حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

پنج شنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۳ Thursday, 25 July , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×


جوان و نیروی جوانی


محمد محسن محرابیون محمدی
طلبه پایه چهارم



مؤسسه پژوهشی معالم زیر نظر حوزه علمیه حضرت بقیه‌الله عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف
تحت اشراف آیت الله العظمی ناصری دامت‌برکاته

  

فهرست مطالب

مقدمه 3
فصل اول 4
جوان و نیروی جوانی در قرآن 4
تبیین سیما و ویژگی‌های جوان شایسته از منظر قرآن کریم 5
1. پرهیزکاری و رعایت تقوا 5
2. داشتن ایمان و دوری از شرک 5
3. عدالت طلبی و حمایت از مظلومان 6
4. کوشش و تلاش 6
5. حق پذیری 6
6. شهامت و شجاعت 7
7. عفت و پاکدامنی 7
8. پرهیز از افراط و تفریط 7
9. خوش اخلاقی و تواضع در برابر مردم 8
10. عبادت و امر به معروف و نهی از منکر 8
11. خداپرستی 8
12. نیکی به پدر و مادر 8
13. یادآوری معاد و روز قیامت 9
14. تزکیه و تعلیم 9
وظایف جوانان از منظر اسلام 10
1. تحصیل علم و دانش 10
2. کار و کوشش 12
3. اهتمام به ازدواج 13
4. دوری از هوای نفس و شهوت 13
5. عبادت و بندگی 14
6. خودسازی و تهذیب نفس 15
7. توبه و بازگشت 15
فصل دوم : جوان و نیروی جوانی در احادیث 16
فصل سوم : جوان و نیروی جوانی از نظر امام خمینی ره 18
توصیه های امام خمینی ره به جوانان : 18
۱. توصیه به وقف دوران جوانی در راه خداوند و اسلام و جمهوری اسلامی 18
۲. حفظ اسقلال، آزادی و ارزش های انسانی‏ 18
۳. تلاش و کوشش در جهت حفظ کشور‏ 18
۴. همراهی با محرومین جامعه 19
فصل چهارم : نظر آیت الله خامنه ای در مورد جوان و نیروی جوانی 20
بی‌تفاوتی و خونسردی جایز نیست 20
حواستان جمع باشد! 20
تفکرات سیاسی غلط 20
جوانان ببینند 20
انقلاب، امروز چه تکلیفی را به او املا می‌کند؟ 21
بیشترین چیزی که روی ذهن جوان اثر می‌کند 21
جوانان جلوتر از دیگران در صحنه‌اند 21
جوان و جوانی، یکی از درخشندگیهای آفرینش الهی 22
بشدت امتحان می‌شوید! 22
جوان، مهبط لطف پروردگار است 22
انتظار از نسل جوان 23
قدر جوانی را بدانید 25
یک موجود مقدس و محبوب! 25
جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند 25
گره‌گشا 26
زیباترین و مبارکترین فصول دوران جوانی 26
چشم ایران عزیز به تلاش جوانان 26
امروز کشور به‌شدت نیازمند شماست 26
این ملت و این نظام برای آینده‌ی خود نیاز به این جوانان دارد 27
سقوط ملتها همیشه یک امر ناگهانی نیست؛ یک امر تدریجی است 27
فصل پنجم : داستان هایی در مورد جوانی 28
داستان زیبای توبه ی مرد جوان 28
داستان دوم 31
فصل ششم : اشعاری در مورد جوانی 32
فصل هفتم : تحلیل نويسنده 33
نتیجه گیری 33
توصیه ای به جوانان 33


مقدمه
جوانی یکی از بهترین دوران هر انسانیست که بعد از گذشت آن  آرزوی تکرار آن دوران را دارند؛
این دوره از دوره های بسیار تاثیر گذار بر روی باقی عمر و آینده هر انسانی به شمار می‌رود؛ در این دوره طلایی جوانی، انسان از انرژی بسیار بالایی برخوردار است که اگر به درستی از آن استفاده کند، نه تنها برای خود بلکه برای اطرافیان نیز فایده مند می‌شود.
این انرژی در بعضی عبارات علمی به انرژی اتمی انسانی تعبیر شده است و این نشان دهنده اهمیت ویژه ایست که دوره جوانی را به یک دوره منحصر به فرد تبدیل می‌کند. پس برای بهره مند شدن خود و دیگران از دوره خاص، بايد از یکسری قواعد و قوانین پیروی کرد.
1. همیشه از این نیرو در کار خیر استفاده کنیم.
2. در کار هایی که انجام می‌دهیم هیچ منّت و منیّتی وارد نکنیم.
3. در همه حال از یاد خداوند غافل نشویم چرا که همه ی نیرو ها از خداوند متعال است. 
4. در همه ی امور فعالیت داشته باشیم و خود را محدود به یک کار خیر نکنیم. 
5. کار های نیک را به احسن وجه انجام دهیم و از تنبلی و کم کاری در آن خود داری کنیم. 


محمد محسن محرابیون محمدی
28/2/1401
فصل اول
جوان و نیروی جوانی در قرآن

دوران نوجوانی و جوانی، دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ی شخصیت فرد است. در این دوران غرور، هیجان، احساسات، شهوت، ناپختگی عقلی و… بر شخص سایه می‌افکند.
چیزی که می‌تواند این احساسات را در مسیر هدایت و هیجان و غرور را در طریق مثبت قرار دهد و شهوت را مشروع نماید، قانون الهی، یعنی قرآن و احادیث معصومین است.
در این بخش به برخی راهکارهای قرآن و روایات در موفقیت و شخصیت جوان اشاره می‌گردد.
– قرآن کریم سیمای جوان شایسته را چگونه تبیین می‌کند؟
علی امیرخانی

جوانی بهترین و حساس ترین دوره ی عمر هر موجودی بهویژه انسان به حساب می‌آید. در همین دوره است که انسان می‌تواند سرنوشت خویش را رقم بزند و افق آینده ی خود را روشن و درخشان و یا آن را تیره و تار سازد.
قالب وجودی یک انسان در دوره ی جوانی شکل می‌گیرد و آینده ی او هم بر این اساس رقم می‌خورد. در هر عصری جوانان بیشتر مورد توجه اند و در شکل گیری موضوعات مختلف در جوامع نقش مؤثری ایفا می‌کنند و در این میان برخی افراد، احزاب، قدرت ها و… از احساسات پاک، شور و تحرک و نیروی سازنده ی جوانان در راستای منافع فردی و گروهی خود سود می‌برند.
قرآن کریم و روایات اسلامی به دوره ی حساس نوجوانی و جوانی عمر انسان اهمیت ویژه ای داده اند. چنان که حضرت امام صادق به یکی از یاران خویش می‌فرمایند:
بر تو باد توجه به جوانان؛ زیرا آنان به هر کار خیر از دیگران پیش تازترند.
هم چنین می‌فرماید:
چون جوان مسلمان قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته گردد و خداوند متعال او را در زمره ی پیامبران والامقام نزد خود قرار می‌دهد و خداوند خود در قیامت مدافع وی باشد.
قرآن کریم با طرح الگوهایی از جوانان شایسته، همانند جوانان اصحاب کهف، و برخی از پیامبران جوان الهی و یادآوری برخی از داستان ها و نکات اخلاقی و تربیتی، سیمای جوان شایسته را ترسیم می‌کند. گوشه هایی از تبیین سیما و ویژگی های یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم و نیز روایات اسلامی را در پی می‌آوریم.

تبیین سیما و ویژگی‌های جوان شایسته از منظر قرآن کریم
1. پرهیزکاری و رعایت تقوا
 قرآن کریم می‌فرماید:
(… وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ)؛ … و از خدا پروا نمایید و بدانید خدا با پرهیزکاران است.
و در جایی دیگر می‌فرماید:
(… إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ …)؛ … گرامی ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست…
یک جوان شایسته از نظر قرآن، کسی است که تقوا و پرهیزکاری را پیشه می‌کند.
پیامبر اکرم می‌فرماید:
خداوند متعال به وجود جوان عبادت پیشه (و با تقوا) بر فرشتگان می‌نازد و می‌فرماید: «این بنده ی مرا بنگرید به خاطر من از هوای نفس خود دست کشیده است.
2. داشتن ایمان و دوری از شرک
 قرآن کریم می‌فرماید:
(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ …)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و پیامبرش و کتابی که بر او نازل کرده ایمان بیاورید…
و در جایی دیگر به نقل از سفارش های حضرت لقمان به فرزندش، همه ی انسان ها به ویژه جوانان را از هرگونه شرک برحذر می‌دارد و می‌فرماید:
(یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ)؛ … پسرم چیزی را همتای خدا قرار نده که شرک، ظلم بزرگی است.
و به این ترتیب حضرت لقمان اساسی ترین رکن ایمان و دین داری (توحید) را به فرزند جوانش یادآوری می‌کند.
3. عدالت طلبی و حمایت از مظلومان
 از آن جا که جوان هنوز در نابرابری های محیط غرق نشده و به آن خو نگرفته و آلوده نشده است، صفت عدالت طلبی و حمایت از مظلومان در او بیشتر تجلی دارد.
قرآن کریم به نمونه هایی در این باره اشاره می‌کند؛ از جمله ی این جوانان عدالت طلب و حامی مظلوم، حضرت موسی است. در سوره ی قصص، آیات 15 و 23 ـ 28، آمده است که حضرت موسی جوانی عدالت طلب و حامی مظلومان بود. و به همین جهت در سرزمین مصر به حمایت از شخص مظلومی برخاست و در مدین نیز جوان مردانه به کمک دختران حضرت شعیب رفت و برای گوسفندان آن ها از چاه آب کشید.
4. کوشش و تلاش
دوره ی جوانی زمان تلاش، کوشش، تحرک و نشاط است. قرآن کریم باز حضرت موسی را سمبل و الگوی یک جوان فعال، تلاشگر و پرتحرک معرفی می‌کند که بدون سرمایه و ثروت، ولی با تلاش و کوشش، برای حضرت شعیب کار کرد و بعد از انتخاب همسر و تشکیل خانواده، با ثروت فراوان به شهر خود (مصر) بازگشت.
بنابراین، یک جوان باید با اراده و پشت کاری قوی و عزمی راسخ بکوشد و از بحران ها و فراز و فرودهای زندگی به سلامت عبور کند.
5. حق پذیری
جوانان زودتر به حقایق دل می‌بندند و در عمل نیز بی باک و جسورند و اگر چیزی را حق ببینند، در تثبیت آن مقاومت می‌کنند. قرآن کریم، برخی از جوانان اصحاب کهف را چنین می‌داند و می‌فرماید:
(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدیً)؛ ما داستان آنان را به حق برای تو بازگو می‌کنیم، آن ها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.
و در جایی دیگر داستان جوانی (حضرت اسماعیل) را که حاضر شد در راه حق حتی جان خود را فدا کند یادآور می‌شود و می‌فرماید:
(فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَری قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّابِرِینَ)؛ هنگامی که (حضرت ابراهیم) با او (حضرت اسماعیل) به مقام سعی رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟ گفت: هر چه دستور داری اجرا کن؛ به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.
از آیات یاد شده برمی آید که یک جوان مؤمن و شایسته باید در مقابل حقایق سر تعظیم و تسلیم فرود آورد.
6. شهامت و شجاعت
از دیگر ویژگی های یک جوان از نظر قرآن، داشتن شجاعت و شهامت است. این دو از صفات کمال انسان است که بیشتر در جوانان نمود دارد. از جمله ی این جوانان می‌توان حضرت داود و حضرت ابراهیم(علیهما السلام)را نام برد.
حضرت ابراهیم با شهامت و شجاعت کامل در مقابل بت پرستان ایستاد و بت ها را شکست. خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
(قالُوا سَمِعْنا فَتًی یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ)؛ (گروهی) گفتند: شنیدیم جوانی از (مخالفت با) بت ها سخن می‌گفت که او را ابراهیم می‌گویند.
حضرت داود نیز با شجاعت و شهامت و تکیه بر ایمان به خدا با ظالمی به نام جالود که بسیار قوی بود به مبارزه پرداخت و او را شکست داد.
7. عفت و پاکدامنی
از دیگر ویژگی های یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم عفت و پاکدامنی است. قرآن کریم، در جایی درباره ی حیا و عفت دختران شعیب می‌فرماید:
(فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیاء…)؛ ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد، در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت …
در جایی دیگر حضرت یوسف را قهرمان پاکی و عفت معرفی می‌کند که با وجود مهیا بودن تمام زمینه های انجام گناه، با عفت و پاکدامنی، از وسوسه ی شیطان به خدا پناه برد و با سرافرازی در آزمایش الهی پیروز شد.
بنابراین، یک جوان شایسته از نظر قرآن باید در برابر ناپاکی ها و هواهای نفسانی عفیف و پاکدامن باشد.
8. پرهیز از افراط و تفریط
از دیگر ویژگی های جوانان شایسته پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال است؛ چنان که حضرت لقمان به فرزند جوان خود توصیه می‌کند:
(وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ …)؛ (پسرم) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن، و از صدای خود بکاه …
از آیه ی یاد شده برمی آید که یک جوان شایسته باید در تمام امور اعتدال را رعایت کند.
حضرت امام موسی کاظم می‌فرمایند:
خیر الامور اوسطها؛ بهترین کارها معتدل ترین و میانه ترین آن هاست.
جوانان در این مقطع از سن باید احساسات و شور جوانی را در خویش کنترل و هدایت کنند و از افراط و تفریط در امور بپرهیزند.
9. خوش اخلاقی و تواضع در برابر مردم
حضرت لقمان به فرزند جوانش سفارش می‌کند:
(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتال فَخُور)؛ (پسرم) با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد.
10. عبادت و امر به معروف و نهی از منکر
یک جوان شایسته باید در اقامه و به جا آوردن نماز بکوشد و مردم را از منکرات و زشتی ها نهی و به خوبی ها دعوت کند و در برابر سختی ها و مشکلات صبور باشد:
(یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ)؛ پسرم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است.
11. خداپرستی
یکی از ویژگی های جوانان شایسته، خداپرستی است؛ خداوند متعال می‌فرماید:
(… وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً…)؛ و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید….
12. نیکی به پدر و مادر
از ویژگی های یک جوان خوب نیکی به پدر و مادر است؛ خداوند متعال در جاهای متعدد جوانان را توصیه کرده که به پدر و مادر خویش نیکی کنند؛ چنان که می‌فرماید:
(بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی …)؛ … و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و….
13. یادآوری معاد و روز قیامت
یک جوان شایسته از نظر قرآن، هیچ گاه یاد مرگ و روز قیامت و حساب و کتاب اعمال آخرت را فراموش نمی کند؛ حضرت لقمان به فرزند جوانش می‌فرماید:
(یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل فَتَکُنْ فِی …)؛ پسرم اگر به اندازه ی سنگینی دانه ی خردلی (عمل خوب یا بد) باشد و در دل سنگی یا در گوشه ای از آسمان ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است.
14. تزکیه و تعلیم
یک جوان از نظر قرآن کریم باید با دو بال تزکیه و تعلیم به سوی آینده و کمال پرواز کند و خود را از هر جهت، به تقوا و علم مجهز سازد؛ قرآن کریم می‌فرمایند:
(کَما أَرْسَلْنا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ)؛ همان گونه ]که با تغییر قبله، نعمت را بر شما کامل کردیم[ رسولی از خودتان در میان شما فرستادیم، تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را پاک کند و به شما کتاب و حکمت بیاموزد و آن چه را نمی دانستید، به شما یاد دهد.
پیامبر اکرم می‌فرمایند:
… هر که در جوانی، دانش آموزد، علم او هم چون نقشی است که بر سنگ حک شود و هر که در بزرگ سالی بیاموزد، کارش هم چون نوشتن بر روی آب است.
هم چنین حضرت امام صادق می‌فرمایند:
دوست ندارم جوان شما را جز در دو حال ببینم: دانشمند یا دانش آموز؛ زیرا اگر چنین نباشد، کوتاهی کرده است و چون کوتاهی کند، ضایع گشته و چون ضایع گردد، گنهکار باشد و چون گنهکار باشد، سوگند به آن که محمد را به حق برانگیخت در آتش جای گیرد.
در زمان ظهور امام زمان و حکومت آن حضرت، جوانان نقش مؤثری دارند و از جایگاه ویژه ای برخوردار خواهند بود؛ چنان که حضرت علی می‌فرماید:
اکثر یاران امام مهدی (عج) جوانان هستند.
– مهم ترین وظیفه ی جوانان و نوجوانان در عصر حاضر از دیدگاه قرآن و روایات چیست؟
حسن رضا رضایی
دوران جوانی و نوجوانی، حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ی شخصیت انسان است. برای استفاده ی صحیح از جوانی، باید به یک راه نمای آگاه و آشنا به مسیر و دور از خطا و اشتباه رو آورد و بهترین راه نما قرآن و احادیث صحیح معصومین است.
قرآن دوران جوانی را دوران قوت و قدرت می‌نامد:
(اللّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْف ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْف قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّة ضَعْفاً وَ شَیْبَةً)؛ خدا همان کسی است که شما را آفریده در حالی که ضعیف بودید؛ سپس بعد از این ضعف و ناتوانی قوت بخشید، و باز بعد از قوت، ضعف و پیری قرار داد …
جوانان فطرتی پاک دارند و پاکی ها را می‌پذیرند و به آن جامه ی عمل می‌پوشانند. پیامبر اسلام در اوایل دعوت خود، با جوانانی روبه رو شد که سخنان پاک او را بر فطرت پاک خود نوشتند. ایشان می‌فرماید:
(اوصیکم بالشباب خیراً فانهم ارقّ افئده …)؛ من شما را به نیکی با جوانان توصیه می‌کنم، به سبب این که آنها دلی رقیق و قلبی فضیلت پذیرتر دارند … جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبّت بستند.
دوران جوانی و نوجوانی فرصتی بسیار ارزشمند و بی بدیل است. حضرت علی می‌فرمایند:
بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک؛ جوانی را قبل از پیری، و سلامتی را قبل از مریضی دریاب.
برخی از فرصت طلبان از استعداد بکر و تازه ی جوانان سوء استفاده می‌کنند و آنان را به سوی قدرت، ثروت و شهوت سوق می‌دهند؛ اما اسلام با سه مقوله ی اخلاق، عقاید و احکام، دنیا و آخرت یک جوان را ترسیم نموده و وظایفی را اعم از دنیوی و اخروی برای جوانان و نوجوانان برشمرده است که در این جا به مهم ترین آن ها اشاره می‌کنیم.

وظایف جوانان از منظر اسلام
1. تحصیل علم و دانش
اسلام به فراگیری علم و دانش تأکید بسیار دارد و اولین آیه ای که نازل شده به خواندن و نوشتن امر کرده است:
(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَق اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ) ؛ بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، همان کسی که انسان را از خون بسته ای خلق کرد… همان کسی که به وسیله ی قلم تعلیم نمود و به انسان آن چه را نمی دانست یاد داد.
اصلاحات جوامع انسانی از قلم های مؤمن شروع می‌شود و فساد و تباهی اجتماعات نیز از قلم های مسموم و فاسد مایه می‌گیرد. بی جهت نیست که قرآن به قلم و آن چه با قلم می‌نویسند، سوگند یاد می‌کند؛ (ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ) قلمی که می‌توان به واسطه ی آن علم را منتشر و در سینه ی تاریخ ماندگار کرد.
البیان بیانان، بیان اللسان و بیان البنان و بیان اللسان تدرسه الأعوام و بیان الأقلام باق علی مر الأیام؛ بیان دو گونه است، بیان زبان و بیان قلم. بیان زبان با گذشت زمان کهنه می‌شودو از بین می‌رود، ولی بیان قلم تا ابد باقی است.
قرآن تحصیل علم و دانش را پایه و مقدمه ی تربیت و تزکیه، و تعلیم را یکی از اهداف پیامبران بر می‌شمارد و هیچ وقت عالمان و دانشمندان را با جاهلان مساوی نمی داند.
(هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ)؛ آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی دانند برابرند؟
معصومین اهمیت خاصی برای تحصیل علم قایل بوده اند تا جایی که پیامبر اسلام تحصیل دانش را بر هر مسلمانی واجب دانسته و دانشجویان را مجاهد فی سبیل الله خطاب می‌کنند و می‌فرمایند:
هر کس در طریق تحصیل علم از دنیا برود، شهید مرده است.
در جای دیگر می‌فرمایند:
زندگی جز برای دو کس فایده ندارد: یکی دانشمندی که نظرهای او اجرا گردد و دیگری دانش طلبانی که گوش به سخن دانشمندی دهند.
علم به دانشی گفته می‌شود که در طریق خدمت و صلاح مردم و شناخت معبود باشد و اگر مایه ی غرور و غفلت و ظلم و فساد باشد؛ قیل و قالی بیش نیست.
دوران فراگیری دانش، نوجوانی و جوانی است و بیشتر توجه و خطاب قرآن کریم و معصومین به جوانان است. پیامبر اسلام می‌فرمایند:
فراگیری علم در دوران جوانی، همانند نقش بر سنگ است و در دوران پیری همانند نقش بر خاک است که سریع زایل می‌گردد.
لذا جوانان باید با توجه به مبانی دینی، به تحصیل علم بپردازند و عقب ماندگی و رشد نیافتگی مسلمانان را که ریشه در ظلم حاکمان ظالم و فاسد و توطئه ی دشمنان اسلام دارد، جبران نمایند.
2. کار و کوشش
جوان باید با نیرو و قدرت خود برای رسیدن به مقصود که تحصیل علم و هنر و یا آموختن صنعت و… است بکوشد. قرآن با برشمردن زمینه های تلاش و کوشش در همین کره ی خاکی ، به استفاده ی صحیح از آن توصیه می‌کند:
(و رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ)؛ خداوند شما را از نعمت های پاکیزه بهره مند ساخت؛ شاید شکرگزار باشید.
در آیه ای دیگر کار و تلاش برای کسب روزی هم ردیف جهاد فی سبیل الله معرفی شده است:
(وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ)؛ گروهی دیگر برای به دست آوردن روزی الهی به سفر می‌روند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند.
علی در تفسیر آیه ی (وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا)» می‌فرمایند:
سلامت، نیرومندی، فراغت، جوانی و نشاط و بی نیازی خود را فراموش منما و در دنیا از آن بهره ببر و متوجه باش که از آن سرمایه های عظیم، به نفع آخرتت استفاده کنی.
خداوند در قرآن صریحاً می‌فرماید:
(وَ لَقَدْ مَکَّنّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ قَلِیلاً ما تَشْکُرُونَ)؛ ما تسلط و مالکیت و حکومت زمین را برای شما قرار دادیم و وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم.
به این معنا که خداوند وسایل تلاش را فراهم نموده است و دسترسی نداشتن به آنها نشان کوتاهی و سستی خود ماست؛ لذا پیامبر اسلام می‌فرمایند:
هر شب ملائکه به زمین می‌آیند و ندا سر می‌دهند که ای فرزندان آدم! تلاش و کوشش نمایید.
پیامبر با هر کسی روبه رو می‌شدند می‌پرسیدند: آیا شغلی داری؟ و اگر جواب منفی می‌داد، می‌فرمودند: سقط من عینی؛ از چشمم افتاد . هم چنین امام کاظم می‌فرمایند:
خداوند از انسان بی کار و پرخواب متنفر است.
جوانان می‌توانند با استفاده از نیروی جوانی تلاش خود را در هر رشته ای مضاعف نمایند، تا به رفاه زندگی دنیا و آرامش ابدی آخرت دست یابند. امام باقر در دعاهایش می‌فرماید:
اسئلک اللهم الرّفاهیة فی معیشتی ما ابقیتنی معیشة اقوی بها علی طاعتک… ؛ پروردگارا، در زندگی ام آن چنان رفاهی قرار بده که با آن به اطاعت و بندگی تو توانا شوم.
البته تلاش و کوشش برای کسب روزی باید از طریق صحیح و مشروع باشد.
طلب الحلال فریضة علی کلّ مسلم و مسلمة ؛ به دنبال رزق و روزی حلال رفتن بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.
3. اهتمام به ازدواج
ازدواج یکی از محبوب ترین کانون نزد خداوند و از سنت های پیامبر اسلام است که با آن می‌توان نصف دین خود را تضمین کرد. قرآن کریم امر به ازدواج می‌کند و می‌فرماید:
(وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی مِنْکُمْ وَ الصّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ )؛ مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و هم چنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می‌سازد؛ خداوند واسع و آگاه است.
پیامبر اسلام جوانان مجرد را مذمت می‌کنند و می‌فرمایند:
شرارکم عزائبکم ؛ بدترین شما مجردان اند.
خداوند صریحاً مسئله ی مالی خانواده ها را تضمین نموده است و جوانان نباید به خاطر فقر از ازدواج سر باز زنند. امام صادق می‌فرمایند:
الرزق مع النساء و العیال؛ روزی همراه همسر و فرزند است.
و در زمان پیامبر، هر کسی از تنگدستی شکایت می‌کرد، پیامبر امر به ازدواج می‌نمودند و می‌فرمودند:
هر کس به خاطر فقر از ازدواج شانه خالی کند، به خدا گمان بد برده است.
جوان برای رشد خود نیازمند به آرامش روحی و فکری است و این آرامش می‌تواند در سایه ی ازدواج مهیا شود. علاوه بر آن، ازدواج اولین مرحله ی خروج از خودِ طبیعی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است و انسان را پخته و شخصیت او اجتماعی می‌سازد و ثمراتی چون حفظ و تقویت ایمان و معنویت، بهره مندی از نشاط جوانی، پاک ماندن از فساد و انحرافات جنسی، محفوظ ماندن از بیماری های عصبی و روانی و… را به ارمغان می‌آورد.
4. دوری از هوای نفس و شهوت
بالاترین غریزه ی انسان، غریزه ی شهوت است که اوج آن در دوران جوانی است و بزرگ ترین مانع رشد یک جوان، شهوت پرستی و هوای نفس اوست. شهوت طلبی، وسوسه ی شیطانی است: که انسان را اسیر خود می‌کند:
عبد الشهوة اسیر لاینفک أَسْرُهُ .
و چه بسا لحظه ای شهوت طلبی، ناراحتی دراز مدت به همراه دارد. علی می‌فرمایند:
رب الشهوة الساعة تورث حزناً طویلا.
نفس اماره ی انسان همان تمایلات غریزی است که بر اثر شدت یافتن، بر عقل غلبه می‌یابد.حضرت علی می‌فرمایند:
هر کس از شهواتش پیروی بنماید، به تحقیق در هلاکت به نفسش کمک کرده است.
قرآن نیز منشأ انحرافات را پیروی از نفس و کلید سعادت و خوش بختی را مخالفت با خواهش های نفسانی می‌داند. یوسف کنعان نیز از نفس اماره به خدا پناه می‌برد. حضرت علی در دعای صباح به خدا پناه می‌برد و می‌فرماید:
الهی قلبی محجوب… و هوائی غالب؛ خدایا قلبم ]با حجابی از گناه[ پوشیده شده… و هوای نفس بر من چیره گشته است.
برای فرار از خواهش های نفسانی و شهوت، لازم است ایمان و بندگی خدا را تقویت و معاشرت با دوستان منحرف را ترک کنیم و در پرورش عقل کوشا باشیم؛ زیرا هوای نفس دشمن عقل است؛ و علت انحرافات، اسیر بون عقل به دست امیال و هواهای نفسانی است.
5. عبادت و بندگی
جوانان به سبب فطرت پاک و استعداد برای پذیرش حقایق به ملکوت اعلی نزدیک ترند و می‌توانند سریع تر از دیگران به خدا برسند. پیامبر اسلام فرمودند:
ان الله یحب الشاب الذی شبابه فی طاعة الله؛ خداوند جوانی را دوست می‌دارد که جوانی اش را در اطاعت خدا مصرف نماید.
و خداوند نیز یکی از اهداف خلقت بشر را عبودیت و بندگی معرفی کرده است:
(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ)؛ من جن و انس را خلق نکردم، مگر برای عبادت.
خداوند عبادت جوان را بالاترین عبادت ها می‌داند. پیامبر اسلام در همین زمینه می‌فرمایند:
خداوند هفت گروه را در سایه ی رحمت خود جای می‌دهد در روزی که سایه ای جز سایه اش نیست: اول، زمامدار عادل و دادگر؛ دوم، جوانی که در عبادت خدا پرورش یابد…
6. خودسازی و تهذیب نفس
حضرت علی می‌فرمایند:
قلب جوان مانند زمین خالی و مستعد است که هر چیزی را که در آن قرار می‌گیرد می‌پذیرد.
قرآن نیز به تزکیه و تهذیب نفس تأکید فراوان دارد:
(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها)؛ کسی که تزکیه کند رستگار است.
جوان می‌تواند با عهد و پیمان بستن با خود و مراقبت از اعمال روزانه، و محاسبه ی اعمال و رفتار، خود را در مسیر رهروان حق قرار دهد.
امام خمینی در نامه ای به فرزند خود می‌نویسد:
تا عمر و جوانی و قوت و اختیار باقی است اصلاح نفس کن و در عمل کوشش کن. اگر قید و بندهای شیطانی در جوانی از آن ها غفلت شود، هر روز از عمر تو بگذرد ریشه دارتر و قوی تر می‌شود.
7. توبه و بازگشت
جوان به اقتضای سن خود بیشتر در لغزش های گناه قرار می‌گیرد، اما با توبه و برگشت به سوی خدا می‌تواند آن را جبران و خود را مشمول عفو خداوند بخشنده و مهربان نماید.
(إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)؛ مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند، خداوند غفور و رحیم است.
و پیامبر اسلام درباره توبه ی جوان می‌فرمایند:
ما من شیء احب الی الله تعالی من شاب تائب؛ هیچ چیز نزد خداوند دوست داشتنی تر از جوان توبه کار نیست.
حاصل سخن این که، دوره ی نوجوانی و جوانی، دوره ای حساس و سرنوشت ساز است و نیاز به یک راه نمای آگاه و عالم دارد و بهترین راه نما که بتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند، قرآن کریم و روایات معصومین است.
فصل دوم :
جوان و نیروی جوانی در احادیث

پيامبر (ص): «يا عَلىُّ بادِر بِاَرْبَعٍ قَبْلَ اَرْبَعٍ: شَبابِكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتِكَ قَبْلَ سُقْمِكَوَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ، وَ حَياتِكَ قَبْلَ مَوْتِكَ»
اى على! چهار چيز را پيش از چهار چيز درياب: جوانى‌ات را پيش از پيرى، وسلامتى‌ات را پيش از بيمارى، و ثروتت را پيش از فقر و زندگى‌ات را پيش از مرگ. 
امام صادق (ع): «لَسْتُ اُحِبُّ اَنْ اَرَى الشّابَّ مِنْـكُمْ اِلاّ غادياً فى حالَيْنِ : اِمّا عالِماً اَوْمُتَعَلِّما ، فَاِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ ، فَاِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ ، وَ اِنْ ضَيَّعَ اَثِمَ ، وَ اِنْ اَثِمَ سَـكَنَ النّارَ وَ الَّذىبَعَثَ مُحَمَّدا بِالْحَقِّ»
دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم: دانشمند يا دانش اندوز، اگر جوانى چنين نكند، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه كرده است و اگر گناه كند، سوگند به آن كس كه محمّد (ص) را به حق برانگيخت، دوزخ نشين خواهد شد.  
امام علی (ع): «إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ كَالارضِ الخاليَةِ ما اُلقىَ فيها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ»
دل نوجوان مانند زمين آماده است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد.  
پيامبر (ص): «اوصيكُمْ بِالشُّبّانِ خَيْرا فَاِنَّهُمْ اَرَقُّ اَفـْئِدَةً اِنَّ اللّه َ بَعَثَنى بَشيرا وَ نَذيرافَحالَـفَنِى الشُّبّانُ وَ خالَفَنِى الشُّيوخُ، ثُمَّ قَرَاَ «فَطالَ عَلَيْهِمُ الاَْمَدُ فَقَسَتْ قُلوبُهُمْ»
شما را به نيكى با جوانان سفارش مى‌كنم، چرا كه آنان، دل‌هاى رقيق‌ترى دارند، به‌راستى كه خداوند، مرا بشارت دهنده و هشدار دهنده برانگيخت، جوانان با من هم‌پيمان شدند و پيران با من به مخالفت برخاستند. آن گاه اين آيه را خواندند: «و عمر آنانبه درازا كشيد و دل هايشان سخت گرديد».  
امام صادق (ع): «عَلَيكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ»
 جوانان را درياب، زيرا كه آنان سريع تر به كارهاى خير روى مى آورند.  
پنج حدیث که نشان دهنده اهمیت ویژه دوران جوانی است
فصل سوم :
جوان و نیروی جوانی از نظر امام خمینی ره

توصیه های امام خمینی ره به جوانان :
۱. توصیه به وقف دوران جوانی در راه خداوند و اسلام و جمهوری اسلامی
برادران! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی خوانید. ممکن است پس از من بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم که بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای کسب مقام و قدرتی با قلبهای جوان شما بازی کنم. من برای آنکه شما جوانان شایسته ای هستید علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و‏‎ ‎‏اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف کنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید. و از خداوند غفور می‌خواهم که شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت کند و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوند همین را بخواهید، که او هادی و رحمان است.‏ 
۲. حفظ اسقلال، آزادی و ارزش های انسانی‏
‏و از جوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزشهای انسانی را، و لو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرتها و بی بند و باریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می‌شود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی کنند؛ و می‌خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان «نیمه وحشی» نگه دارند.‏ 

۳. تلاش و کوشش در جهت حفظ کشور‏
و این جانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول، و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحله دوم، و به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحله بعد وصیت می‌کنم که در این امر مهم که کشورتان را از آسیب نگه می‌دارد، با جان و دل کوشش کنید و دانشگاهها را به نسل بعد بسپرید. و به همه نسلهای مسلسل توصیه می‌کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلامِ آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرق زدگی حفظ و پاسداری کنید و با این عمل انسانی- اسلامی خود دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد.‏ 
۴. همراهی با محرومین جامعه
‏نصیحت مشفقانه من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید؛ و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند متحد شوید؛ و برای ایران مستقل و آزاد فعالیت نمایید تا کشور و ملت از شرّ مخالفین نجات پیدا کند، و همه با هم به زندگی شرافتمندانه ادامه دهید. تا چه وقت و برای چه گوش به فرمان اشخاصی هستید که جز به نفع شخصی خود فکر نمی کنند و در آغوش و پناه ابرقدرتها با ملت خود در ستیز هستند و شما را فدای مقاصد شوم و قدرت طلبی خویش می‌نمایند؟ شما در این سالهای پیروزی انقلاب دیدید که ادعاهای آنان با رفتار و عملشان مخالف است و ادعاها فقط برای فریب جوانان صاف دل است. و می‌دانید که شما قدرتی در مقابل سیل خروشان ملت ندارید و کارهایتان جز به ضرر خودتان و تباهی عمرتان نتیجه ای ندارد. من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم. و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما می‌رسد و شائبه قدرت طلبی در آن نیست گوش فرا دهید و خود را از عذاب الیم الهی نجات دهید. خداوند منان شما را هدایت فرماید و صراط مستقیم را به شما بنماید.‏ 

فصل چهارم :
نظر آیت الله خامنه ای در مورد جوان و نیروی جوانی

بی‌تفاوتی و خونسردی جایز نیست
در حرکت عظیم ملت ایران، نسل جوان باید پیشرو باشد. برای نسل جوان – بخصوص نسل جوان دانشجو – بی‌تفاوتی و خونسردی جایز نیست. آن جوانی که به سرنوشت کشور نیندیشد و حوادث و خصومتهایی را که نسبت به کشورش در دنیا سازماندهی می‌شود، نبیند و نسبت به آنها نجوشد و نخروشد، آن جوان لایق این نیست که نام جوان شهروند یک ملت انقلابی را روی خودش بگذارد. روح جوان، آن روح پر تپشی است که در سختیها، به داد کشور و ملت رسید و آنها را نجات داد.

حواستان جمع باشد!
جوانان عزیز! دشمن روی شما سرمایه‌گذاریهای زیادی می‌کند؛ حواستان جمع باشد. عده‌یی را به بی‌تفاوتی می‌کشاند و عده‌یی را دلسرد و مأیوس می‌کند. یأس، بزرگترین آفت جوان است. جوانها بدانند که متأسفانه یأس به روح جوان زودتر راه پیدا می‌کند؛ همچنان که امید این‌گونه است. در مقابل یأسی که دشمن می‌خواهد به جوانها تلقین و تزریق کند، خودتان را مصونیت بدهید.

تفکرات سیاسی غلط
امروز، هر اندیشه‌یی که جوان را دچار این احساس بکند که از مسؤولان و پیشروان انقلاب و مدیران کشور جداست، این اندیشه و تفکر، از نوع همان تفکرات سیاسی غلط تزریق شده است. امروز باید ملت و دولت، پشت به پشت و دست به دست هم و در کنار یکدیگر، با تمام توان تلاش کنند تا همه‌ی طلسمهای استکبار و سلطه را بشکنند و از بین ببرند. این، صحنه‌ی بسیار مهم و حساسی است. تفکری که شما را هدایت خواهد کرد و باید بکند، تفکر اسلامی است. باید در دانشگاهها به تفکرات اسلامی و کار اسلامی، خیلی اهمیت بدهید.

جوانان ببینند
جوانان دانشجو در محیطهای دانشگاه، به درس و علم و روحیه‌ی انقلابی و اسلامی، حداکثر اهمیت را بدهند. جوانان ببینند که امروز و آینده، چه‌قدر به وجود آنها احتیاج است؛ خودشان را برای آینده بسازند. امروز هم جوان دانشجو باید مثل همیشه، پیشتاز و پیشگام حرکت انقلابی باشد و خودش را شایسته و صالح برای این مسؤولیتهای بزرگ قرار بدهد.

انقلاب، امروز چه تکلیفی را به او املا می‌کند؟
قشر جوان بایستی همیشه نسبت به مسائل انقلاب احساس مسؤلیت کند و خودش را از مسائل انقلاب برکنار نداند. انقلاب، امروز چه تکلیفی را به او املا می‌کند؟ از او چه می‌خواهد؟ او چه نقشی می‌تواند در پیشبرد انقلاب داشته باشد؟ وظیفه‌ی او چیست؟ قشر جوان باید از خیل عظیم مردم ما – که بحمدالله همیشه در صحنه‌های انقلاب حاضرند – جدا نشود و به رشد و آگاهی و با سواد شدن آنان کمک کند. در دانشگاه باید به روی مردم باز باشد و دانشجو در محیط دانشگاه محصور نباشد. دانشجو باید با اعضای خانواده‌ی خود و با دوستانش، ارتباطات روشنگر داشته باشد و در مسائل کشور و مسائل جامعه سهیم باشد.

بیشترین چیزی که روی ذهن جوان اثر می‌کند
بیشترین چیزی که روی ذهن جوان اثر می‌کند، دو عامل است: یکی تبلیغات گوناگون دشمن است؛ تبلیغاتی که جوان را نسبت به حقایق مقدس اسلامی و حقایقی که در انقلاب به عنوان مسلمات و پایه‌ها و ستونهای اصلی اعتقاد شناخته شده، سست و بی‌تفاوت کند. و عامل دوم، عدم تبیین و دفاع صحیح از این حقایق و اصول است. من گمان می‌کنم که تأثیر عامل دوم، کمتر از عامل اول نباشد؛ چون در نظام جمهوری اسلامی، به طور صریح و علنی، علیه اسلام و اصول اسلامی و مبانی اسلامی و معارف اسلامی، کمتر تبلیغ می‌شود و میدان برای تبلیغ وسیع باز نیست؛ بنابراین تبلیغ دشمن فقط سطح معینی را می‌پوشاند؛ در حالی که عامل دوم، دیگر حد و اندازه‌یی ندارد.

جوانان جلوتر از دیگران در صحنه‌اند
جوان در هر جامعه و کشوری، محور حرکت است. اگر حرکت انقلابی و قیام سیاسی باشد، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه‌اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکت فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگرانند و دست آنها کارآمدتر از دست دیگران است. حتی در حرکت انبیای الهی هم – از جمله حرکت صدر اسلام – محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک، جوانان بودند.

جوان و جوانی، یکی از درخشندگیهای آفرینش الهی
آن کشورهایی که جوان کم دارند – کمااین‌که بعضی از کشورها امروز به خاطر بعضی از سیاستهای تنظیم نسل و خانواده و از این حرفها، دچار کمبود نسل جوان هستند – ولو در علم و تکنولوژی و ترقیات جلو باشند، کارشان لنگ است؛ مجبورند از کشورهای دیگر جوان قرض بگیرند! جوان و جوانی، یکی از درخشندگیهای آفرینش الهی است. دشمنان جوامع – از جمله جوامع اسلامی – این نکته را خوب تشخیص داده‌اند و بخصوص روی آن انگشت گذاشته‌اند. این مربوط به امروز نیست؛ از یک قرن پیش تاکنون این‌گونه بوده است.

بشدت امتحان می‌شوید!
شما جوانان عزیز که در آغاز زندگی و تلاش خود هستید، باید سعی کنید تا زمینه را برای آن‌چنان دورانی آماده کنید؛ دورانی که در آن، ظلم و ستم به هیچ شکلی وجود ندارد؛ دورانی که در آن، اندیشه و عقول بشر، از همیشه فعالتر و خلاقتر و آفریننده‌تر است؛ دورانی که ملتها با یکدیگر نمی‌جنگند؛ دستهای جنگ‌افروز عالم – همانهایی که جنگهای منطقه‌یی و جهانی را در گذشته به راه انداختند و می‌اندازند – دیگر نمی‌توانند جنگی به راه بیندازند؛ در مقیاس عالم، صلح و امنیت کامل هست؛ باید برای آن دوران تلاش کرد. قبل از دوران مهدی موعود، آسایش و راحت‌طلبی و عافیت نیست. در روایات، «والله لتمحصن» و «والله لتغربلن» است؛ بشدت امتحان می‌شوید؛ فشار داده می‌شوید. امتحان در کجا و چه زمانی است؟ آن وقتی که میدان مجاهدتی هست. قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان می‌شوند؛ در کوره‌های آزمایش وارد می‌شوند و سربلند بیرون می‌آیند و جهان به دوران آرمانی و هدفی مهدی موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزدیکتر می‌شود؛ این، آن امید بزرگ است. 

جوان، مهبط لطف پروردگار است
جوانان در هر برهه‌ای از تاریخ کشورها و ملتها، می‌توانند یکی از مهمترین مراکز سعادت یک ملت باشند. علت هم این است که جوان از طهارت فطری برخوردار است. جوان، پاک و ناآلوده است. آلودگیهایی که در طول زندگی به سراغ انسانها می‌آید و زنجیرهایی بر دست و پای روح آنان می‌بندد و آنان را از حرکت و عروج و تکامل باز می‌دارد، در مورد جوانان یا وجود ندارد و یا بسیار کم است. جوان، مهبط لطف پروردگار است و در بسیاری موارد دل او محل‌ جلوه‌ی عنایات ویژه‌ی الهی است. جوانان باید قدر این موهبت را بدانند. صفایی که می‌تواند روح انسان به دست بیاورد و با آن از لایه‌های گرفتاری مادی و آلودگیها و پلیدیها عبور کند و دامن خود را پاک نگه دارد، در جوانان بیش از همه‌ی انسانهاست.

انتظار از نسل جوان
عزیزان من! روح مبارزه و ایستادگی در مقابل دشمن، وقتی به طور کامل و سالم در شما قشر جوان باقی می‌ماند که تقوا، بازگشت به خدا و جهاد اکبر در وجود و زندگی‌تان بگنجد. اگر ما به جوانان توصیه می‌کنیم که طهارت، تقوا، استغفار، اجتناب از گناه، رو آوردن به خدا و توجه به معنویات را سرلوحه‌ی کارها قرار دهند، به این دلیل است که علاوه بر به همراه داشتن سعادت شخصی شما، کشور شما هم به جوانانی نیازمند است که بتوانند حقایق را درک کنند، در میدانها بایستند، توطئه‌ی دشمن را بشناسند و با آن مقابله کنند. دانشگاه، حوزه‌ی علمیه و محیط علمی و تحصیلی جای این ایستادگی، مقاومت، هوشیاری و مبارزه است. این، انتظار از نسل جوان است.

سوال: از دیدن جوانان چه احساسی به شما دست می‌دهد و اولین مطلبی که به آنان می‌گویید، چیست؟
پاسخ رهبر انقلاب: وقتی با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسی است که در هوای صبحگاه تنفس می‌کند؛ احساس تازگی و طراوت می‌کنم. آن چیزی هم که معمولا در ملاقات با جوانان، اول بار به ذهن من می‌رسد و بارها به آن فکر کرده‌ام، این است که آیا اینها خودشان می‌دانند که چه ستاره‌ای در جبینشان می‌درخشد؟ من این ستاره را می‌بینم؛ اما آیا خودشان هم می‌بینند؟ ستاره‌ی جوانی، ستاره‌ی بسیار درخشان و خوش‌طالعی است. اگر جوانان این گوهر قیمتی و بی‌نظیر را در وجود خودشان حس کنند، فکر می‌کنم که ان‌شاءالله از آن خوب استفاده خواهند کرد.

سوال: تعریف شما از یک جوان مسلمان و خصوصیات او چیست؟ چگونه یک جوان می‌تواند مسیر زندگی را طی کند و به اهدافش برسد؟
پاسخ رهبر انقلاب: البته به‌راحتی نمی‌شود طی کرد. این شرطی که شما گذاشتید، کار مرا در پاسخ دادن خیلی مشکل می‌کند. هیچ راه جدی مهم را واقعا نمی‌شود به‌راحتی طی کرد. بالاخره اگر انسان می‌خواهد به چیز باارزشی دست پیدا کند، باید مقداری زحمت و تلاش را با خودش همراه کند – این ناگزیر است – منتها ببینید؛ من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می‌بینم، که اگر آنها مشخص گردد، و اگر آنها به سمت درستی هدایت شود، به نظر می‌آید که می‌شود به این سؤال شما پاسخ داد. آن سه خصوصیت عبارت است از: انرژی، امید، ابتکار. اینها سه خصوصیت برجسته در جوان است. اگر واقعا رسانه‌ها در کمکهای فرهنگی که به ما می‌کنند – چه گویندگان مذهبی، چه گویندگان مسائل فکری و فرهنگی، چه صدا و سیما و چه مدرسه‌ها – بتوانند این سه خصوصیت عمده را درست هدایت کنند، من خیال می‌کنم که خیلی راحت می‌شود یک جوان راه اسلامی را پیدا کند؛ چون اسلام هم چیزی که از ما می‌خواهد این است که ما استعدادهای خودمان را به فعلیت برسانیم.


سوال: در طول فعالیتهایی که تاکنون داشته‌اید، تا چه اندازه به جوانان مسؤولیت داده‌اید و چه تجربه‌ای از این کار دارید؟ به نظر شما مسؤولیت جوانان نسبت به اعتلای علمی کشور چیست؟ ضمنا آیا فاصله‌ی ما و کشورهای پیشرفته، پرشدنی است؟
پاسخ رهبر انقلاب: از اوایل انقلاب، در کارهایی که در اختیار من بوده، به جوانان مسؤولیت می‌دادم؛ هم در نیروهای مسلح، هم در کارهای دولتی، هم در دوران ریاست جمهوری. تجربه‌ی من این است که اگر ما به جوان اعتماد کنیم – آن جوانی که شایسته دانستیم به او مسؤولیت بدهیم و صلاحیتش را داشت؛ نه هر جوانی و هرکه امروز دارند آن را تجربه می‌کنند، چیز دیگری نیست. سقوط ملتها همیشه یک امر ناگهانی نیست؛ یک امر تدریجی است. این امر تدریجی را چشمهای تیزبین متفکران غربی در امریکا و اروپا مشاهده می‌کنند. در آن جوامع، جوان به‌طور معمول مایل به بی‌بندوباری، نابرخوردار از حیا و مایل به ارتکاب جنایت و تجاوز و تعدی تربیت می‌شود و در فساد اخلاقی غرق است. چنین نسل جوانی برای هر جامعه‌ای، در هر حدی از علم و معرفت و ثروت هم که باشد، مثل موریانه‌ای پایه‌های آن جامعه و نظام را می‌جود و از بین می‌برد. نقطه‌ی مقابل آن را شما امروز در کشور خودمان مشاهده می‌کنید؛ شوق جوانی، نورانیت جوانی، صفای جوانی، دینداری و ایمان در جوانان؛ پدیده‌ای که از اول انقلاب تا امروز به‌طور مستمر مثل یک رودخانه‌ی زلال و پرخروش در جریان بوده است. جوانان و نوجوانان کشور ما، در دوران جنگ و پس از جنگ توانستند پاکی خودشان را حفظ کنند. بعضی از آمارهایی که عکس این را ادعا می‌کند، آمارهای واقعی نیست. نه این‌که من از وجود جریانها و حرکات بدآموز در میان جوانان بی‌اطلاع باشم – نه، من می‌دانم چه می‌گذرد – اما در زیر این کفها و این گل و لایها، من جریان عظیم و خروشان نجابت و دیانت و اصالت و نورانیت را هم مشاهده می‌کنم.

قدر جوانی را بدانید
عزیزان من؛ جوانان! قدر جوانی را بدانید و این دلهای پاک، این نورانیت و این صفا را که به‌هرحال در شما وجود دارد، حفظ کنید. حتی گاهی اگر خطایی هم از جوانی سر می‌زند، مادامی که گناه متراکم نشده باشد، آن نورانیت محفوظ است. البته هر یک گناه، بخشی از آن نورانیت را کم می‌کند، که علاجش توبه است. برگشتن و توبه‌ی ما، ان‌شاءالله محبت الهی را متوجه ما خواهد کرد.

یک موجود مقدس و محبوب!
جوانی که شعارش ارزشهای دینی است، برای من مثل یک موجود مقدس و محبوب است. البته من همه‌ی جوانان را دوست دارم؛ اما جوانانی که ارزشهای دینی برای آنها مهم است، در چشم من خیلی عزیزند. عده‌ای با تظاهر کردن به پایبندی به ارزشهای دینی، بی‌نظمی ایجاد می‌کنند که من با این کار موافق نیستم. یکی از چیزهایی که من از دانشگاههای زنجان خوشم آمد، این است که گفتند در این دانشگاهها تشکلهای گوناگون دانشجویی با هم با بی‌ادبی و هتاکی و بدگویی و دست به یقه شدن رفتار نمی‌کنند. این رویه‌ی خیلی خوبی است و توصیه می‌کنم همین‌طور باشید.
مسؤولیتی – از غیر جوان، هم بهتر و مسؤولانه‌تر کار را انجام می‌دهد؛ هم سریعتر پیش می‌برد، هم کار را تازه‌تر و همراه با ابتکار بیشتری به ما تحویل خواهد داد؛ یعنی روند پیشرفت در کار حفظ می‌شود. برخلاف غیر جوان که ممکن است کار را بالفعل خوب انجام دهد، اما روند پیشرفت در آن متوقف خواهد شد. غالبا این‌گونه است.

جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند
دوره‌ی جوانی، دوره‌ی توانایی است. این توانایی در چه چیزهایی باید به کار برود؟ به اعتقاد من، باید عمدتا در تحصیل علم، در ایجاد صفای نفس و روحیه‌ی تقوا در خود و ایجاد نیروی جسمانی در خود – که ورزش باشد – به کار رود. این سه مورد، عمده است. یعنی اگر در یک جمله‌ی کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه می‌خواهید؟ خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. من فکر می‌کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند.

گره‌گشا
نسل جوان، گره‌گشای دوره‌های سخت و محنتهای بزرگ است و وقتی وارد میدان می‌شود – که الحمدلله امروز هم در میدان است – گره‌های ریز و سخت گشوده خواهد شد. جوانان ما، مؤمن و متدین و علاقه‌مند به کشورشان و علاقه‌مند به اسلامند و با سلطه‌ی امریکا و با سلطه‌ی بیگانه مخالفند. همین کارساز خواهد بود. این توطئه‌هایی هم که می‌کنند و ترفندهایی هم که می‌شود، اثری ان‌شاءالله نخواهد بخشید. ان‌شاءالله که خداوند هم کمک خواهد کرد. حضرت بقیةالله ارواحنافداه هم ان‌شاءالله پشتیبان این راه و این کار و این جوانان خواهد بود. 

زیباترین و مبارکترین فصول دوران جوانی
جوانان عزیز حضور در صحنه‌ی پرشور دانش‌اندوزی که از زیباترین و مبارکترین فصول دوران جوانی است، هنگامی که با مجاهدتهای اسلامی و تلاش در راه گسترش فهم و معرفت درست دینی و سیاسی همراه باشد، یکی از برترین آمیزه‌های معنوی برای نسل جوان کشور را پدید می‌آورد. اکنون شما این امتیاز بزرگ را دارید که در حال تحصیل علم، به آن فعالیت ایمانی نیز اشتغال جسته‌اید و مجموعه‌ی شما یکی از تشکلهایی است که به دانشگاه کشور، جلوه‌ی مضاعفی از بروز تواناییهای معنوی و فکری جوانان بخشیده است. این را قدر بدانید و این موجودی ارزشمند را هرچه می‌توانید عمق و کیفیت دهید.
چشم ایران عزیز به تلاش جوانان
ایران عزیز برای رسیدن به هدفهای بزرگی که به‌برکت انقلاب اسلامی در برابر او ترسیم شد، چشم به تلاش جوانان در عرصه‌ی علم و معرفت دوخته است، و بدون آن، فروغ خودباوری و استقلال ملی که در طول دو دهه از انقلاب همواره راهگشای ملت و دولت ما در گذرگاههای دشوار بوده است، به ضعف خواهد گرائید.

امروز کشور به‌شدت نیازمند شماست
عزیزان من! امروز کشور به نشاط شما، به نیروی شما، به ابتکار شما، به ایمان شما و به صفای شما به‌شدت نیازمند است. امروز جوانها باید خردمندی خودشان را، معرفت و دانش خودشان را، ایمان خودشان را، همبستگی و یکپارچگی خودشان را هرچه ممکن است، تقویت کنند؛ درست همان مناطقی که دشمن می‌خواهد تقویت نشود. دشمن می‌خواهد دانش ما پیشرفت نکند؛ دانشگاههای ما به‌جای درس خواندن، به کارهای دیگر بپردازند؛ ایمان نسل جوان تقویت نشود و جوان مؤمن تبدیل شود به جوان هوسران. دشمن می‌خواهد وحدت بین نیروهای ما نباشد و برادران تبدیل شوند به دشمنان. دشمن می‌خواهد ما صفا و نورانیت و معنویت نداشته باشیم و جوان ما به یک عنصر مادی و بی‌عاطفه تبدیل شود؛ این چیزی است که دشمن می‌خواهد. امروز همه وظیفه دارند در مقابل این حرکت کنند.

این ملت و این نظام برای آینده‌ی خود نیاز به این جوانان دارد
دانشجویان و دانش‌آموزان که جوانان فعال در عرصه‌ی علم و دانش و معرفت و آگاهی‌اند و خود را برای آینده‌ی اداره‌ی کشور در لایه‌های مختلف آماده می‌کنند، در واقع امیدهای آینده‌ی ملت و جامعه‌اند. یعنی این کشور و این ملت و این نظام برای آینده‌ی خود نیاز به این جوانان دارد. پس یکی از عناصر اصلی برای عزت هر کشور و تأمین آینده‌ی هر کشور، جوانانی هستند که امروز مشغول تحصیلند. هرچه تحصیل اینها، کارکرد اینها، پرورش فکری و اخلاقی و دینی اینها بهتر و بیشتر باشد، آینده‌ی کشور از همه نظر بیشتر تأمین است؛ علاوه بر این‌که در هر برهه‌ای از زمان هم، دانشجویان و دانش‌آموزان می‌توانند به تناسب آن برهه و نیازی که کشور در آن برهه و مقطع زمانی دارد، نقش ایفا کنند.

سقوط ملتها همیشه یک امر ناگهانی نیست؛ یک امر تدریجی است
در هر جامعه‌ای مسأله‌ی جوانان یک مسأله‌ی بسیار مهم است. یکی از گرفتاریهای بزرگ کشورهای غربی – که گاهی می‌گویند، گاهی هم کتمان می‌کنند – مسأله‌ی جوانان آنهاست. شما خیال نکنید که مسأله‌ی جوان – چه دختر و چه پسر – در جوامع غربی حل شده است؛ نه. در بین هزار نفر جوان در آن‌جا، شاید نتوان یک نفر را پیدا کرد که این همه صفا و نورانیت و پاکی و طهارت در او مشاهده شود.
فصل پنجم :
داستان هایی در مورد جوانی

داستان زیبای توبه ی مرد جوان
در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در باره‌اش نمی‌داد. روزها در مسجد و بازار، همراه مسلمانان بود، ولی شب‌ها به خانه‌های مردم دستبرد می‌زد.
یک بار، هنگامی که روز بود، خانه‌ای را در نظر گرفت و چون تاریکی شب همه جا را فرا گرفت، از دیوار خانه بالا رفت. از روی دیوار به درون خانه نگریست. خانه‌ای بود پر از اثاث و زنی جوان که تنها در آن خانه به سر می‌برد. شوهرش از دنیا رفته بود و خویشاوندی نداشت. او، به تنهایی در آن خانه می‌زیست و بخشی از وقت خود را به نماز شب و عبادت می‌گذراند.
دزد جوان با مشاهده جمال و زیبایی زن، به فکر گناه افتاد. پیش خود گفت: « امشب، شب مراد است. بهره‌ای از مال و ثروت، و بهره‌ای از لذّت و شهوت!» سپس لختی اندیشید. ناگهان نوری الهی به آسمان جانش زد و دل تاریکش را به نور هدایت افروخت. با خود گفت:
«به فرض، مال این زن را بردم و دامن عفتش را نیز لکّه‌دار کردم، پس از مدّتی می‌میرم و به دادگاه الهی خوانده می‌شوم. در آن جا، جواب صاحب روز جزا را چه بدهم؟!»
از عمل خود پشمیان شد، از دیوار به زیر آمد و خجلت زده، به خانه خویش بازگشت. صبح روز بعد، به مسجد آمد و به جمع یاران رسول خدا صلی الله علیه واله پیوست. در این هنگام زن جوانی به مسجد در آمد و به پیامبر گفت:
«ای رسول خدا! زنی هستم تنها و دارای خانه و ثروت. شوهرم از دنیا رفته و کسی را ندارم. شب گذشته، سایه‌ای روی دیوار خانه‌ام دیدم. احتمال می‌دهم دزد بوده، بسیار ترسیدم و تا صبح نخوابیدم. از شما می‌خواهم مرا شوهر دهید، چیزی نمی‌خواهم؛ زیرا از مال دنیا بی‌نیازم.»
در این هنگام، پیامبر صلی الله علیه وآله نگاهی به حاضران انداخت. در میان آن جمع، نظر محبت‌آمیزی به دزد جوان افکند و او را نزد خویش فرا خواند. سپس از او پرسید: «ازدواج کرده‌ای؟»
– نه!
– حاضری با این زن جوان ازدواج کنی؟
– اختیار با شماست.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله زن را به ازدواج وی در آورد و سپس فرمود:«برخیز و با همسرت به خانه برو!»
جوان پرهیزکار برخاست و همراه زن به خانه‌اش رفت و برای شکرگزاری به درگاه خدا، سخت مشغول نماز و عبادت شد.
زن، که از کار شوهر جوانش سخت شگفت‌زده بود، از او پرسید: «این همه عبادت برای چیست؟!
جوان پاسخ داد:
«ای همسر باوفا! عبادت من سببی دارد. من همان دزدی هستم که دیشب به خانه‌ات آمدم، ولی برای رضای خدا از تجاوز به حریم عفت تو خودداری کردم و خدای بنده نواز، به خاطر پرهیزکاری و توبه من، از راه حلال، تو را با این خانه و اسباب به من عطا نمود. به شکرانه این عنایت، آیا نباید سخت در عبادت او بکوشم؟!»حکایت عابد و جوان , روزی حضرت عیسی «ع» از صحرایی می‌گذشت. در راه به پرستش دراین هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا سرشناس بود، از آنجا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی «ع» و مرد زاهد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام. حالا اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد زاهد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن. دراین هنگام خداوند به پیامبرش وحی فرمود که به این زاهد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو رابا این جوان محشور نمی‌کنیم، چرا که او به علت توبه و پشیمانی اهل بهشت هست و تو به علت غرور و خودبینی، اهل جهنم!گاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی میکرد. حضرت با او مشغول حرف زدن شد. جوانان مسلمان، سرگرم زورآزمایی و مسابقه وزنه‌برداری بودند. سنگی بزرگ آن‌جا بود که مقیاس نیرومندی و مردانگی جوانان به شمار می‌رفت و هر کس آن را به اندازه توانایی‌اش حرکت می‌‌‌داد.
در این هنگام رسول اکرم صلی الله علیه وآله رسید و پرسید: «چه می‌کنید؟»
– داریم زورآزمایی می‌کنیم. می‌خواهیم ببینیم کدام یک از ما نیرومند‌تر و زورمند‌تر است.
– می‌خواهید من بگویم چه کسی از همه نیرومندتر است؟
– البتّه، چه از این بهتر که پیامبرصلی الله علیه وآله داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد.
همه منتظر و نگران بودند که رسول اکرم صلی الله علیه وآله کدام یک را به عنوان قهرمان معرّفی می‌کند. هر کس پیش خود گمان می‌کرد اینک پیامبر صلی الله علیه وآله دست او را خواهد گرفت و به عنوان قهرمان مسابقه معرّفی خواهد کرد.
رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
« از همه نیرومندتر، کسی است که اگر از چیزی خوشش آید، علاقه به آن چیز، او را از دایره حق و انسانیت خارج نسازد و به زشتی نیالاید، و اگر در جایی خشمناک می‌شود بر خویشتن پیروز آید، جز حقیقت نگوید و کلمه‌ای دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد، و اگر صاحب قدرت و نفوذ گردد و در پیش راهش مانعی نماند، بیش از حقّش، دست پیش نیاورد! » 

داستان دوم
جوانی نزد عالمی آمد واز او پرسید:من جوان کم سن و سالی هستم اما آرزوهای بزرگی دارم و نمی توانم خود رااز نگاه کردن به دختران منع کنم، چاره ام چیست؟
عالم نیز کوزه ای پر از شیر به او داد و به او توصیه کرد که کوزه را به سلامت به جای معینی ببرد و هیچ چیزاز کوزه نریزد. واز یکی از شاگردانش درخواست کرد او را همراهی کند واگر شیر را ریخت جلوی همه ی مردم او را کتک بزند.
جوان نیز شیر را به سلامت به مقصدرساند. و هیچ چیز از آن نریخت.
وقتی عالم از او پرسید چند دختر را در سر راهت دیدی؟
جوان جواب داد: هیچ، فقط به فکر آن بودم که شیر را نریزم که مبادا در جلوی مردم کتک بخورم و در نزد مردم خوار و خفیف شوم.
 عالم هم گفت: این حکایت انسان مؤمن است که همیشه خداوند را ناظر بر کارهایش میبیند و از روز قیامت و حساب و کتاب بیم دارد.
فصل ششم :
اشعاری در مورد جوانی


جوانی شمع ره کردم  که جویم زندگانی را
نجـستم زندگانی را  و گم کردم  جوانی را

کـنون با بار پیــــــری  آرزومندم که برگردم
بـه دنبــال جـوانی کوره راه زنـدگـانـی را

به یاد یــار دیرین کاروان گم‌کرده را مانـم


که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را


بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را

چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی
که در کامم بـه زهرآلود شهد شـادمـانی را


سـخن با مـن نمی‌گوئی الا ای هـمزبـان دل
خدایــا  با که گویم شکوه‌ی بی هم زبـانی را


نسیم زلف جانان کو؟ که چون برگ خزان دیده
به پـای سـرو خود دارم هوای جانفشانی را


به چشم آسمانی  گردشـی داری بلای جان
خـدایــا  بـر مگردان  ایـن بلای آسـمانـی را

نمیـری شهریار از شعر شیریـن روان گفتن
کــه از آب بقـا جــوئــید عـمر جـاودانی را


استاد شهریار
فصل هفتم :
تحلیل نويسنده
نتیجه گیری
با توجه به سیر بحث در مورد جوان و نیروی جوانی این مطلب فهمیده می‌شود که اگر در دوره ی نوجوانی هستی، بايد برای دوره‌ی جوانی برنامه ریزی کنید تا این دوره طلایی را از دست ندهید؛
اگر جوان هستی، همه ی تلاش خود را برای بهره مندی بیشتر از این دوره طلایی بگذارید و لحظه ای را هدر ندهید؛
اگر دوره‌ی جوانی را پشت سر گذاشته اید، نا امید نشوید و از باقی عمر خود بيشترين استفاده را کنید.
اگر بخواهیم مهم ترین مساله در جوانی را به قلم در آوریم 
این است که باید در این دوره از خطرات جلوگیری کنیم تا به خیر و خوشی این دوره بگذرد؛ 
برخی جوانان امروزی به جای بهره‌مندی از این دوره طلایی، به حاشیه میروند و به کار های بی اهمیت و حتی خطرناک دست می‌زنند؛ 
چند روز قبل جوانی را دیدم که مشغول تک چرخ زدن در بزرگراه است 
به این فکر فرو رفتم که چرا این جوان تمام ارزش های خود را کنار گذاشته است و دست به این کار خطرناک گذاشته است؟؟! 
به این نتیجه رسیدم که خیلی از این رفتار ها بر 3 دلیل سوار است :
1. کم لطفی والدین
2. کم اندیشیدن خود فرد جوان 
3. کسانی که در راس آموزش و پرورش هستند و برنامه ریزی درستی برای دوره طلایی جوانی ندارند. 
اگر که این سه مشکل حل شود و فرهنگ نامه ای برای دوره جوانی بر اساس اسلام بر قلم اید،
مشکلات جوانان یکی پس از دیگری حل می‌شود.
باید به جوانان اهمیت داد و به آنها موقعیت هایی داده شود که آنها در آن موقعیت به واقیعت های خود حقیقت پیدا کنند و از راه خطا دست بکشند.

توصیه ای به جوانان:
هیچ وقت خداوند را از یاد نبرید 
چرا که نور هدایت در یاد خدا وجود دارد و خداوند است که راه حقیقی را به ما نشان می‌دهد… 
و صلی الله علی سیدنا محمد نبیه و اله و سلم تسلیما

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.