حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

پنج شنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۳ Thursday, 25 July , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
عنوان تحقیق:   
بررسی کاربرد فعل امر درآیات  با محوریت سوره کهف
سال تحصیلی: 1401-1400
گردآورنده :    امیرمحمد کماسی 
پایه تحصیلی:      پایه دوم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
فهرست مطالب
مقدمه : 1
1 ) . بيان مسأله و تعيين قلمرو آن 1
2 ) . اهميّت و ضرورت تحقيق 1
3 ) . پيشينه تحقيق 2
4 ) . سؤالات تحقيق 2
5) . اهداف تحقيق 2
6) . فرضیه تحقيق 3
7) . روش تحقيق 3
فصل اول : مفاهيم و كليات
1) . مفاهيم : 5
1-1). کاربرد 5
1-2). فعل 5
1-3). فعل امر 5
1-4). فعل معلوم 5
1-5). فعل مجهول 5
1-6). کهف 6
2 ).كليات : 6
2-1 ) . شمارگان سوره‌ی کهف 6
2-2) . نزول سوره‌ی کهف: 6
2-3) . نام‌های سوره‌ی کهف 6
فصل دوم : بررسی کاربرد فعل امر در سوره کهف
1). افعال امر در سوره کهف 8
2). شیوه ساختن فعل امر 9
3). صیغه های فعل أمر 13
4). حالات فعل امر 19
5). کاربرد فعل امر در سوره کهف 22
–  نتيجه گيري 23
فهرست منابع و مآخذ : 24
 
    مقدمه :
علم صرف یکی از علوم ادبی تأثیرگذار در فهم قرآن است. از آن رو که از اهداف اصلی فراگیری علوم ادبی، توانمندی در استفاده صحیح از منابع دینی است، توجه به مباحث کابردی به ویژه در منابع دینی بسیار ضروری می باشد.
تحقیق حاضر که کاربرد فعل امر در سوره کهف را مورد بررسی قرار می دهد؛ در راستای تحقق این هدف نوشته شده است. 
1 ) . بيان مسأله و تعيين قلمرو آن
بدون تردید فعل در زبان عربی کاربرد فراوانی داشته و اصلي‌ترين رکن جمله به شمار می‌رود؛ به گونه‌ای که نحويان حتی برای جمله‌های فاقد فعل نيز که کاربرد زيادی در زبان عربی ندارند، معمولاً افعال تقديری در نظر می‌گيرند. اما چون ما نسبت به این مسائل مهم کاربردی علم صرف و نحو در قرآن توجه نمی کنیم و در نتیجه فهم دقیق و عمیقی از آیات قرآن نداریم، اکنون این سوال مطرح می شود که فعل امر در سوره کهف، چه کاربردی دارد؟…. پس باید کاربرد فعل امر در سوره کهف را مورد بررسی قرار دهیم.
2 ) . اهميّت و ضرورت تحقيق
     خداوند قرآن را براى هدایت بشر فرستاده است. شناخت قرآن و انس با قرآن امر مهم و قابل توجهی نزد ما مسلمانان است، پس اگر بخواهیم آیات قرآن را بفهمیم و به آن عمل کنیم، به قواعد علم صرف و نحو و … نیاز داریم تا فهم دقیقی ازآیات قرآن داشته باشیم. اگر نسبت به کاربرد این قواعد در آیات قرآن بی تفاوت باشیم، فهم عمیقی ازآیات قرآن نخواهیم داشت. در نتیجه منجر به عمل نکردن به معارف آیات قرآن خواهد شد. پس لازم و ضروری است که در مورد این مسئله تحقیق شود و آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
3 ) . پيشينه تحقيق
قطعاً در میان آثار دانشمندان قدیم به ویژه در میان اهل بلاغت، و همین طور برخی از مفسرین نیز به این موضوع، البته به طور مختصر و پراکنده پرداخته شده است، اما هیچ تحقیق مستقلی در قالب مقاله یا کتاب در این باره منتشر نشده است. در کتاب های صرفی و نحوی تمام قواعد در مورد کاربرد فعل امر گفته شده است، اما من می خواهم این قواعد را در آیات قرآن در سوره کهف مورد بررسی قرار دهم. 
4 ) . سؤالات تحقيق
1) سؤال اصلی: فعل امر در سوره کهف، چه کاربردی دارد؟ 
2) سؤالات فرعی:  
2-1).  فعل امر معلوم در سوره کهف، چه کاربردی دارد؟ 
2-2).  فعل امر مجهول در سوره کهف، چه کاربردی دارد؟
5) . اهداف تحقيق
1)  اهداف كلي :  شناسایی کاربرد فعل امر در سوره کهف. 
2) اهداف جزئي : 
2-1).  شناسایی کاربرد فعل امر معلوم در سوره کهف. 
2-2). شناسایی کاربرد فعل امر مجهول در سوره کهف. 
6) . فرضیه تحقيق
به نظر می رسد که فعل امر فراوانی در سوره کهف به کار رفته است که با کاربرد قواعد صرفی و نحوی آنها، ‌ فهم عمیق آیات را برای ما آسان می کند. 
7) . روش تحقيق
روش و ابزارگردآوري اطلاعات به روش کتابخانه اي، استنادی و تحلیلی است. در این روش پس از جمع آوری اطلاعات لازم و ثبت اسناد مربوطه به بررسی کاربرد فعل امر در آیات با محوریت سوره کهف می پردازم.    
   
        فصل اول  
   
    
          
مفاهيم و كليات
 
1) . مفاهيم :
1-1). کاربرد
کاربرد در لغت به معنای به کار بردن و بهره بردن آمده است. 
1-2). فعل
فعل کلمه ای است که بر معنای مستقلی دلالت کند و آن معنا، با یکی از زمان های سه گانه (گذشته، حال، آینده) همراه باشد. مانند: (ضَرَبَ، یَضرِبُ ، اِضرِب).   
 فعل کلمه ای است که بر معنای مستقلی دلالت کند و آن معنا مقترن به یکی از زمان های سه گانه باشد، مثل: نصر: یاری کرد،  ینصر: یاری می کند، انصر: یاری کن.   
1-3). فعل امر
«فعل امر» فعلی است که با ساختار خود بر طلب وقوع حَدث در زمان آینده دلالت دارد.   
1-4). فعل معلوم
فعل معلوم فعلی است که فاعل از کلام ذکر شده باشد. مانند:  (ضَرَبَ زَیدٌ بَکراً،  زید بکر را زد).     
1-5). فعل مجهول
«فعل مجهول» فعلی است که فاعل آن در جمله ذکر نشده باشد و به مفعول نسبت داده شود و چون این مفعول به جای فاعل قرار می‌گیرد، به آن «نائب فاعل» گفته می شود. بنابراین فعلی را می توان مجهول کرد که متعدی بنفسه یا به حرف جر باشد.      
فعل مجهول فعلی است که فاعل ذکر نشود و به مفعول نسبت داده شود. در این صورت مفعول را چون به جای فاعل گذاشته شده است «نائب فاعل» می گویند. مانند:  (ضُرِبَ بَکرٌ، بکر زده شد). فعل مجهول را مستقیماً از مصدر نمی گیریم بلکه ماضی آن از ماضی معلوم و مضارع آن از مضارع معلوم و امر آن از مضارع مجهول می گیریم.    
1-6). کهف
کهْف به معنای غار و شکاف کوه است و نام‌گذاری این سوره بر اساس آیات 9 تا 26 این سوره است که داستان اصحاب کهف، یعنی آن غارنشینان یکتاپرست را مطرح کرده است.  
   2 ).كليات :
2-1 ) . شمارگان سوره‌ی کهف
سوره‌ی کهف دارای 110 آیه، 1579 کلمه و 6360 حرف است.   
سوره‌ی کهف 438 فعل دارد که 242 فعل؛ فعل ماضی و 171 فعل؛ فعل مضارع و 25 فعل؛ فعل امر است.
2-2) . نزول سوره‌ی کهف:
این سوره در مکه بر پیامبر نازل شده و شصت و هشتمین سوره در ترتیب نزول است (بعد از سوره‌ی غاشیه و قبل از سوره‌ی نحل)، ولی در چینش کنونی قرآن هیجدهمین سوره به شمار می‌آید.   
2-3) . نام‌های سوره‌ی کهف
نام‌های این سوره عبارت‌اند از: «کَهْف»، «اصحابُ الکهف» و «حائِله». 
 
       فصل دوم   
بررسی کاربرد فعل امر در سوره کهف       
1). افعال امر در سوره کهف 
  افعال امری که در سوره کهف آمده است؛ 25 مورد است که عبارتند از :
«{آتِنا} فعل امر، مبنی بر حذف حرف عله (ی) / (نا) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر 
{وَهَیِّئْ} (و) حرف عطف / فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{فَأْوُوا} (ف) رابط جواب برای شرط / فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل
{فَابْعَثُوا} (ف) حرف عطف / فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل
{ابْنُوا} فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل
{قُلْ} فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{وَاذْکُرْ} (و) حرف عطف / فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{وَقُلْ} (و) حرف عطف / فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{قُلِ} فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{وَاتْلُ} (و) حرف استیناف / فعل امر، مبنی بر حذف حرف عله (و) / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{وَاصْبِرْ} (و) حرف عطف / فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{وَقُلِ} (و) حرف عطف / فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{وَاضْرِبْ} (و) حرف استیناف / فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{وَاضْرِبْ} (و) حرف استیناف / فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{اسْجُدُوا} فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل
{نادُوا} فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل
{آتِنا} فعل امر، مبنی بر حذف حرف عله (ی) / (نا) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{قُلْ} فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{فَأَعِینُونِی} (ف) رابط جواب برای شرط / فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل / (ن) حرف وقایه / (ی) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به
{آتُونِی} فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل / (ن) حرف وقایه / (ی) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به
{انْفُخُوا} فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل
{آتُونِی} فعل امر، مبنی بر حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل / (ن) حرف وقایه / (ی) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به
{قُلْ} فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{قُلْ} فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر
{قُلْ} فعل امر مبنی بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر».  
2). شیوه ساختن فعل امر 
فعل امر از مضارع گرفته می شود و مانند ماضی و مضارع، چهارده صیغه دارد. فعل امر ـ به تناسب اینکه برای افراد غائب و متکلّم است یا برای مخاطب ـ  به دو شیوه ساخته می شود:  
1). امر به لام 
برای ساختن این فعل که در صیغه های غایب و متکلّم به کار می رود، لام مکسوری که به آن «لام امر» می گویند، به ابتدای فعل مضارع اضافه می شود و علامت رفع نیز از  انتهای آن حذف می گردد.  
صیغه های فعل امر به لام در ثلاثی مجرد به شکل ذیل است: 
1). لیَضرِب (باید بزند آن مرد)
2). لِیَضربِا (باید بزنند آن دو مرد)
3). لیَضرِبوُا (باید بزنند آن چند مرد)
4). لِتَضرِب (باید بزند آن زن)
5). لتَضربَا (باید بزنند آن دو زن)
6). لِیضرِبنَ    (باید بزنند آن چند زن)
13).  لِاَضرِب( باید بزنم)
14). لِنَضرِب(باید بزنیم).
۲). امر به صیغه (امر حاضر)
شیوه ساخت امر به صیغه یا امر حاضر در صیغه های مخاطب چنین است:
1). حرف مضارعه از ابتدای صیغه های مضارع به علامت رفع، از آخر صیغه ها حذف می شود.
2). اگر حرف بعد از حرف مضارعه ساکن بود، برای پرهیز از ابتدا به سکون، همزه متحرکی به ابتدای آن فعل اضافه می شود. این همزه در صورت مضموم بودن حرف بعد از حرف ساکن، مضموم و در غیر این صورت، مکسور خواهد شد.  
اگر حرف بعد از حرف مضارعه متحرّک بود، نیازی به افزودن همزه نیست.  
صیغه های فعل امر حاضر در ثلاثی مجرد به شکل ذیل است: 
7). اِجلِس (بشین تو یک مرد)
8). اِجلسا (بشینید شما دو مرد)
9). اِجلِسُوا (بشینید شما چند مرد)
10). اِجلِسِی (بشین تو یک زن)
11). اِجلِسا (بشینید شما دو زن)
12). اِجلِسنَ    (بشینید شما چند زن)
نحوه ساخت فعل امر مخاطب
امر مخاطب را از فعل مستقبل مخاطب گیرند و طریقه آن آن است که حرف مستقبل را که تاء است ، از اوّل وی بیندازند اگر مابعد حرف مضارع متحرّک باشد احتیاج به همزه نباشد و به همان حرکت امر بنا کنند و حرکت آخر ونون عوض رفع بیفتد به وقفی.
پس در باب تفعیل ، امر مخاطب بر این وجه باشد : صَرِّفْ صَرِّفا صَرّفُوا   صَرِّفی ، صَرِّفا ، صَرِّفْنَ و در باب مفاعله گویی : ضارِبْ    ضارِبا ضارِبُوا ضارِبی ضارِبا ضارِبْنَ   
و در باب فَعْلَلَ گوئی : دَحْرِجْ§َحرِجْ امر است از تُدَحْرِجُ، خواستیم از تدحرج صیغه امر حاضرَ بناء کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع و مابعد حرف مضارع متحرک بود بهمان حرکت امر بنا کردیم،حرکت آخر بوقفی افتاد و دَحرِجْ شد یعنی بغلط تو ای مرد حاضر الان و نون در تثنیه و جمع و در مفرد مؤنث بوقفی میافتد و نون دَحرِجْنَ که جمع مؤنث است بحال خود باقی می ماند زیرا که علامت فاعل است و علامت حذف نمی شود  اُنصُرْ امر است از تَنصُرُ ما خواستیم از تنصر صیغه امر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع، ساکن بود چون ابتداء بسکون محال بود احتیاج افتاد بهمزه وصل و چون ما بعد ساکن مضموم بود همزه وصل مضموم در اولش در آوردیم و حرکت آخر بوقفی افتاد و اُنصُرْ شد یعنی یاری کن ای مردحاضر الآن.   اِضرِبْنَ در اصل تَضرِبْنَ بود ما خواستیم از تضربن صیغه أمر حاضر بنا کنیم تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم نظر کردیم بما بعد حرف مضارع،ساکن بود و چون ابتداء به ساکن محال بود احتیاج شد بهمزه وصل چون مابعد ساکن مکسور بود همزه وصل مکسور در اولش در آوردیم و حرکت آخر بوقفی نیفتاد از برای آنکه علامت فاعلی است و علامت حذف نمی شود اِضرِبْنَ شد یعنی بزنید شما گروه زنان حاضره.   (3)بدانکه کل همزه های وصل بدین تفصیل است، همزه ابن و ابنم و ابنه و امرء و امرأه و اثنین و اثنتین و اسم و است و ایمن و همزه ماضی و مصدر است از خماسی و سداسی و همزه امر حاضر است مگر از باب إفعال و همزه متصله بلام تعریف است و همزه وصل حذف می شود در تلفّظ نه در خط مگر در بسم الله و مکسور می شود مگر اَیمن و همزه لام تعریف که آنها مفتوحند و مگر همزه امر حاضر از باب نَصَر یَنصُرُ و همزه ماضی مجهول در خماسی و سداسی که در آنها مضموم شود. ثابت باشد در عبارت ، چون : فَاطْلُبْ ثُمَّ اطْلُبْ.   
3). صیغه های فعل أمر
و از امر نیز چهارده وجه باز می گردد : شش مغایب ، و شش مخاطب ، و دو حکایت نفس متکلّم را. آن شش که مغایب را بود سه مذکّر را بود و سه مؤنّث را.
آن سه که مذکّر را بود : لِیَضْرِبْ ، لِیَضْرِبا ، لِیَضْرِبُوا.
لِیَضْرِبْ : یعنی باید بزند او یک مرد غایب در زمان حال یا زمان آینده. صیغه مفرد مذکّر غایب است از فعل امر ، صحیح و مجرّد و معلوم.
لِیَضْرِبْ در اصل یَضْرِبُ بود ، لام امر در سرش درآوردیم    و آخرش را وقف کردیم لِیَضْرِبْ   شد بر وزن لِیَفْعِلْ. لام ، لام امر ، یاء ، حرف استقبال ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ،  
باء لام الفعل ، لام امر غایب در سرش دو عمل کرد : لفظاً و مَعنًی ، لفظاً حرکت آخرش را به جزمی ساقط کرده ، و معنًی خبر را بدل به انشاء کرد.
لِیَضْرِبا : یعنی باید بزنند ایشان دو مردان غایب در زمان حال یا زمان آینده. صیغه تثنیه مغایب مذکّر است از فعل امر ، صحیح و مجرّد و معلوم. لِیَضْرِبا بر وزن لِیَفْعِلا. لام ، لام امر غایب ، یاء ، حرف استقبال ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، الف علامت تثنیه و هَم ضمیر فاعل.
لِیَضْرِبا در اصل یَضْرِبانِ بود ( تثنیه مذکّر غایب بود از فعل مضارع ) خواستیم تثنیه مذکّر غایب بنا کنیم از فعل امر غایب ، لام امر غایب را در سرش درآوردیم ، دو عمل کرد : لفظاً و معنًی ، لفظاً نون اعرابی را به جزمی ساقط کرد ، و معنًی خبر را بدل به انشاء کرد لِیَضْرِبا شد.
لِیَضْرِبُوا : یعنی باید بزنند ایشان گروه مردان غایب در زمان حال یا زمان آینده.
صیغه جمع مذکّر غایب است از فعل امر ، صحیح و مجرّد و معلوم. لِیَضْرِبُوا بر وزن لِیَفْعِلُوا. لام ، لام امر غایب ، یاء ، حرف استقبال ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، و واو علامت جمع مذکّر و ضمیر فاعل.
[ لِیَضْرِبُوا ] در اصل یَضْرِبُونَ بود ( مستقبل بود ) خواستیم امر غایب بنا کنیم لام امر بر سرش درآوردیم ، دو عمل کرد : لفظاً ومعنًی ، لفظاً نون اعرابی را به جزمی ساقط کرد ، ومعنًی خبر را بدل به انشاء نمود لِیَضْرِبُوا شد.
* * *
و آن سه که مؤنّث را بود : لِتَضْرِبْ ، لِتَضْرِبا ، لِیَضْرِبْنَ.
لِتَضْرِبْ : یعنی باید بزند او یک زن غایبه در زمان حال یا زمان آینده. صیغه مفرده مؤنّث غایبه است از فعل امر غایب ، صحیح و مجرّد و معلوم بر وزن لِتَفْعِلْ.  
لام ، لام امر غایب ، تاء ، علامت استقبال ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل.
لِتَضْرِبْ در اصل تَضْرِبُ بود ( واحده مؤنّث غایبه بود از فعل مضارع ) خواستیم مفرده مؤنّث بنا کنیم از فعل امر غایب ، لام امر بر سرش درآوردیم ، دو عمل کرد : لفظاً ومعنًی ، لفظاً حرکت آخر را به جزمی ساقط کرد ، ومعنًی خبر را بدل به انشاء کرد لِتَضْرِبْ شد.
لِتَضْرِبا : یعنی باید بزنند ایشان دو زنان غایبه در زمان حال یا زمان آینده. صیغه تثنیه مؤنّث غایبه است از فعل امر غایب ، صحیح و مجرّد و معلوم بر وزن لِتَفْعِلا. لام ، لام امر غایب ، تاء علامت استقبال ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، الف علامت تثنیه.
[ لتضربا ] در اصل تَضْرِبانِ بود ( تثنیه مؤنّث غایبه بود از فعل مضارع ) خواستیم تثنیه مؤنّث بنا کنیم از فعل امر غایب لام امر در سرش درآوردیم ، دو عمل کرد : لفظاً و معنًی ، لفظاً عمل کرد نون عوض رفع را به جزمی ساقط کرد ، ومعنًی عمل کرد خبر را بدل به انشاء کرد لِتَضْرِبا شد.
لِیَضْرِبْنَ : یعنی باید بزنند ایشان گروه زنان غایبه در زمان حال یا زمان آینده. صیغه جمع مؤنّث غایبه است از فعل امر غایب ، صحیح و مجرد و معلوم. لِیَضْرِبْنَ بر وزن لِیَفْعِلْنَ. لام ، لام امر غایب ، یاء ،
حرف استقبال ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، نون علامت جمع مؤنّث و ضمیر فاعل.
[ لیضربن ] در اصل یَضْرِبْنَ بود ( جمع مؤنّث غایبه بود از فعل مضارع ) خواستیم جمع مغایبه مؤنّث بنا کنیم از فعل امر غایب ، لام امر غایب بر سرش درآوردیم ، لفظاً عمل نکرد زیرا که نون علامت جمع است نه عوض رفع ، ومعنًی عمل نموده وخبر را بدل به انشاء کرده لِیَضْرِبْنَ شد.
* * *
و از امر حاضر نیز شش وجه بازمی گردد : سه مذکّر را بود ، و سه مؤنّث را.  
آن سه که مذکّر را بود : اِضْرِبْ ، اِضْرِبا ، اِضْرِبُوا.
اِضْرِبْ : یعنی بزن تو یک مرد حاضر در زمان حال یا در زمان آینده. صیغه مفرد مذکّر حاضر است از فعل امر حاضر ، صحیح و مجرّد و معلوم. اِضْرِبْ بر وزن اِفْعِلْ. همزه علامت امر حاضر ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل.
اِضْرِبْ امر است از تَضْرِبُ،    تاء که حرف مضارع بود از اوّلش انداختیم،  ما بعد تاء ساکن و ابتداء بساکن محال بود محتاج بهمزه وصل شدیم ، نظر کردیم به عین الفعلش مکسور بود ، همزه وصل مکسور بر سرش درآوردیم وآخرش را وقف کردیم ، حرکت آخر به وقفی بیفتاد اِضْرِبْ شد.
اِضْرِبا : یعنی بزنید شما دو مردان حاضر در زمان حال یا زمان آینده. صیغه تثنیه مذکّر است از فعل امر حاضر ، صحیح و مجرّد و معلوم. اِضْرِبا بر وزن اِفْعِلا. همزه ، علامت امر حاضر ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، الف ، علامت تثنیه و ضمیر فاعل است.
اِضْرِبا امر است از تَضْرِبانِ ، تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم ما بعد حرف مضارع ساکن و ابتداء بساکن محال بود محتاج شدیم به همزه وصل ، به عین الفعلش نظر کردیم مکسور بود ، همزه وصل مکسوره در اولش درآوردیم و آخرش را وقف کردیم ، نون اعرابی به وقفی بیفتاد اِضْرِبا شد.
اِضْرِبُوا : یعنی بزنید شما گروه مردان حاضر در زمان حال یا زمان آینده.   صیغه جمع مذکّر است از فعل امر حاضر ، صحیح و مجرّد و معلوم. اِضْرِبُوا بر وزن اِفْعِلُوا ، همزه ، علامت امر حاضر ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، واو ، علامت جمع مذکّر و هَم ضمیر فاعل.
اِضْرِبُوا امر است از تَضْرِبُونَ ، تاء که حرف مضارع بود از اولش برداشتیم مابعد تاء ، ساکن و ابتداء بساکن محال بود محتاج شدیم به همزه وصل و نظر به عین الفعل او کردیم مکسور بود ، همزه وصل مکسوره در سرش درآوردیم و آخرش را وقف کردیم ، نون اعرابی به وقفی بیفتاد اِضْرِبُوا شد.
* * *
و آن سه که مؤنّث را بود : اِضْرِبی ، اِضْرِبا ، اِضْرِبْنَ.
اِضْرِبی : یعنی بزن تو یک زن حاضره در این زمان یا زمان آینده. صیغه مفرده مؤنّث است از فعل امر حاضر ، صحیح و مجرّد و معلوم.
اِضْرِبی بر وزن اِفْعِلی ، همزه ، علامت امر حاضر ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، یاء ، علامت مخاطبه مؤنّث و هَم ضمیر فاعل است.
اِضْرِبی امر است از تَضْرِبِینَ ، تاء که حرف استقبال است از اولش انداختیم ما بعد تاء ، ساکن ، ابتداء بساکن محال بود محتاج شدیم به همزه وصل ، نظر به عین الفعل او کردیم مکسور بود ، همزه وصل مکسوره در اولش درآوردیم و آخر را وقف نمودیم ، نون اعرابی به وقفی بیفتاد اِضْرِبی شد.
اِضْرِبا : یعنی بزنید شما دو زنان حاضره در زمان حال یا زمان آینده. صیغه تثنیه مخاطبه مؤنّث است از فعل امر حاضر ، صحیح و مجرّد و معلوم.
اِضْرِبا بر وزن اِفْعِلا ، همزه ، علامت امر حاضر ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، الف علامت تثنیه و ضمیر فاعل.
اِضْرِبا امر است از تَضْرِبانِ ، تاء که حرف استقبال بود از اولش برداشتیم ، ما بعد حرف مضارع ساکن ، ابتداء بساکن محال بود   محتاج شدیم به همزه وصل ، نظر به عین الفعل او کردیم مکسور بود همزه وصل مکسوره در اولش درآوردیم وآخرش را وقف کردیم ، نون اعرابی به وقفی بیفتاد اِضْرِبا شد.
* * *
اِضْرِبْنَ : یعنی بزنید شما گروه زنان حاضر در زمان حال یا زمان آینده. صیغه جمع مؤنّث حاضره است از فعل امر ، صحیح و مجرّد و معلوم.
اِضْرِبْنَ بر وزن اِفْعِلْنَ ، همزه علامت امر حاضر ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل ، نون ، علامت جمع مؤنّث و هَم ضمیر فاعل است.
اِضْرِبْنَ در اصل تَضْرِبْنَ بود ، ( جمع مؤنّث بود از فعل مضارع ) خواستیم که جمع مؤنّث بنا کنیم از فعل امر حاضر ، تاء که حرف استقبال بود از اولش برداشتیم ما بعد آن ساکن بود ، ابتداء بساکن محال بود همزه وصل مکسور در اولش درآوردیم وآخرش را وقف نکردیم ونون را بر حال خود گذاشتیم زیرا که نون علامت جمع است نه عوض رفع ( وَالْعَلامَهُ لا تُغَیَّرُ وَلا تُحْذَفُ ، یعنی : علامت ، تغییر داده و حذف کرده نمی شود ) اِضْرِبْنَ شد.
* * *
و آن دو که حکایت نفس متکلّم را بود : لِاَضْرِبْ ، لِنَضْرِبْ.
لِأضْرِبْ : یعنی باید بزنم من یک مرد یا یک زن در زمان حال یا زمان آینده. صیغه متکلّم وحده است از فعل امر ، صحیح و مجرّد و معلوم.
لِاَضْرِبْ بر وزن لِاَفْعِلْ ، لام ، لام امر غایب ، همزه ، علامت متکلّم وحده ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل.
لِاَضْرِبْ در اصل اَضْرِبُ بود ( متکلّم وحده بود از فعل مضارع ) خواستیم متکلّم وحده بنا کنیم از فعل امر ، لام امر غائب را بر سرش درآوردیم ، دو عمل کرد : لفظاً و معنًی ، لفظاً عمل کرد حرکت آخر را به جزمی ساقط کرد ، و معنًی عمل کرد خبر را بدل به انشاء کرد لِاَضْرِبْ شد.  
لِنَضْرِبْ : یعنی باید بزنیم ما دو مردان یا دو زنان یا گروه مردان یا گروه زنان در زمان حال یا زمان آینده. صیغه متکلّم مع الغیر است از فعل امر ، صحیح و مجرد و معلوم. لِنَضْرِبْ بر وزن لِنَفْعِلْ ، لام ، لام امر غایب و نون ، علامت متکلم مع الغیر ، ضاد فاء الفعل ، راء عین الفعل ، باء لام الفعل.
لِنَضْرِبْ در اصل نَضْرِبُ بود ، متکلّم مع الغیر بود از فعل مضارع خواستیم متکلّم مع الغیر بنا نماییم از فعل امر لام امر غایب بر سرش درآوردیم دو عمل کرد : لفظاً و معنًی ، لفظاً عمل کرد حرکت آخر را به جزمی ساقط کرد ، و معنًی عمل کرد خبر را بدل به انشاء کرد لِنَضْرِبْ شد.
4). حالات فعل امر 
نکات
1). ضمائر در چهارده صیغه فعل امر، مانند ضمایر فعل مضارع است.
2). اگر لام امر بعد از «واو»، «فاء» یا «ثُمَّ» قرار گیرد، جایز است که ساکن شود؛ مانند: 
….. وَ لْـتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ …..   فَلْـيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ‌ .   …. ثُمَّ لْـيَقْطَعْ …….   
3). امر به لام، در واقع «مضارع مجزوم» به وسیله «لام امر» است و دلالت آن بر طلب، به واسطه «لام امر» است؛ به خلاف شش صیغه امر مخاطب که دلالت آن بر طلب، به واسطه «ساختار و هیئت» است؛  معمولاً مقصود از تعبیر «امر» در کتب ادبی، فقط شش صیغه امر حاضر است.
4). همزه امر، «همزه وصل» است و در اثنای کلام تلفظ نمی شود و قبل و بعد آن، به هم وصل می شود؛ مثل:  «وَ أفعَل»؛  به خلاف همزه صیغه سیزدهم از مضارع مجزوم به لام امر، که «همزه قطع» است؛ مانند:  «لِأَعبُد». 
نکته: تمام مطالبی که گفته شد، مربوط به امر معلوم است.
شیوه ساختن امر مجهول به قرار ذیل است:
تفاوت امر مجهول با امر معلوم در این است که در امر مجهول بر سر هر 14 صیغه لام امر به کار می رود اما در امر معلوم تنها در صیغه های 1 تا 6 و همچنین 13 و 14 به کار می رود و مخاطب امر معلوم لام نمی گیرد.
امر مجهول را از مضارع مجهول مى گیریم و براى ساختن آن، یک لام مکسور (لِـ) قبل از مضارع مجهول آورده، آخر آن را جزم مى دهیم; مانند: 
یُضْرَبُ (زده مى شود) > لِیُضْرَبْ (باید زده شود)
یُزَلْزَلُ (لرزانده مى شود) > لِیُزَلْزَلْ (باید لرزانده شود)
یُسْتَفْهَمُ (پرسیده مى شود) > لِیُسْتَفْهَمْ (باید پرسیده شود)
از آنچه گفته شد، معلوم گردید که فعل مجهول،امر به صیغه ندارد و چهارده صیغه آن امر به لام است. 
* صرف امر مجهول
مذکر غائب:
1. لِیُضْرَبْ (بایدزده شود) 
2. لِیُضْرَبَا(باید زده شوند) 
3. لِیُضْرَبُوا(بایدزده شوند) 
مونث غائب:
4. لِتُضْرَبْ (بایدزده شود)
5. لِتُضْرَبَا(باید زده شوند)
6. لِیُضْرَبْنَ(بایدزده شوند)
مذکر مخاطب(حاضر):
7. لِتُضْرَبْ(بایدزده شوى)
8. لِتُضْرَبَا(بایدزده شوید)
9. لِتُضْرَبُوا(بایدزده شوید)
مونث مخاطب(حاضر):
10. لِتُضْرَبِی (بایدزده شوی)
11. لِتُضْرَبَا(بایدزده شوید)
12. لِتُضْرَبْنَ(بایدزده شوند)
متکلم:
13. لِأُضْرَبْ(بایدزده شوم)
14. لِنُضْرَبْ(بایدزده شویم)
5). کاربرد فعل امر در سوره کهف 
«فعل امر» فعلی است که با ساختار خود، بر طلب وقوع حدث در زمان آینده دلالت می کند.
فعل ماضی و مضارع در اصل وضع خود «خبری» هستند؛ اما فعل امر، «انشایی» است. «خبر» آن است که قابلیت صدق و کذب را داشته باشد؛ مثلاً جمله:  «ذَهَبَ سَعیدٌ»، ممکن است «صادق» و «مطابق با واقع» باشد یا «کاذب» و «مخالف با واقع» باشد؛ به خلاف «انشاء» که از واقعه ای خبر نمی دهد؛ بلکه به وسیله آن، چیزی (مانند: طلب یا پرسش) ایجاد می شود؛ مثلا ًوقتی گفته می شود:  «اِذهَب»  گوینده در مقام خبر دادن نیست؛ بلکه به وسیله آن طلب می کند که عمل «رفتن» تحقّق یابد و نمی توان گفت این جمله صادق یا کاذب است.  
 زمان فعل امر آینده است.   
در سوره‌ی کهف 25 فعل؛ فعل امر است؛ که تمام این فعل ها که در آیات سوره کهف آمده، فعل امر معلوم حاضر است. گوینده در این آیات در مقام خبر دادن نیست؛ بلکه به وسیله آن طلب می کند که عملی تحقّق یابد و نمی توان گفت این جمله صادق یا کاذب است. 
–  نتيجه گيري
مفاهیم ومعانی درهرزبان برمحمل الفاظ نهاده شده است والفاظ هنگامی که درجمله قرارگیرند به یاری قواعد دستوری می تواند معانی درست و رسا پیدا کند. از این رو؛ فعل در زبان عربی کاربرد فراوانی داشته و اصلی‌ترین رکن جمله به شمار می‌رود؛ نکته دیگر آن که افعال عربی در یک دسته‌بندی کلی به دو گونه ماضی و مضارع تقسیم شده و تمام گونه‌های دیگر از تقسیمات مضارع به شمار می‌روند. به هر روی در سوره کهف نزدیک به 438 فعل بکار رفته است که 25 فعل آن؛ فعل امر است.
فهرست منابع و مآخذ :
* قرآن کریم
1. جرجانی، میر سید شریف علی، «شرح أمثله»، چاپ اول، ناشر دیجیتالی: مرکز تحقیقات رایانه اي قائمیه اصفهان، اصفهان، 1398 هـ ش.
2. ــــــــــــــــــ ، «صرف میر»، چاپ اول، ناشر دیجیتالی: مرکز تحقیقات رایانه اي قائمیه اصفهان، اصفهان، 1398 هـ ش.
3. جزایری، سیدحمید، «دانش صرف»، چاپ پنجم، انتشارات نصایح، قم، تابستان 1398 هـ ش.
4. رضایی‌اصفهانی، محمدعلی، «تفسیر قرآن مهر ویژه جوانان»، چاپ اول، انتشارات پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، قم، 1387 هـ ش.
5. صحرائی، فاطمه، «اعراب آیات القرآن الکریم»، چاپ اول، ناشر چاپی: (آیات، اهواز)، ناشر دیجیتالی: (مرکز تحقیقات رایانه اي قائمیه اصفهان)، 1384 هـ ش. 
6. طباطبایی، محمدرضا، «صرف ساده»، چاپ چهل و هشتم، مؤسسه انتشارات دارالعلم، قم، 1379 هـ ش.
7. فائزی نسب، داود، «صرف کاربردی در آیات و روایات»، چاپ اول، مرکز مدیریت حوزه های علمیه، قم، پاییز1399 هـ ش.
8. ملکی اصفهانی، سید محمود، «نحوه مقدماتی (روش نوین در آموزش علم نحو)»، چاپ سی ام(ویرایش جدید)، انتشارات دارالعلم، قم، زمستان 1396 هـ ش 

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.