حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

شنبه, ۲۳ تیر , ۱۴۰۳ Saturday, 13 July , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
 

موضوع :

تخصیص و تقیید قرآن با خبر واحد

 

 

استاد راهنما :

حجت الاسلام و المسلمین لطیفی دامت برکاته

 

 

پژوهشگر :

علی احمدی

 

 

سال تحصیلی :

١٤٠٠ـ١٤٠١

 

 

مدرسه علمیه حضرت بقیه الله الاعظم

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم *

الحمد لله رب العالمبن * الرحمن الرحیم *

مالک یوم الدین * ایاک نعبد و ایاک نستعین *  اهدنا الصراط المستقیم *

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم

و لا الضالین *


 

فهرست

 

پیشگفتار

چکیده و واژه نامه

واژگان کلیدی

مقدمه

فصل اول

ادله مانعین

فصل دوم

پاسخ ادله مانعین

اول

دوم

سوم

چهارم

نتیجه

کتابنامه

 

 

 

 

 

 

 

 


پیشگفتار
 

چه گفتاری بهتر از این که مایه آرامش آدمی یافتن مبدأ بی نهایت است. در بین ویژگی های انسان بیدار بی قراری صفت بسیار بارزی است. دنبال چیزی میگردد، کسی که در راه است کسی که خود را در جاده می یابد در پی راه است، آنچه که به عنوان یک برنامه پیش برنده به انسان معرفی شده. البته این نه هر راهیست! چیزی است که به سبب آگاهی از نیاز های عمیق و خواسته های واقعی انسان اورا سمت تکامل هدایت می‌کند. دین! گوهر گمشده انسان. این دین با روابط کار میکند. رابطه های انسان! اساسا انبیاء رابطه شناسان قهاری بودند رابطه انسان و انسان را می‌شناختند رابطه انسان و زمین را ‌شناختند رابطه انسان و روح را رابطه انسان و مخلوقات را رابطه انسان و خدا را. به این خاطر که انسان اشرف مخلوقات است اوست که رابطه اش با باقی یافته ها و نیافته ها در نظر گرفته می‌شود. دین هم همین هارا می‌گوید چیزی پیچیده و سخت به معنای اینکه آقا نتوانیم با عقلمان بفهمیم نیست.دین آن برنامه جامع که آگاه از خواسته ها و نیاز های عمیق انسان است آگاه از روابط حقیقی آدمیزاد است میخواهد اورا به تکامل برگرداند. بعضی ها فکر می‌کنند این که می‌گوییم دین برنامه جامع است غلو میکنیم. همین بعضی از طلبه ها. خود ما خود ما دین را نفهمیده ایم. وقتی می‌گوییم برنامه جامع یعنی برای ذره ذره تو حرف و دلیل و استدلال آن هم نه چرند پرند! علم! دارد. به معنای واقعی کلمه علم!

خوب این دین آنچه است که از خدا به واسطه انبیاء رسیده که همین قرآن و عترت روایات باشد. برای فهمیدن این برنامه، در همین دین به ما یک سری ابزار داده اند، علم داده اند، که یکی از ستون های آن اصول فقه است.

 


 

 

چکیده و واژه نامه
 

کلیت مبحثی که در این پژوهش مورد بررسی قرار میگیرد، امکان و یا عدم امکان تخصیص زدن آیات قرآن بوسیله اخبار غیر متواتر بدون قرینه است. در دیگر موارد که شامل کتاب، سنت متواتر، خبر همراه با قرینه، و مجملات کتاب هیچ اختلافی وجود ندارد که می توان قرآن را به آنها تخصیص زد.
در رابطه با خبر واحدی که منظور ماست چهار دیدگاه منع، جواز، تفصیل و توقف وجود دارد که نظر مشهور جواز است و برخی علما ازجمله آخوند خراسانی صاحب کفایه به دفاع از این مقول می پردازند.

 

واژگان کلیدی : اصاله العموم، اخبار آحاد، تخصیص کتاب، خبر واحد


 

مقدمه
محقق خراسانی دو وجه برای جواز تخصیص عمومات کتاب به خبر واحد می آورد که ملاحضاتی دارد. اما در کل به اشکالاتی که از جانب مانعین میشود میتوان همچین پاسخ هایی داد.

اول اینکه «جرت سیره الاصحاب علی العمل بأخبار الآحاد فی قبال عمومات الکتاب إلی زمن الأئمه ـعلیهم السلامـ [1]» سیره اصحاب در زمان ائمه این بوده و پیداست که بی قرینه اینکار را میکردند!

می گوییم اینکه ادعا کردید ثابت نشده و قدر متیقن از سیره اصحاب تخصیص به خبر همراه قرینه است. چرا؟ چون اخبار در زمان ائمه ـعلیهم السلامـ دو دسته بود؛ یا معتبر بودو قرینه داخلی یا خارجی داشت یا غیر معتبر بود و قرینه نداشت پس قدر متیقن از سیره در آن زمان خبر با قرینه است و اگر علمای متاخر از تقسیم چهارگانه استفاده می کنند به این خاطر است که قرائن، دیگر موجود نیست.[2]

دوم اینکه «لو لا جواز تخصیص الکتاب بخبر الواحد لزم إلغاء الخبر» اگر بخواهیم این را بپذیریم کلی خبر واحد کنار گزاشته می شود.[3] لازمه اش این است که ما یک چنین خبر واحدی یا اصلا نداشته باشیم، یا اگر هم وجود داشته باشد به عنوان«النادر کالمعدوم» مطرح باشد. برای اینکه شما با هر خبر واحدی که برخورد کنید چه در رابطۀ با عقود و ایقاعات چه در رابطۀ با عبادات و چه در رابطۀ با محرّمات و محلّلات، بالاخره در کتاب یک عمومی یا اطلاقی در مقابل این خبر وجود دارد.

و در این مورد می توان گفت که خبر واحد متضمن حلال حرام واجب و مستحب است که منافاتی با عمومات کتاب ندارد.[4]

فصل اول
 

ادله مانعین
 

1_ کتاب قطعی السند است ولی خبر ظنّی السند است و ظنی معارض قطعی واقع نمی شود.[5]

 

2_ دلیل حجیت خبر اجماع است و قدر متیقن از اجماع آن است که خبر منافی با ظاهر قرآن نباشد.[6]

 

3_ اگر تخصیص کتاب به خبر واحد جایز باشد نسخ آن هم بایستی جایز باشد، چرا که این دو در اصل تخصیص مثل هم هستند.[7] شما قبول دارید که نسخ کتاب به خبر واحد«لیس بجائز». این تقریبا مسلّم است که خبر واحد عنوان ناسخیت نسبت به کتاب الله نمی تواند داشته باشد و همه این معنی را به صورت تسالم پذیرفته اند. آنوقت اینها ضمیمه می‌کنند و می‌گویند: بین نسخ و تخصیص چه فرقی وجود دارد؟ اصلا نسخ یک شعبه و یک نوعی از تخصیص است، منتها تخصیص در رابطۀ با افراد است و نسخ در رابطۀ با ازمان است و الا نسخ هم یک نحو تخصیص است. تخصیص اصطلاحی روی افراد تکیّه می‌کند و فساق از علماء را اخراج می‌کند، اما نسخ روی استمرار و زمان تکیّه می‌کند.[8]

 

4_ روایات رسیده به ما دال بر آن است که خبر مخالف قرآن را بایستی کنار بگزاریم و خبر مخصص مخالف قرآن است پس لازم است خبر را طرد کنیم.[9] یعنی خبر واحد ولو به صورت تخصیص، مخالفت با کتاب الله داشته باشد، اصلا مشمول ادلۀ حجیت خبر واحد نخواهد بود.


 

فصل دوم
 

پاسخ ادله مانعین
 

اول : اینکه تعارض بین دو سند نیست بلکه بین دلالت کتاب و دلیل حجیت خبر واحد است.[10] یعنی باید جریان را بین این ها حل کنیم.

دوم : اینکه دلیل بر حجیت خبر واحد سیره عقلاست که آنرا تأیید میکند. البته مورد سیره همانطور که از قدر متیقن بر می آید مختص اخبار همراه با قرینه است که ما فرض می کنیم وجود دارد همانطور که در قبل گفتیم.[11]

سوم : کتاب اللهی که به عنوان بالاترین و کاملترین کتابهای آسمانی است و به عنوان تنها معجزۀ باقیۀ رسول الله مطرح است، و اصلا مهمترین معجزۀ رسول خدا و بلکه تنها معجزۀ جاودانۀ رسول خدا، همین مسألۀ قرآن است که ما می‌بینیم که در خود قرآن، تحدّی یعنی«هل من مبارز» شده است یعنی مبارز طلبیده است، و آخر به اینجا رسیده است که اگر کسی بتواند یک سوره، مثل سوره‌های قرآن بیاورد که ظاهرش این است که حتی یک سوره، مثل کوچکترین سورۀ قرآن؛ سورۀ کوثر بیاورد، قرآن ادعای خود را پس می‌گیرد. تا به حال هم نه منفردا و نه مجتمعا کسی نتوانسته است ولو یک سورۀ یک سطری، مانند قرآن بیاورد. بعضیها ادعا کردند، یک چیزهایی هم به هم بافتند، لکن مواجه با مضحکۀ ادبا و محققین شدند. آیا قرآن که دارای یک چنین موقعیتی است، اگر بخواهد به خبر واحد، جواز نسخ پیدا کند. یک «صدّق العادل» بیاید، مصحح این شود که یک آدم ثقه ای ولو تک باشد، بیاید نسخ بکند، ادعا بکند که فلان آیه نسخ شده است، این با موقعیت قرآن تناسب دارد؟ موقعیت قرآن اقتضا می‌کند که اگر مسألۀ ثابت می‌شود؟[12] همچنین جمیع علما معترف اند که در نفس آیات مخصصات و مقیدات هست بدون اینکه اختلاقی رخ بده و قول خداوند را نقض کند که میفرمایند( ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا ) و این پرده از این مسئله برمیدارد که تقیید و تخصیص اخلتلاف و اخلال به حساب نمی آیند.[13]

 

چهارم : روایاتی وارد شده است به عناوین مختلف و تعبیرات گوناگون اما همۀ آنها روی یک موضوع تکیه کرده اند و آن این است که ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: اگر روایتی از ما برای شما نقل شد و به گوش شما خورد، آن را عرضه کنید بر کتاب الله و ببینید اگر مخالف (عنوان مخالف در همۀ روایات هست) با کتاب الله باشد، اینجا دیگر تعبیرات مختلف است، بعضی روایات می‌گوید:«ما خالف قول ربنا لم نقله» بدانید چنین چیزی را ما نگفته ایم و بیخود برای شما نقل کرده اند یا«ما خالف قول ربنا فهو زخرف» یعنی یک چیز باطلی است، یک چیز غیرواقعی است.[14] اما این مسألۀ تقنین و قانونگذاری است و یک موقعیت خاصی دارد که در قانونگذاری بین مسألۀ عام و خاص، تخالف مطرح نیست، تناقض مطرح نیست.[15] همچنین کسی که آگاه به اصول قرارداد و قانونگزاری باشد متوجه میشود که این از اقتضاعات تشریع است.[16]

 

 

 

 

 

نتیجه
 

نتیچه اینکه داداشم از خبر واحد میتوان برای تخصیص زدن عموم کتاب استفاده کرد. همچنین اعزه ای که قبول ندارن درسشونو خوب نخوندن.

 

 

 

علی احمدی

تابستان

اذت زیاد

 

 


 

کتابنامه
 

1 قرآن کریم

2 تهذیب الاصول. سبحانی شیخ جعفر. تقریر بحث السید روح الله الخمینی. نشر اسلامی. جامعه مدرسین

3 المبسوط فی اصول الفقهو سبحانی شیخ جعفر. موسسه امام صادق علیه السلام. چاپ اول. 1431ق

4 سیری کامل در اصول فقه. دوره ده ساله درس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی. نشر فیضیه. 1377ش


[1] المبسوط فی أصول الفقه . سبحانی شیخ جعفر. 2 / 490.

[2] همان.

 

[4]  همان.

[5] المبسوط فی اصول الفقه. سبحانی شیخ جعفر. 2 / 492

[6]  همان.

[7] همان.

[8] سیری کامل در اصول. فاضل لنکرانی. محمد. 8 / 529

[9] المبسوط فی اصول الفقه. سبحانی شیخ جعفر. 2 / 493

[10] المبسوط فی اصول الفقه. سبحانی شیخ جعفر. 2 / 492

 

[11]  همان.

[12]  سیری کامل در اصول. فاضل لنکرانی. محمد. 8 / 832

[13]  تهذیل الاصول امام خمینی. 1 / 518

[14]  سیری کامل در اصول. فاضل لنکرانی. محمد. 8 / 522

[15]  همان. 8 / 523

[16]  تهذیب الاصول فی تقریر بحث السید روح الله الخمینی. سبحانی. شیخ جعفر. 1 / 518

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.