حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

چهارشنبه, ۲ اسفند , ۱۴۰۲ Wednesday, 21 February , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
بررسی تغییرات مضاعف در فعل
 
با مثالهاي قرآني
محقق: محمد عرفان منصوري رضي
 
 
مدرس:بقيةاالله
سال: 1400
 
 
 
تغيير در لغت و اصطالح
تغيير در لغت به معنى دگرگوني1 و جابجايي و تبديل و تحويل است2. و در اصطالح به جابجا شدن حركات و
حروف، تغيير گويند.
مضاعف در لغت و اصطالح
مضاعف در لغت به معناي دو چندان3 و دو برابر كردن4 است و در اصطالح به كلمه اي كه دو حرف اصلي آن
از يك جنس باشند، مضاعف گويند5.
فعل در لغت و اصطالح
فِعل در لغت به معناي كناية از هر عمل6 و لفظى است عام چه براى كار نيك يا غير كار نيك، از روى علم يا غير علم، با قصد و هدف باشد يا بدون قصد و هدف چه از انسان سر بزند و يا از حيوان و يا جماد7. و در اصطالح
به كلمه اي گويند كه بر معناي مستقلّي داللت كند كه مقترن به يكي از زمانهاي سه گانه (گذشته و حال و آينده)
مي باشد8.
1 فرهنگ ابجدى الفبايى عربى فارسى، ص99
2 قاموس قرآن، ج5، ص138
3 فرهنگ ابجدى الفبايى عربى فارسى، ص59 4 فرهنگ لغت دهخدا، كلمه مضاعف 5 علوم العربية، ج1، ص168
6 لسان العرب، ج11، ص528
7 ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج3، ص74
8 موسوعة النحو و الصرف و اإلعراب، ص488
 
لفظ در لغت و اصطالح
لفظ در لغت به معناي انداختن1 و يا از دهان چيزي را بيرون انداختن است2 و در اصطالح به صدايي كه از دهان
خارج مي شود و متّكي بر مخارج حروف باشد، لفظ گويند3.
تغييرات مضاعف
تلفّظ دو حرف مشابه در كنار هم ثقيل است. بنابراين براي كاستن يا برطرف نمودن اين ثقالت، معموالً تغييراتي
در يكي از سه قالب ابدال، حذف يا ادغام رخ مي دهد.
الف: ابدال
ابدال به معناي جايگزين كردن يك حرف با حرفي ديگر در همان جايگاه است.
گاهي مضاعف در معرض ابدال قرار مي گيرد و حرف مماثل دوّم، به ياء تبديل مي شود. مثل فعل ظَنَّ كه وقتي
به باب تفعّل مي رود، جايز است الم الفعل آن به ياء تبديل شود. مانند تَظَنَّنَ  تَظَنَّيَ ( تَظَنَّي4)
مثال قرآني
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (شمس، آيه)10
فَهِيَ تُمْلى  عَلَيْهِ (فرقان، آيه )5
فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى  (عبس، آيه )6
ب: حذف
1 قاموس قرآن، ج6، ص198
2 لسان العرب، ج7، ص461
3 جامع المقدمات، ج1، ص18
4 دانش صرف، 109
 
تغيير ديگري كه در برخي ديگر از افعال مضاعف جاري مي شود، حذف است. مثال: در صيغه هاي ششم به بعد
در افعال ماضي مضاعف، سه وجه جايز است:
_ بدون تغيير؛ مانند ظَلِلْتُمْ
_ حذف عين الفعل؛ مانند ظَلْتُمْ
_ حذف عين الفعل و انتقال حركت آن به فاءالفعل؛ مانند ظِلْتُمْ
مثال قرآني
وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ. (احزاب، آيه )33
وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذي ظَلْتَ  عَلَيْهِ عاكِفاً. (طه، آيه)97
لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ  تَفَكَّهُونَ. (واقعة، آيه1)65
ج: ادغام
مهمترين و رايج ترين تغيير در مضاعف، ادغام است. ادغام در لغت، يعني داخل كردن چيزي در چيز ديگر و در علم صرف، به داخل كردن يك حرف ساكن در حرف متحرّك مشابه خود (به گونه اي كه هيچ فاصله اي در
تلفظ آن دو حرف رخ ندهد) ادغام گفته مي شود. حرف مشدّد، نشانگر وقوع ادغام است.
تقسيمات ادغام
ادغام به اعتبارهاي مختلف، تقسيمات گوناگوني دارد؛ از جمله:
1 دانش صرف، 109
 
.1 ادغام صغير و كبير: اگر حرف اوّل ساكن و حرف دوّم متحرّك باشد، ادغام آنها از نوع ادغام صغير است. مانند:
 رَبٌّ. امّا اگر هر دو حرف متحرّك باشند و براي فراهم نمودن زمينه ادغام، حرف اوّل را ساكن كنيم، به رَبْبٌ
اين نوع، ادغام كبير مي گويند. مانند: رَدَدَ  رَدْدَ  رَدَّ1
مثال قرآني
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ  الْعالَمينَ (حمد، آيه )2
وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ (احزاب، آيه )25
ادغام متماثالن و متقاربان: ادغام دو حرف هم جنس را ادغام متماثالن مي گويند مانند: مَدَدَ  مَدَّ. اما اگر دو غيرهمجنس در مخرج تلفظ به هم نزديك باشند (مثل دال و تاء) يا در برخي صفات با هم مشترك باشند .2 (مثل نون و واو) ادغام آنها ادغام متقاربان ناميده مي شود. مانند: مَنْ يَعْمَلْ  مَنْ يَّعْمَلْ2 حرف
مثال قرآني
فَمَنْ يَعْمَلْ  مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (زلزال، آيه )7
.3 ادغام واجب، جايز و ممتنع: همانطوريكه گذشت ادغام گاهي در دو حرف متماثل و گاهي در دو حرف متقارب
است.
اوّل: ادغام متماثالن
ادغام در متماثالن در مواردي واجب، در مواردي جايز و گاهي ممتنع است.
الف. ادغام واجب
.1 چنانچه حرف اوّل از دو حرف متماثل، ساكن و حرف دوّم متحرّك باشد٬ ادغام واجب است؛ چه در يك كلمه
در دو كلمه مانند: مَدْدٌ  مَ  ٌّد                      إضْرِبْ بَكْراً  إضْرِب بَّكْراً باشند٬ چه
1 همان، 110
2 همان، 111
 
مثال قرآني
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ (حمد، آيه )2
فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ  الْحَجَرَ (بقره، آيه )60
.2 ادغام متماثالن اگر هر دو حرف، متحرّك و در يك كلمه باشند، واجب است. حال، حرف پيش از حرف اوّل:
اگر متحرّك باشد ، حركت حرف اوّل حذف ميشود؛ مانند:
 مَرْرَ  مَرَّ. إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا  كِراماً (فرقان، آيه )72 مَرَرَ
اگر ساكن و حركت پذير باشد، با انتقال حركت حرف اوّل به قبل، آنها را ادغام ميكنيم؛ مانند:
 يَمَسْسُ  يَمَسُّ. ال يَمَسُّهُ  إِالَّ الْمُطَهَّرُونَ (واقعه، آيه )79 يَمْسَسُ
اگر ساكن و حركت ناپذير باشد، حركت حرف اوّل حذف مي شود؛ مانند:
 رَادْدٌ  رَادٌّ. إِنَّا رَادُّوهُ  إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلينَ (قصص، آيه )7 رَادِدٌ
ب. ادغام جايز
.1 ادغام متماثالن در صيغه هاي 1، 4، 7، 13 و 14 مضارع مجزوم و امر، جايز است. در اين صيغه ها اگر بخواهيم ادغام كنيم پس از انتقال حركت عين الفعل به حرف قبل چون عالمت رفع نيز از الم الفعل حذف شده التقاء
ساكنين اجتماع دو حرف ساكن پديد مي آيد كه براي رفع اين حالت به الم الفعل حركت عارضي داده مي شود. حال اگر عين الفعل مضموم باشد، الم الفعل مي تواند با هر كدام از سه حركت فتحه، كسره يا ضمه و در غير اين صورت با يكي از دو حركت فتحه يا كسره خوانده شود. با توجّه به جواز ادغام، استعمال صيغه هاي پنجگانه
فوق به صورت فكّ ادغام نيزجايز است؛ مانند:
يَمُدُّ (يَمْدُدُ)  لِيَمْدُدْ  لِيَمُدْدْ  لِيَمُدَّ، لِيَمُدِّ، لِيَمُدُّ
يَفِرُّ (يَفْرِرُ)  لِيَفْرِرْ  لِيَفِرْرْ  لِيَفِرَّ، لِيَفِرِّ
 
 لِيَمْسَسْ  لِيَمَسْسْ  لِيَمَسَّ، لِيَمَسِّ يَمَسُّ (يَمْسَسُ)
مثال قرآني
فَلْيَمْدُدْ  لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا (مريم، آيه )75
لَيَمَسَّنَّ  الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليمٌ (مائده، آيه )73
امر حاضر معلوم اين افعال نيز چنين است؛ مانند:
تَمُدُّ (تَمْدُدُ)  اُمْدُدْ، مُدَّ، مُدِّ، مُدُّ
تَفِرُّ (تَفْرِرُ)  اِفْرِرْ، فِرَّ، فِرِّ
تَمَسُّ (تَمْسَسُ)  اِمْسَسْ، مَسَّ، مَسِّ
مثال قرآني
وَ اغْضُضْ  مِنْ صَوْتِكَ (لقمان، آيه )19
فَفِرُّوا  إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذيرٌ مُبينٌ (ذاريات، آيه )50
.2 ادغام دو حرف متحرّك متماثل در دو كلمه، جايز است؛ مانند:
لَكُمْ  جَعَلَ لَّكُمْ جَعَلَ
مَنَاسِكَكُمْ  مَنَاسِككُّمْ 2
مثال قرآني
الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً (بقره، آيه )22
فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ  فَاذْكُرُوا اللَّهَ (بقره، آيه )200
1 همان، ص117
2 همان، 118
 
قَالُوا يَا أَبَانَا مَا لَكَ ال تَأْمَنَّا  عَلى يُوسُفَ (يوسف، آيه )11
قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي  أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ (زمر، آيه )64
ج. ادغام ممتنع
از مهمترين موارد امتناع ادغام در متماثالن مي توان به موارد زير اشاره كرد:
.1 در اسم هاي ثالثي مجرد متحرّك العين؛ مانند : مِلَل، اُمَم، سُرُر و ضَرَر .
.2 دو حرف متماثل، در ابتداي كلمه باشند؛ مانند: دَدَن
.3 حرف دوّم، ساكن و متصل به ضمير رفعي متحرّك باشد؛ مانند: فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ (شعراء، آيه )21 1
.4 حرف اوّل از متماثالن، حرف مدّ باشد؛ مانند: قُوْوِلَ.
.5 رباعي و ملحقات آن؛ مانند: شَمْلَلَ، جَلْبَبَ.
.6 زماني كه حرف اوّل مشدّد باشد؛ مانند: مَدَّدَ (تشديد حرف اوّل به خاطر وزن كلمه است، نه ادغام)
.7 در افعال تعجب با لفظ امر (براي رفع اشتباه از امر صحيح) مانند: أعْزِزْ بِعَلِيٍّ.
.8 كلمات سماعي؛ مانند: قَطَطَ شَعْرُهُ، ذَبَبَ الرَّجُلُ، ضَبَبَتِ األرْضُ.
.9 كلمات ملحق2؛ مانند: قَرْدَد، ألَنْدَد3.
دوّم: ادغام متقاربان
ادغام دو حرف متقارب نيز گاهي واجب، گاهي جايز و در مواردي ممتنع است.
الف. ادغام واجب
1 همان
2 الحاق يعني به كلمه اي يك يا دو حرف زياد مي شود تا به كلمه ديگري كه حروفش بيشتر است، ملحق شود تا در تعداد حروف و نوع
حركات شبيه او شود و حكم او را بگيرد.
3 صرف ساده، ص132
 
.1 ادغام الم (ال) در حروف شمسي1، واجب است؛ مانند:
 اَلشَّمْس. وَ الشَّمْسِ  وَ ضُحاها (شمس، آيه )1 اَلْشَمْس
.2 ادغام نون ساكن در حروف «يَرملون2» واجب است؛ مانند:
مِنْ رَبِّكُم  مِن رَّبِّكُم. وَ في ذلِكُمْ بَالءٌ مِن رَّبِّكُمْ  عَظيمٌ (بقره، آيه )49
تنوين نيز در واقع نون ساكن است و مشمول اين قاعده مي شود؛ مانند آيه: وَ جَعَلْنا فيها جَنَّاتٍ مِّنْ  نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ
(يس، آيه )34
ب. ادغام جايز
.1 ادغام دو حرف متقارب در يك كلمه در باب هاي تفعّل، تفاعل و افتعال جايز است؛ مانند:
يَتَثَاقَلُ  يَثَثَاقَلُ  يَثْثَاقَلُ  يَثَّاقَلُ
مثال قرآني
ال يُصَدَّعُونَ  عَنْها وَ ال يُنْزِفُونَ (واقعه، آيه )19
إِذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا في سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ  إِلَى الْأَرْضِ (توبه، آيه )38
وَ قالَ الَّذي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ  بَعْدَ أُمَّةٍ (يوسف، آيه )45
.2 ادغام دو حرف متقارب در دو كلمه كه اوّلي ساكن باشد (و جزء موارد وجوبي ادغام نباشد) جايز است؛ مانند:
رَبّي  قُل رَّبّي. ْ قُلْ رَبِّي  أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ (كهف، آيه 3)22 قُلْ
1 حروف شمسي: ن، ر، ز، د، ذ، ت، ث، ص، ض، س، ش، ط، ظ مي باشند.
2 به حروف ي، ر، م، ل، و، ن حروف يرملون مي گويند.
3 دانش صرف، 119
 
ادغام دو حرف متقارب در صورتي كه در اثر ادغام با كلمه ديگري اشتباه نشود؛ مانند: يَتَصَعَّدُ  يَصَّعَّدُ (در 125 سوره انعام: كَأَنَّما يَصَّعَّدُ  فِي السَّماءِ) برخالف «وَجَبَ» كه «ج» و «ب» با اينكه متقاربند، ادغام نمي شوند .3 آيه
زيرا در صورت ادغام با كلمه «وَبَّ» اشتباه خواهد شد1.
ج. ادغام ممتنع
اجراي ادغام متقاربان، در يك كلمه به جز سه باب تفعّل ، تفاعل و افتعال، ممتنع است؛ مانند: دُنْيَا، وَتَد.
جمع بندی احکام ادغام در افعال مضاعف
بر اساس قواعد ادغام در متماثالن، احكام ادغام در افعال مضاعف به اين شرح است:
.1 ادغام در پنج صيغه اوّل ماضي، واجب و در بقيّه صيغه ها ممتنع است.
.2 ادغام در صيغه هاي 6 و 12 فعل مضارع، ممتنع و در بقيّه صيغه ها واجب است.
.3 ادغام در صيغههاي 1، 4، 7، 13 و 14 امر و مضارع مجزوم جايز است و در بقيّه صيغه ها، حكم مضارع را
دارد2.
مضاعف مؤکد
در صورت الحاق «نون تاكيد» به فعل مضاعف، همان تغييراتي كه در فعل سالم صورت مي گرفت، در فعل
مضاعف نيز رخ مي دهد و همانند فعل سالم صرف ميشود.
در پنج صيغه 1، 4، 7، 13 و 14 امر و مضارع مجزوم نيز ادغام، واجب و فقط حالت مفتوح بودن الم الفعل،
صحيح است؛ مانند:
 
يَمُدُّونَ  يَمُدُّنَّ، يَمُدُّنْ
اُمْدُدْ، مُدَّ، مُدِّ، مُدُّ  مُدَّنَّ، مُدَّنْ 3
 
يَمُدَّ  يَمُدَّنَّ، يَمُدَّنْ
لِيَمْدُدْ، لِيَمُدَّ، لِيَمُدِّ، لِيَمُدُّ  لِيَمُدَّنَّ، لِيَمُدَّنْ
 
 
1 صرف ساده، ص132
2 همان، ص120
3 همان
 
مثال قرآني
ال تَمُدَّنَّ  عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ (حجر، آيه )88
لَيَمَسَّنَّ  الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليمٌ (مائده، آيه )73

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.