حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

چهارشنبه, ۲ اسفند , ۱۴۰۲ Wednesday, 21 February , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیرآن در استنباط حکمی)
حوزه علمیه حضرت بقیه الله عج –  قم
استاد راهنما
حجه الاسلام والمسلمین کلاهدوزان.
پژوهشگر
محمد رضا نصیری.
طلبه سال سوم حوزه علمیه –  قم 
بسم الله الرحمن الرحیم 
چکیده :
{وضو که از مقدمات نماز است بر هر مرد و زنی واجب است.}
{خداوند در قرآن دستور به طهارت و وضو داده است.}
{وضو گرفتن بدین شرح است : شستن دست ها و صورت دست ها از آرنج تا پایین شسته شود و مسح سر به میزان معین و همچنین مسح پا.}
{ چنانچه جنب بودیم غسل بر ما واجب است و اگر آب نبود تیمم بر ما واجب است.}
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیر آن در استنباط حکمی)
فهرست مطالب :
1-فصل اول : کلیات تحقیق.      2-فصل دوم : برسی اجمالی و ترجمه آیه .    3-فصل سوم:
برسی تفسیری پیرامون آیه.     4- فصل چهارم : برسی ادبی آیه مبارکه.
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیر آن در استنباط حکمی)
مقدمه :
به نام خدا از آنجایی که فهم دقیق احکام وضو وابسته به فهم آیات وارد شده درباره آن است ما در این مقاله به طور مختصر به برسی آیه 6 سوره مائده که درباره وضو و احکام آن است پرداخته ایم امید است مرود قبول خداوند واقع شود ان شا الله …
والله اعلم …..
فصل اول : کلیات تحقیق.  
گفتار اول : مباحث مقدماتی :
1-تبیین موضوع :
 بدون تردید و به یقین بحث و مساله وضو که یکی از مقدمات نماز که فریضه واجب دینی برما است ” بسیارمهم بوده و میبینیم که در فرقه های اسلامی همواره احکام آن مورد بحث و اختلاف بوده است فلذا ما در این مقاله به این بحث مهم پیرامون آیه وضو پرداخته ایم ” لذا فهم این مطلب برای ما طلبه ها بخصوص و عموم مسلمانان واجب نیست ؟؟
2-اهمیت و ضرورت تحقیق :
 با توجه به مطالب گفته شده در تبیین مساله ضرورت مساله هم طبیعتا روشن است اما برای فهم بیشترضرورت این مطلب | میگوییم که طبق قرآن و سنت  نماز بر ما واجب است و نماز مقدماتی دارد که یکی از آنها وضو است و از آنجا که صیحیح خواندن نماز مشروط به صحیح گرفتن وضو است لذا بر ما ضرورت دارد و واجب است که این مساله را خوب یاد بگیریم و بفهمیم (ان شا الله …)
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیر آن در استنباط حکمی)
3-پیشینه تحقیق:
 با توجه به اهمیت این بحث این مساله برمیگردد به صدر اسلام که از همان صدر اسلام مساله نماز و به تبع آن وضو مطرح بود و از همان ابتدا پیشوایان دینی ما به این مساله پرداخته اند و پیشینه آن به صدر اسلام برمیگردد.
4-روش تحقیق:
 بنده در این مقاله سعی کرده ام که نظرات مختلف پیرامون این آیه مطهره را جمع کنم و به برسی آیه بپردازم امید است مقبول حق باشد ان شا الله …
5-سوالات تحقیق:
سوال اصلی:آیه مطهره درباره چه بحث میکند ؟
سوالات فرعی: 1-آیه درباره وضو چه میفرماید؟2-از نظر ادبی آیه چگونه است؟
 
گفتار دوم : مفهوم شناسی :
الف) معنای لغوی: آیه در لغت به معنای نشانه است و وضو هم در لغت به معنای تازه داشتن.
ب) معنای اصطلاحی: آیه دراصطلاح به معنی نشانه های خداوند گفته میشود و وضو هم در اصطلاح به معنای همان وضویی است که قبل از نماز به نیت طهارت گرفته میشود.
( تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیر آن در استنباط حکمی)
 فصل دوم : برسی اجمالی و ترجمه آیه.
آیه شریفه :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ ۚ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. (6- مائده)
ترجمه: 
ای اهل ایمان، چون خواهید برای نماز برخیزید صورت و دستها را تا مرفق (آرنج) بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی پا مسح کنید، و اگر جُنُب هستید پاکیزه شوید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافرید یا یکی از شما را قضاء حاجتی دست داده و یا با زنان مباشرت کرده‌اید و آب نیابید در این صورت به خاک پاک و پاکیزه‌ای روی آرید و به آن خاک صورت و دستها را مسح کنید (تیمّم کنید). خدا نمی‌خواهد هیچ گونه سختی برای شما قرار دهد، و لیکن می‌خواهد تا شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند، باشد که شکر او به جای آرید.
برسی اجمالی آیه : 
«اَرْجُلَكُم» هم با كسر و هم با فتح خوانده شده ولى شهرت در فتح است، آن در صورت فتح عطف است به محل «رُؤُسِكُم» كه مفتوح است زيرا مفعول «وَامْسَحُوا» است و در صورت 
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیرآن در استنباط حکمی)
كسر عطف است بر لفظ «رُؤسِكُم» و در هر دو حال وجوب مسح پاها را مى‏رساند، ناشيانه است كه بگوييم در صورت فتحعطف است به «اَيْديكُمْ» و وجوب غسل پا را مى‏رساند. زيرا لفظ «وَامْسَحُوا» مانع از آن است كه عطف به مفعول «فَاغْسَلُوا» باشدرجوع شود به «رفق‏مرفق». اما كعبين كه مفردش كعب است آيا مراد از آن مفصل پااست يا برجستگى استخوان روى پا يعنى قوزك پا؟ طبرسى فرموده: كعبين نزد اماميه عبارتند از دو استخوان روى پا (قوزك) ولى جمهور مفسران و و فقهاءگفته‏اند مراد دو استخوان ساقها است يعنى دو قوزك ساقها كه در انتهاى استخوان ساق و در مفصل ساق و پا هستند. نگارنده گويد: على هذا در هر پا دو كعب است در مجمع فرموده:اماميه در رد اين سخن گفته‏اند: اگر مراد دو قوزك انتهاى ساق باشد لازم بود «اِلَى الْكِعاب» آيدزيرا مسح به چهار كعب است. به نظر نگارنده: تثنيه آمدن كعبين براى آن است كه بفهماند درهر پا يك كعب وجود دارد در باره دستها كه «المرافق» آمده روشن است كه نسبت به عموم مردم است و گرنه معلوم است كه هر شخص دو مرفق داردو اگر «الى الكعاب» گفته مى‏شد بيشتر احتمال مى‏رفت كه در هر پا دو قوزك مراد است. ناگفته نماند از مجمع نقل شد كه در نزد اماميه كعب قوزك پاست در مستمسك عروه فرموده: شيخ در تهذيب بر آن ادعاى اجماع كرده، از معتبر نقل شده كه آن مذهب اهل بيت عليهم السلام است و نيزاز ذكرى و محكى انتصار و محكى خلاف ادعاى اجماع نقل شده ولى علامه‏در مختلف و ديگران كعب را مفصل پا دانسته‏اند و آن موافق احتياط است چنانكه سيد در عروة فرموده است. اما قول اهل لغت: در قاموس گفته: كعب قوزك روى پا و دو قوزك در دو طرف پا و هر مفصل است. همچنين است قول اقرب الموارد. جوهرى آن را استخوان برجسته نزدمفصل مى‏داند بالاتر از قوزك. در مصباح گويد: اصمعى و جماعتى آن را دوقوزك در دو طرف پا دانسته‏اند، ابن اعرابى و جماعتى آن را مفصل ميان پا و ساق گفته‏اند . قول راغب نيز ظاهرا مانند جوهرى است.  
(تحلیل ادبی آیه وضو وتاثیرآن در استنباط حکمی)
فصل سوم : برسی تفسیری پیرامون آیه.
” فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ” کلمه” غسل” به فتح غین به معنای عبور دادن آب بر جسم است، و غالبا به منظور تنظیف و پاک کردن چرک و کثافت از آن جسم صورت می گیرد، و کلمه” وجه” به معنای روی و ظاهر سمت مقابل هر چیز است، لیکن در غالب موارد در چهره و صورت آدمی و یا به عبارتی سمت جلو سر انسان استعمال می شود، آن سمتی که چشم و بینی و دهان در آن سمت است و حد آن همان مقداری است که هنگام گفتگو پیدا است این معنای لغوی وجه است ولی ائمه اهل بیت (علیه السلام) آن را در تفسیر آیه مورد بحث به حد معینی از سمت جلو سر تفسیر کرده اند، و آن عبارت است از طرف طول بین ابتدای موی سر به پائین تا آخر چانه، و از طرف عرض آن مقدار از صورت که میان دو انگشت شست و میانی و یا شست و ابهام قرار گیرد، البته در این میان اندازه گذاریهای دیگری برای کلمه” وجه” شده، که مفسرین و فقها آن را نقل کرده اند.
کلمه:” ایدی” جمع کلمه” ید” است، که نام عضو خاصی از انسان است که با آن می گیرد و می دهد و می زند و کارهایی دیگر می کند، و آن عضو که نامش به فارسی دست است از شانه شروع شده تا نوک انگشتان ادامه می یابد، و چون عنایت در اعضای بدن به مقدار اهمیت مقاصدی است که آدمی از هر عضوی از اعضای خود دارد، و مثلا غرض و مقصدش از دست دادن و گرفتن است، بدین جهت از همین عضو که گفتیم حدش از کجا تا به کجا است به خاطر اینکه نیمه قسمت پائین آن یعنی از مرفق تا سر انگشتانش بیشتر و یا بگو مثلا 90 مقاصدش را انجام می دهد، لذا کلمه” ید دست” را بیشتر در همین قسمت به کار می زند، و باز به خاطر اینکه از آن 90 درصد باز 90 درصد از مقاصدش را به وسیله قسمت پائین تر یعنی از مچ دست تا سر انگشتان انجام می دهد، این کلمه را بیشتر در همین قسمت به کار می برد، بنا بر این کلمه” دست” سه معنا دارد، 1- از نوک انگشتان تا مچ 2- از نوک انگشتان تا مرفق 3- از نوک انگشتان تا شانه.
(تحلیل ادبی آیه وضو وتاثیرآن در استنباط حکمی)
و این اشتراک در معنا باعث شده که خدای تعالی در کلام خود قرینه ای بیاورد تا یکی از این سه معنا را در بین معانی مشخص کند، و آن قرینه کلمه” إِلَی الْمَرافِقِ” است، تا بفهماند منظور از شستن دستها در هنگام وضو، شستن از نوک انگشتان تا مرفق است نه تا مچ دست و نه تا شانه، چیزی که هست از آنجا که ممکن بوده کسی از عبارت” دستها را بشوئید تا مرفق” خیال کند که منظور از شانه تا مرفق است سنت این جمله را تفسیر کرد به اینکه منظور از آن قسمتی از دست هست که کف در آن قرار دارد.
و اما کلمه” إلی” این کلمه بطوری که استعمال آن به ما می فهماند وقتی در مورد فعلی که عبارت باشد از امتداد حرکت استعمال شود، حد نهایی آن حرکت را معین می کند، (وقتی می گوئیم من تا فلان جا رفتم، معنایش این است که نقطه نهایی عمل من که همان رفتن باشد فلان جا است و اما اینکه خود آن نقطه هم حکم ما قبل از کلمه” الی تا” را داشته باشد و یا حکم آن را نداشته باشد مطلبی است که از معنای این کلمه خارج است) (مثلا وقتی گفته شود” من ماهی را تا سرش خوردم” کلمه” تا” دلالت نمی کند بر اینکه سر آن را هم خورده ام، و یا نخورده ام) بنا بر این حکم شستن خود مرفق از کلمه” إلی” استفاده نمی شود، آن را باید سنت بیان کند.
ولی بعضی از مفسرین گفته اند که کلمه” إلی” به معنای کلمه” مع با” است، و جمله” وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ” به معنای این است که فرموده باشد” و ایدیکم مع المرافق و دست ها را با مرفق ها بشوئید” هم چنان که در آیه:” وَ لا تَأْکُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلی أَمْوالِکُمْ” (1) به این معنا آمده، دلیلی که برای این دعوی خود آورده اند روایاتی است که می گوید رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در هنگام وضو مرفق خود را نیز می شست، (2) و این جرأت عجیبی است که در تفسیر کلام خدای عز و جل به خود داده اند، برای اینکه روایاتی که در این باب هست خالی از دو حال نیست، یا صرفا عمل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را حکایت می کند، که پر واضح است نمی تواند بیانگر آیه قرآن باشد، برای اینکه عمل مبهم است، و زبان ندارد، و با این حال نمی تواند به لفظی از الفاظ قرآن معنایی غیر آنچه در لغت دارد بدهد، تا بتوانیم بگوئیم یکی از معانی کلمه” إلی” معنایی است که کلمه” مع” دارد، و یا آنکه حکم خدا را بیان می کند نه عمل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را، که در این صورت آن روایات نمی تواند تفسیر آیه باشد، و اینکه در شق اول گفتیم عمل مبهم است، و می تواند وجوهی داشته 
(تحلیل ادبی آیه وضو وتاثیرآن در استنباط حکمی)
باشد، یکی دیگر از وجوه آن این است که شستن خود مرفق از باب مقدمه علمی بوده باشد، یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرفق را هم می شسته تا یقین کند به اینکه دستها را تا مرفق شسته است، یکی دیگر از وجوه آن این است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این مقدار را بر حکم خدا افزوده باشد، و آن جناب چنین اختیاری را دارد، هم چنان که می دانیم نمازهای پنجگانه همه از طرف خدای تعالی بطور دو رکعتی واجب شده بود، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در بعضی از آنها
دو رکعت و در نماز مغرب یک رکعت اضافه کرد، و روایات صحیحه ای این معنا را ثابت کرده است.
و اما اینکه آیه مورد بحث را تشبیه کرده به آیه:” وَ لا تَأْکُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلی أَمْوالِکُمْ” این تشبیه درست نیست، زیرا در این آیه نیز کلمه” الی” به معنای کلمه” مع” نیامده، بلکه فعل” لا تَأْکُلُوا” متضمن معنای” لا تضموا ضمیمه مکنید” یا مثل آن است، می خواهد بفرماید مال مردم را ضمیمه مال خود نکنید.
از آنچه گذشت روشن گردید که جمله” إِلَی الْمَرافِقِ” قید است برای کلمه” ایدیکم”، در نتیجه حکم وجوب شستن به اطلاق خود باقی است و مقید به آن غایت نیست (واضح تر بگویم یک مرتبه موضوع حکم را عبارت می دانیم از” دست” به تنهایی: و می گوئیم آن را تا مرفق بشوی که در اینجا حکم شستن مقید به قید تا مرفق است، و بار دیگر موضوع حکم را عبارت می دانیم از” دست تا مرفق” و سپس می گوئیم این را بشوی، که در این صورت حکم ما مطلق است، موضوع حکم مقید است اگر تعبیر اول را بیاوریم، معنایش این می شود که شستن دست را از سر انگشتان شروع کن تا برسی به مرفق، و اگر تعبیر دوم را بیاوریم معنایش این است که” این عضو محدود و معین شده را بشوی”، حال چه اینکه از بالا به پائین بشویی یا از پائین ببالا، مؤلف فرموده جمله:” إِلَی الْمَرافِقِ” قید موضوع است نه قید حکم) علاوه بر اینکه هر انسانی که بخواهد دست خود را بشوید- چه در حال وضو و چه در غیر حال وضو- بطور طبیعی می شوید، و شستن طبیعی همین است که از بالا به پائین بشوید، و 
(تحلیل ادبی آیه وضو وتاثیرآن در استنباط حکمی)
از پائین به بالا شستن هر چند ممکن است، لیکن طبیعی و معمولی نیست، و روایات وارده از ائمه اهل بیت (علیه السلام) هم به همان طریقه طبیعی فتوا می دهد نه به طریقه دوم.
با این بیان پاسخ از سخنی که ممکن است گفته شود داده شد، و آن این است که کسی بگوید: مقید شدن جمله” دستها را بشوئید” به جمله” تا مرفق” دلالت دارد بر اینکه واجب است شستن از ناحیه انگشتان شروع شده، در ناحیه مرفق تمام شود، و آن پاسخ این است که همه حرفها در این بود که آیا قید” إِلَی الْمَرافِقِ” قید جمله:” فاغسلوا” است، و یا قید موضوع حکم، یعنی کلمه” ایدی” است، و ما گفتیم که قید کلمه” ایدی” است و در این صورت دستها باید تا مرفق شسته شود، نه اینکه شستن تا مرفق باشد، و دستها تا مرفق را دو جور می توان شست یکی از مرفق به پائین و دیگری از انگشتان ببالا، پس باید بگوئیم لفظ” إِلَی الْمَرافِقِ” لفظ مشترکی است که باید قرینه ای از خارج یکی از دو قسم شستن را معین کند، و معنا ندارد بگوئیم قید” إِلَی الْمَرافِقِ” قید هر دو قسم است.
لاوه بر اینکه بنا به گفته صاحب مجمع البیان امت اجماع دارد بر اینکه وضوی کسی که از بالا به پائین می شوید- صحیح است (1) و این نیست مگر بخاطر اینکه جمله مورد بحث با آن سازگار است و این هم نیست مگر بخاطر اینکه جمله:” إِلَی الْمَرافِقِ” قید برای موضوع یعنی” ایدیکم” است، نه برای حکم یعنی جمله” فاغسلوا”.
” وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ” کلمه” مسح” به معنای کشیدن دست و یا هر عضو دیگر از لامس است بر شی ء ملموس، بدون اینکه حائلی بین لامس و ملموس باشد، و نیز خود لامس دست و یا عضو دیگر خود را به آن شی ء بکشد، وقتی گفته می شود:” مسحت الشی ء” و یا گفته شود” مسحت بالشی ء” هر دو به یک معنا است، هم چنان که در آیه مورد بحث نیز حرف” با” آمده و فرموده:
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیرآن در استنباط حکمی)
“برءوسکم” لیکن اگر بدون حرف با استعمال شود، و شی ء ملموس را مفعول خود بگیرد، استیعاب و شمول را می رساند، و اگر با حرف باء مفعول بگیرد، دلالت می کند بر اینکه بعضی از شی ء ملموس را لمس کرده، نه همه آن را.
پس اینکه فرمود:” وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ” دلالت دارد بر اینکه مسح سر، فی الجمله واجب است نه بالجمله، ساده تر بگویم مسح مقداری از آن واجب است نه همه آن، و اما اینکه آن مقدار کجای سر است؟ از مدلول آیه خارج است و این سنت است که عهده دار بیان آن است، و سنت صحیح وارد شده به اینکه سمت پیشانی یعنی جلو سر باید مسح شود.
” وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا” کلمه” جنب” در اصل مصدر بوده، ولی استعمالش در معنای فاعل غلبه یافته، در نتیجه هر کس آن را بشنود معنای” شخصی که حالت جنابت دارد” به ذهنش می رسد، و به همین جهت که مصدر است در مذکر و مؤنث و مفرد و غیر مفرد به یک شکل می آید، می گوئیم:
مردی جنب، و زنی جنب، و دو زن جنب، و دو مرد جنب، و زنانی جنب و مردانی جنب، و در هنگامی که بخواهند معنای مصدری را حکایت کنند، تنها از کلمه جنابت استفاده می کنند.
و این جمله یعنی جمله” وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا” عطف است بر جمله:” فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ”، برای اینکه زمینه آیه زمینه بیان این معنا است که نماز طهارت لازم دارد، و طهارت شرط در آن است، در نتیجه تقدیر کلام چنین می شود:” یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاه” چنین و چنان کنید، اینطور وضو بگیرید، و تطهروا ان کنتم جنبا، یعنی طهارت بگیرید اگر چنانچه جنب بودید” پس برگشت معنای آیه به تقدیر شرط خلاف در طرف وضو است ساده تر بگویم، تقدیر کلام چنین است:” یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاه فاغسلووجوهکم و أیدیکم و امسحوا برءوسکم و ارجلکم، ان لم تکونوا جنبا، و ان کنتم جنبا فاطهروا” ای کسانی 
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیرآن در استنباط حکمی)
که ایمان آورده اید چون خواستید نماز بخوانید صورت و دست های خود را بشوئید، و سر و پای خود را مسح کنید البته این در صورتی است که جنب نبوده باشید، و اما اگر جنب بودید باید طهارت کسب کنید. 
-بنابر این از مطالب گفته شده چنین بر میآید که برای فریضه نماز مقدماتی لازم است که همه آنها خلاصه درطهارت است و ما باید آن را کسب کنیم باشد که سعادت مند شویم و شکر گذار خدای تبارک و تعالی باشیم ان شاالله …..
 
 
(تحلیل ادبی آیه وضو و تاثیرآن در استنباط حکمی)
فصل چهارم : برسی ادبی آیه مبارکه :
چند نکته :
1-معنای الی در قسمتی از آیه {فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق}:
برای الی که حرف جر در ادبیات عرب است معانی مختلفی ذکر شده است ما در اینجا دو مورد که به بحث ما مربوط است را بیان میکنیم :1-به معنای غایت مکانی است| که به نظر میرسد این معنا در آیه مراد نیست زیرا اگر این معنا مراد باشد معنایش این است که از پایین تا آرنج دست هایتان را بشویید و این غلط است پس مراد معنای غایت مکانی در آیه نیست . 2-معنای دیگری که ذکر شده است معیت و همراهی است| که با توجه به فضای آیه بر میآید که مراد همین باشد و اگر مراد این باشد معنایش این است که همراه آرنج دست ها را تا پایین بشویید و این معنا در آیه مراد است. 
2-برسی ادبی{اِن کنتم جنبا فاطهروا} در آیه:
اِن و فاء | در آیه شریف اِن حرف شرط و فاء حرف جواب شرط است و جمله جمله شرطیه است و کنتم هم در آیه به معناب بودید هست و از کان + ضمیر تم تشکیل شده است و جنبا هم اسم است به معنای جنب (آمیزش با زنان است )
وطهروا هم در آیه فعل امر است به معنای تطهیر کنید (غسل کنید ) هست و در کل معنای این بخش از آیه میشود {اگر جنب بودید پس غسل کنید}.  
(تحلیل ادبی آیه وضو وتاثیر آن در استنباط حکمی)
جمع بندی و نتیجه گیری:
 با توجه به آنچه مختصر در این مقاله ذکر شد میتوان نتیجه گرفت که فهم وضو که از مقدمات قرآن است بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است و بهتر است که همراه مستحبات آن یاد گرفته شود باشد که مورد عنایت و رضایت خداوند متعال باشد.
{این بود آنچه در ایم مقاله ذکر شد امید است مقبول حضرت حق
و امام زمان(عج) واقع شود
امید است دوست داران علوم ادبی از آن نهایت بهره را ببرند }
والله اعلم بحقایق الامور …. 
والسلام علیکم .
 
(تحلیل ادبی آیه وضو وتاثیرآن دراستنباط حکمی)
کتابنامه :
{1- تفسیر المیزان جلد 5 : علامه طباطبایی ( رضوان الله…).}.
{2- دانش صرف :  سید حمید جزایری .}
{3- شرح العوامل فی النحو : جامع مدرسین حوزه علمیه – قم }.
{4- قاموس اللغه : ابوطاهرمجدالدین محمد فیروزآبادی.}
{5- قرآن کریم : خداوند تبارک و تعالی .}
{6- مغنی البیب : ابن هشام انصاری .}
 
 

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.