که در توحید جهل دارند٬ شرک دارند ٬
خدا را بشناسند آگاه بشوند .( علم در مقابل جهل )« لیَعلمَ العباد ربهم »
۲- الحاد ٬ شرک ٬ بی دینی ٬ سکولار را نفی کنند .
( اقرار در مقابل جهد و انکار ) « لیُقروا به بعدَ جَحدوهُ »
۳- نه تنها بداند ٬ نه تنها غیر را نفی کند ٬ بلکه توحید را اثبات کند .
( اثبات خدا در مقابل انکار ) « لیُثبتوهُ بعدَ اذ اَنکروهُ»
هر سه مطلب را از قران هم بفهمیم هم رعایت کنیم .
این جایگاه هدایتی قران ست ولی شما از قران و سنت فاصله گرفته بگونه ای که در هر عصر و قوم و زمانی مردم با قران به درستی رفتار نمی کنند .
۱- هیچ شی یی از حق پوشیده تر و مخفی تر نیست . ( لا اَخفی ) 
۲- هیچ شی یی به روشنی باطل نیست .
باطل راحت در دسترس هست ( لا اَظهر ) 
۳- بیشترین سخن و کلام نیست مگر دروغ بستن بر خدا و پیغمبر ( لا اکثر)
۴-در نزد مردم  هیچ کالایی فساد تر نیست  در آن زمانی که فران درست بیان شود 
( تشبیه ٬ تمثیل ٬ محکمات متشابهات٬ ناسخ و منسوخ ٬ قرائت درست قران ) 
۵- قران وقتی تحریف شود. برای عده ای ذینفع باشد . پر رونق و گرانبها می شود .
۶- در بلاد اسلامی هیچ چیز نیست که نا شناخته تر  و ناپسنده تر از معروف باشد .
( نماز ٬ خمس٬ اصول دین در حاشیه قرار گرفته است ) 
۷- هیچ چیز معروف تراز منکر نیست ( دزدی ٬ حق الناس ٬ غیبت فراوان است ) 
چنین جامعه دور از قران معروف ان مطرود و منکر معروف می شود 
جامعه منحط میشود 
چون قران در متن زندگی نیست  ٬ سیره و روش قران جاری نیست .
چند گروهی هستند که با قران هستند ولی حضرت آنان را مذمت می کند .
۱-  حافظان قران 
۲-حاملان قران 
که با قران هستند و لی قران با آنان نیست .
محتوا و عمل به قران در متن زندگی انان نیست .
فرمود حمله ی کتاب و حفظه ی کتاب هر دو گروه از راه قران بدر شدند .
 جامعه اسلامی که بر محور قران نباشد .
اجتماع چنین جامعه ایی  محقق نمیشود مگر بر مدار تفرقه ٬ جدا شدن دلها ازهم ٬ ایجاد چند دستگی ٬ یکرنگ و یکدل نیستند .
چنین وضعی ممکن است در کل جامعه حاکم باشد اگر در کل جامعه نباشد در میان عده ای که بر مدار قران نچرخند بروز میکند.
عده ای هستند که خود را پیشوای قران میدانند ٬ نظر خود را بر قران غالب میکنند ٬ بجای پیروی از قران بهظن و گمان خود قران را شرح میدهند که ذینفع باشد .
قران اساس ٬ رکن ٬ پایه ٬ قطب و محور مذهب و دین و شریعت است .
همه نظرها و ایده ها و باید بر طبق وعده و رای قران باشد .
همه باید تحت الشعاع قران قرار بگیرند نه اینکه قران تحت تفکر و نظر هر فردی بنا به میل و در خواست او تفسیر شده و نظر بدهد .
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
در بخش سوم از خطبه ۱۴۷ :
حضرت ٬ اعتراض به جامعه اسلامی در خصوص بی. مهری به قران فرمودند : 
حافظان و حاملان قران که فقط الفاظ قران حفظ و با خود حمل میکنند ولی در عمل ودر متن زندگی قران جایی ندارد .
 یک عده هم هستند که به قران و اهل قران ( اهل بیت ) پناه نمیدهند.
حضرت انتظار دارند که حاملان قران در چنین موقعیتی که قران مهجور و به کناری زده شده قران را در خانه دل و جان حفاظت کنند .عامل باشند .عمل به قران را منتشر کنند .
«وقال الرسولُ یا ربِ اِنّ قَومیٖ اِتخذُوا  هذَ القرانَ مهجوراً    فرقان -۳۰»
حضرت فرمودند 
ای مردم از اقوام گذشته که اطاعت قران نکردند عبرت بگیرید .
بی اطاعتی آنان منجر به عقوبت های سخت شد .
گرفتار شدن اقوام گذشته از عدم پیروی قران به واسطه دو عامل بود .
۱- آمال و آروزهای طولانی داشتند ( مشغول به دنیا پرستی بودند بفکر کسب در دنیا نبودند بفکر چسب به دنیا بودند ) 
۲- مرگ را فراموش کرده بودند .گویا اصلا مرگی در کار نیست .
پس نتیجه آرزوی بلند دنیایی فراموشی و غفلت از یاد مرگ است
 ای مردم بدانید موفقیت در طلب کردن نصیحت از خداست .
پذیرفتن
 کلام خدا و حرف شنوی از دستورات موفقیت است .
طالب نصیحت و خیر خواهی خدا راهنمای او می شود .
راهنما بودن خدا سبب  همسایگی می شود .
همسایه ی خدا در امنیت و آرامش است .
اگر  کسی همسایه خدا نشد دشمن او می شود .
کسی که همسایه خدا شد یعنی سایه به سایه دنبال کلام حق ٬ حرف شنوی ٬ اطاعت کامل .
چنین فردی در مقابل خدا تکبر نمی کند .
در مقابل عظمت و شکوه و جلال الهی بزرگ بین و خود محور نمی شود .
درک عظمت تواضع به
 ار مغان  می اورد 
خضوع و تواضع در برابر خدا رفعت و بزرگی به همراه دارد .
در همسایگی خدا خود را کوچک و حقیر می بیند ولی خدا در عوض به او از مقام و عظمت و بزرگی خود می دهد .
بالا نرفت هر آنکه برای تو تا نشد !
آقا نشد هر آنکه برای تو پا نشد  !
تواضع در برابر شکوه و جلال خدا سبب تسلیم شدن می شود .
تسلیم محض بودن٬  پی بردن به قدرت خدا را در پی دارد .
نتیجه ی فهمیدن  اینکه٬ همه چیز در قبضه قدرت خداست .سلامت است 
سلامت دین ٬ سلامت دنیا ٬ سلامت فکر ٬ ذهن ٬ خیال ٬ نگاه ٬ در کل حیات طیبه نصیب میشود.
مَن عملَ صالحاً و هو 
 مومنُُ فَلَنُحْیینِهُ حیوٰةً
 طیبةً « نحل – ۹۷»
 در بعثت پیامبر ٬ محور هدایت بود که بواسطه ی قران صورت می گرفت .
سمت و سویی که جامعه باید با قران حرکت کند ٬ و خود سازی نماید .
سه مرحله دارد .
این سه مرحله سه وظیفه بر عهده مسلمان می گذارد .
۱- مردمی که در توحید جهل وشرک دارند .
نبی مکرم با قران آمد مردم را از عبادت بتان و اطاعت شیطان خارج کند .و به عبادت و اطاعت خدا دعوت و راهنمایی کند .
( علم در مقابل جهل ) لیَعلمَ العباد ربهم 
۲- زمانیکه مردم توحید را انکار میکردند .پیامبر با قران آمد تا عباد به وحدانیت خدا اقرار کنند.
باید الحاد 
 ٬ شرک ٬ بی دینی ٬ سکولار را نفی کنند . 
( اقرار در مقابل جهد و انکار ) لیُقروا به بعدَ جَحدوهُ
۳- در مرحله ی سوم پیامبر با قران آمد تا بعد از جهل و اقرار باید توحید را برای مردم اثبات میکرد .
نه تنها اگاهی  ٬ نه تنها نفی غیر  ٬ بلکه توحید را اثبات کند .
( اثبات خدا در مقابل انکار ) لیُثبتوهُ بعدَ اذ اَنکروهُ
هر سه مطلب را از قران هم باید بفهمیم هم رعایت کنیم .

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.