حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

چهارشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۳ Wednesday, 17 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
شرح خطبه 202 نهج البلاغه
 
موضوع نهج البلاغه: آه سوزان امیر المومنین در فراق حضرت زهرا+محل دفن حضرت زهرا کجاست؟+چرا امام جواد هنگام عبور از کوچه بنی هاشم نعلین در می آوردند؟+داغ حضرت زهرا بزرگتر است یا داغ پیامبر؟+حرن همیشگی علی برای فاطمه
بسم الله الرحمن الرحیم 
خلاصه خطبه ۲۰۲ :
از کتاب فیض الاسلام ۱۹۳ :
این خطبه از خطب های قبل از حکومت حضرت بوده و به هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها، حاکی از آه و اندوه به پیامبر ایراد شده .( عند قبره ) در حال دفن بانوست ولی خطاب به پیامبر است.
سید رضی قائل است که قبر فاطمه در کنار پیکر مطهر رسولخدا دفن شد و با پیامبر سخن می گوید.
ای پیامبر خدا سلام می فرستم از جانب خود ، و از جانب دختر تو،
همان دختری که در کنارت آرمیده ودر جوار تو نازل شده.
فاطمه را بر می گردانم در حالیکه خیلی زود از من جدا شد و به تو ملحق شد .
داغ فاطمه خیلی سخت بود طوری که فرمود جانم از تن بیرون می شود کاش با همین ناله روح من به فاطمه ملحق میشد.
ولی سخت و جانکاهتر داغ پیامبر بود ، داغ فاطمه کمتر از داغ رسولخدا بود.
من از داغ دختر تو صبرم تمام شده ، طاقتم طاق شده ، ازبس داغ سنگین بود.
فقط آنچیزی که مرا آرام میکند، تنها عامل آرامش من ، داغی بود سنگین  که از پیامبر دیدم. که هر داغی بعد از آن ببینم تحمل میکنم ،چنان که داغ مصیبت پیامبر را تحمل کردم .
حضرت بر سر دفن فاطمه ست ولی ناگهان دل به هنگام تجهیز پیامبرخدا میرود.
فراموش نمیکنم با دستان خود تورا بر قبر گذاشتم .
یادم نمی رود نفس تو در جان و روح من جاری شد.
در خطبه ۱۹۷ هم در واقعه رحلت پیامبر شرح میداد فرمود ( وُسالَت  نفسً کَفیٖ ) نفس پیامبر در دستان من عروج کرد.
نفس بمعنای روح و بمعنای خون آمده .
در نقلی آمده : ای پیامبر تو رفتی اما من جان تو هستم ، ( انفسنا و انفسکم ) بین گلو و سینه من نفس تو جاری شد.
انا لله و انا الیه راجعون
حضرت بدن را در قبر وارد کرد سنگ لحد گذاشت و خطاب به پیامبر عرض کرد،
این فاطمه را با پهلوی شکسته امانتی بود که برگرداندم .
نعمت و رهنی که در اختیار من قرار داده بودی در این فرصت به شما بر می گردانم.
فاطمه رفت ، ولی حزن و اندوه من همیشگی ، و غم من تمام شدنی نیست ،همیشه داغدارم .
 از غصه تو نه تنها من ، شب هم از داغ تو بیدار است.
شبها هم از داغ تو خواب ندارند و عزادارند.
من همیشه اندوه وغم دارم تا روزی برسم به آن جایگاهی که پیغمبر دارد و به او و فاطمه ملحق شوم.
الان فاطمه پیش توست. از فاطمه سوال کن امت با او چه کردند.
بزودی فاطمه خبر خواهد داد که چگونه دست بدست هم دادند ، گرد هم جمع شدند ، برای اینکه به فاطمه ظلم کنند.
اگر فاطمه کم حرف زد رها مکن . مکرر سوال کن تا شرح بدهد
( در حالت خفقان زمانه واضح نمی گوید با اشاره میگوید )
تکرارا از او بپرس تا زوایای پنهان را بیان کند.
که در این مصیبت چه ظلمهایی به این خاندان شد.
از حال فاطمه بپرس او حال و روزگار سختی را گذرانده، بپرس تا مصیبتها را بیان کند.
این حوا دث جانکاه که پیش آمد، هنوز زمان زیادی از رحلت شما نگذشته بود ،حمله ، تهدید و عملی کردند.
اگر مدت طولانی بود شاید احادیث ، گفتار ، و مقام فاطمه از یادشان ر فته باشد ،ولی زمان کوتاهی گذشته ،هنوز ذکر ، یاد، و احترام شما به فاطمه فراموش نشده ، همه دیده بودند تمامی صحنه ها را و احترام شما را به این خانه دیده بودند.
سلام میکنم برشما سلام کسی که در حال وداع است.
خدا حافظی میکنم ، نه خدا حافظی کسی که ملول و ناراحت است.
میروم نه اینکه خشمگین و دلشکسته باشم از رحلت فاطمه ، چون میدانم انا لله وانا الیه راجعون.
اگر تنها میگذارم و میروم بخاطر خستگی نیست ،اگر می توانستم تا ابد کنار قبر تو می ماندم و نوحه سرایی می کردم.
اگر اشک میریزم و به این داغ می سوزم این نیست که اجر و ثواب صابران را ندانم ،همه سوز و گداز من همراه با صبر بود.
من از دایره صبر خارج نشدم ،صبر کردم اینگونه سوختم
اینکه قبر خانم کجاست یک بحث تاریخی و یک بحث اعتقادی ست.
بحث اعتقادی که چرا نخواست قبر معلوم باشد.
مبارزه با ظلم و بر ملا کردن ظلم یک سخن دیگر است.در این بحث اعتقادی اهل سنت باید پاسخ بدهند قبر فاطمه کجاست؟ 
بحث تاریخی که اجمالا قبر کجاست در روایات هم فرمودند.
چند قول است در بقیع ،در خانه ، و در مسجد النبی ، اختلاف است.
انچه صریح است در این خطبه ( نازلةً فی جارک ) در کنار تو آرمیده ، معلوم می شود درخانه خود دفن شده.
از شرایط زمانه هم می شود به این نتیجه رسید که موضوع به این حساسی قاعدتا نباید فاطمه را جایی می بردکه حق نعرض به او داشته باشند، داخل خانه دفن کرد.
بنقل از امام جواد علیه السلام : هر وقت در مدینه از کوچه بنی هاشم رد می شدند نعلین از پا در آورده پا برهنه حرکت می کردند.
وقتی سوال میشد می فرمود ؛ کوچه ای خون پهلوی مادرم جا ی شد ، اینجا همان کوچه ایست که محسن بند علی در همین خانه دفن شد.
گویا مادر و فرزند را در حیاط خانه دفن کرده.
از امام رضا علیه السلام هم سوال کردند قبر کجاست.
فرمود در خانه خود دفن شد ولی بنی امیه مسجد را گسترش دادند، با توسعه قبر در داخل مسجد افتاد.
الا لعنةالله علی القوم الظالمین
و سیعلم الذین ظلموا ایًَ منقلبٕ ینقلبون

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.