حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

پنج شنبه, ۳ اسفند , ۱۴۰۲ Thursday, 22 February , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
آیة وضوء
(تحلیل أدبی آیه وضو و تاثیر آن بر استنباط فقهی)
حوزه علمیه بقیة ا… (عج) – قم
استاد راهنما: استاد کلاهدوزان (حفظه الله)
پژوهشگر: محمد هادی نصاری پور
بسم الله الرحمن الرحیم
فهرست مطالب
فهرست…………………………………………………………………………………………………………………………………….3
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………….4
چکیده………………………………………………………………………………………………………………………………………5
فصل اول…………………………………………………………………………………………………………………………………..6
تبیین موضوع………………………………………………………………………………………………………………………6
اهمیت و ضرورت تحقیق……………………………………………………………………………………………………….6
پیشینه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….6
روش تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………….6
سوالات تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………7
فصل دوم………………………………………………………………………………………………………………………………….7
       الکعب……………………………………………………………………………………………………………………………..7
       غسل……………………………………………………………………………………………………………………………….8
       ید ومرفق………………………………………………………………………………………………………………………….9
       مباحث ادبی تأثیر گذار…………………………………………………………………………………………………………10
      برسی آیه در کتاب کنز العرفان………………………………………………………………………………………………11
جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………………13
کتابنامه………………………………………………………………………………………………………………………….14
مقدمه
“الحمد لله ربّ العالمین وصلی الله علی سیدنا ونبیّنا محمد وآله الطاهرین سیّما بقیةالله فی الارضین واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین إلی قیام یوم الدین.”
بنابر حکم عقل و فتوای تمام مراجع تقلید، بر هر مسلمانی لازم است عالم به تمام احکام مبتلی به باشد. یکی از مهمترین اعمال مشترک و واجب بر تمام مسلمانان، وضو و تحصیل طهارت از حدث میباشد. بنابر این برهمه مسلمانان لازم است مسایل مربوط به وضو را بدانند. از جمله چگونگی وضو، مبطلات وضو و …                                                                                                     مشهور ترین و مهم تزین آیه قرآن مربوط به وضو و یا حداقل کیفیت وضو، آیه ششم از سوره مایده میباشد. در این نوشته به تبیین این آیه و مفاد آن و سوالات مربوط به آیه میپردازیم.
چکیده: در برخی قسمت های این آیه اتفاق نظر هست و اختلافی نیست مثلا شستن صورت و محدوده آن اما د بسیاری از موارد نتنها بین فقهای شیعه و مفتیان اهل سنت اختلاف است بلکه حتی بین برخی از صاحب نظران و فقهای شیعه نیز اختلاف است مثلا مسح پا و محدوده آن که مصداق کعبین چیست در این پژوهش نیت داریم که این اختلافات را ذکر کرده منشأ آنرا بررسی کنیم و در نهایت به نظری که به نظر می آید صحیح است اشاره کنیم.
فصل اول: مباحث مقدماتی
1.تبیین موضوع:  بحث در این نوشته حول آیه ششم از سوره مائده است که مشهور به آیه وضوء است میباشد.
2. اهمیت و ضرورت تحقیق:
آیه وضو، آیه ای است که اختلاف نظر بسیاری در آن وجود دارد و تعدد نظرات گاه ممکن است پیامدی سنگین را در پیش داشته باشد و حکمی را تغییر دهد. از این رو لازم است که عده ای به این مسأله بپردازند. و نظرات مختلف فقهی ادبی و… در این آیه را جمع آوری کنند. بلکه بتوان به نتیجه ای رسید.
3. پیشینه تحقیق:
 در این زمینه تمامی فقها و مراجع تقلید و حتی دیگران نیز در این مسأله اظهار نظر داشته اند چرا که مسأله ای بسیار مهم و اختلافی میباشد. بنابرین لازم نیست که نام تک تک کتب فقهی و نام تمامی مراجع و رساله هایشان را ذکر کنیم چرا که به هر کتاب فقهی و رساله عملیهای مراجعه شود خواهد یافت که به این مسأله پرداخته شده است (هرچند اجمالا).
4.روش تحقیق: روش تحقیق در این مقاله بدین صورت است که به برخی از کتب نحوی، فقهی و برخی از تفاسیر مهم اشاره شده و مباحث مربوط به آیه را جمع آوری کرده و سپس نتیجه ای که میتوان از مطالب مذکور گرفت را ذکر میکنیم. 
5. سوالات تحقیق:
سوال اصلی: مفاد، مفهوم و مدلول آیه چیست؟
سوالات فرعی: 
                    الف) اختلافات در این آیه در چه موضوعی است و ناشی از چیست؟
                     ب) نظر صحیح در میان این نظرات چیست؟
فصل دوم: 
مفاهیم لغوی تأثیر گذار:
در این بخش به آن سری کفاهیم لغوی میپردازیم که در صورت درک کامل آنها قسمت قابل توجهی از مشکل حل شده و منشأ آنها فهمیده میشود.
الکَعْب 
معنای واژه الکَعْب در کتاب لغوی المعجم الوسیط:
«الکعب»: کل مَفْصلٍ من العِضام. و – العظم الناتِئُ عند مُلتقیٰ الساق و القدم، و فی کل قدم کعبان عن یمنتها و عن یسرتها، و العامه تسمِی العَقِب: کعبا. و- من القصب و القنا: العقدة بین الأنبوبتین. (ج) کعوب، و کِعاب. و فصّ النرد و یقال: رجل عالی الکعب یوصف بالشَّرَف و الظفر.  (معجم الوسیط ص ۷۹۰)
اما معنای مورد نظر بنابر قرینه مقامیه که در مقام سخن گفتن از مسح پا میباشد، همان مفصل ساق پا می باشد که آنرا در زبان عربی کعب گویند.
اما در کتاب قاموس قرآن چنین نگاشته شده است:
طبرسی فرموده: کعبین نزد امامیه عبارتند از دو استخوان روی پا (قوزک)، ولی جمهور مفسران و فقها گفته اند مراد دواستخوان ساقهاست یعنی دو قوزک ساقها که در انتهای اسخوان ساق و مفصل ساق و پا هستند. جواب امامیه برای این سخن آنست که اگر مرادش دو قوزک در هر پا بود باید میگفت «الی الکعاب» چرا که چهار کعب میشود. (قاموس قرآن ج ۶ ص ۱۱۴) 
غَسل
غسل به معنای رساندن آب است و وجه ه به مهنای همان قسمت جلوی سر است که در هنگام صحبت کردن پیداست ولی اهل بیت برای آن محدوده نیز معین کرده اند: از طرف طول از محل رویش مو تا انتهای چانه و از طرف عرضی مقداری از صورت که بین انگشت شست و ابهام قرار میگیرد.
ایدی جمع ید است به معنای دست که در سه معنا استعمال میشود:
۱.از نوک انگشتان تا مچ.  ۲. از نوک انگشتان تا شانه.    ۳. از نوک انگشتان تا مرفق.    که در هر سه معنا کف دست را شامل میشود.
و این سه گانگی معانی باعث شده که لازم باشد برای تعیین معنا قرینه ای آورده شود و آن، إلی المرافق است.
نمیتواتن با توجه به کلمه الی گفت که آیا مرفق را نیز باید شست یا خیر و اینکه غایت داخل در حکم مغیی باشد را نمی توان از الی فهمید بلکه باید سنت تعیین کند. برخی گفته اند که معنای الی، معیت میباشد. و علاوه بر شستن دست تا مرفق، مرفق را نیز باید شست.و برخی به دلیل روایاتی که در این باب داخل است که پیامبر مرفق را نیز می شسته اند، گفته اند که مراد قرآن غسل مرفق نیز است حال آنکه نمیتوان بخاطر روایات (هرچند صحیحه) قرآن را تفسیر کرد بلکه شاید قرآن اساسا در این باب که مرفق باید شسته شود یا خیر تکلم نکرده باشد و غسل مرفق را نه اثبات و نه انکار میکند بلکه بایستی آنرا از سنت استنباط کرد.
الی المرافق قید برای موضوع است نه برای حکم یعنی لفظ الی المرافق، تو ضیح دهنده لفظ أیدی میباشد.نه اینکه توضیح بدهد فاغسلو را. و تفاوت آن در این است که اگر برا موضوع باشد، فقط در مقام تعیین محدوده برای شستن است ولی اگر قید باشد برای اغسلو، جهت را نیز توضیح میدهد که باید از پایین به بالا باشد. اگر عموم مردم بخواهند مدوده سر انگشتان تا مرفق را بشویند، از پایین میشویند. و روایات منقول از اهل بیت نیز همین طریقه عرف را تأیید و تصحیح نموده اند. مسح به معنای کشیدن ماسح و لامس بر ممسوح یا همان ملموس است بدون فاصل و مانع میان آندو.
دو عبارت مسحت الشیئ و مسحت بالشیء هردو دارای معنای واحدی اند کما اینکه در آیه نیز با حرف باء آمده. لیکن تنها تفاوت این است که اگر باء نیاید بلکه به صورت مفعول ذکر شود،معنای استیعاب و شمول را می رساند یعنی مسح تمام سر؛ ولی اتگر باء بر آن داخل شود، و ملموس به صورت مجرور باء بیاید، شمول را نمیرساند بلکه مهنای تبعیض را به همراه دارد نه همه عضو را پس مسح سر فی الجمله واجب است نه بالجمله.
ارجلکم را برخی مجرور(بنابر عطف بر رؤوسکم) و برخی منصوب بنابر عطف بر محل رؤوسکم که مفعول امسحوا و منصوب است. لفظ ارجل معمول امسحوا است نه اغسلوا چون حکم غسل با حکم مسح که بعدش ذکر شده، فسخ و منسوخ شده است. در برخی از روایات منقول از طرف اهل سنت، گفته شده پیامبر پاهای خود را غسل میکردند نه مسح.
الی الکعبین: کلمه کعب به معنای استخوان برامده ای است که در نقطه اتصال قدم به ساق قرار دارد، ولی اگر کعب این باشد در هر یک از پاهای انسان دو کعب وجود دارد.
(تفسیر المیزان ج ۵، ص ۲۵۶ تا ۲۶۵)
یَد و مِرفَق
محدوده ید از سر انگشتان است تا شانه و غیر آن با قرینه فهمیده میشود. مثل فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق. که به قرینه المرافق فهمیده میشود مراد از ایدیکم تا آرنج است و مثل والسارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما که به وسیله روایات معلوم میشود مراد از أیدی چهار انگشت است که از دزد بریده میشود و مثل فتیمّموا صعیدا طیّبا فامسحوا بأیدیکم و وجوهکم منه که مراد از ید در تیمم از مچ تا سر انگشتان است.
(قاموس قرآن ج ۳)
مرافق جمع مرفق به معنای آرنج است در لغت عرب آنرا مجمع ساهد و بازو گفته اند؛ المرافق قید است برای ایدیکم نه برای فاغسلوا به عبارت دیگر حد مغسول است نه غسل دست در اطلاق عرب مصادیق گوناتگون دارد یکدفعه مراد آن چهار انگشت دست مثل والسارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما  و یکدفعه مراد از آن از مچ به پایین است مثل فتیمّموا صعیدا طیبا فامسحوا بوجوهک و ایدیکم. 
یکدفعه مراد آن تا آرنج است مثل آیه ما نحن فیه و یکدفعه از سر انگشتان تا شانه چنانکه در اقرب الموارد گفته.
لذا این قید الی المرافق برای تعیین محدوده است اما شیعه که پایین به بالا میشوید با استناد به روایات اهل بیت (ع) است و اما اهل سنت که از بالا به پایی می شویند، با استناد به روایات ابو هریره است.
(قاموس قرآن ج۳، ص ۱۱۱ و ۱۱۲)
مباحث ادبی تأثیر گذار:
در این بخش مطلب قابل توجهی وجود ندارد لکن نکته ای کوچک ولی بسیار مهم وجو داد که میتواند حکم فقهی را تغییر دهد. و آن عبارت است از:
ظاهر در باء مذکوره در این آیه، باء برای الصاق است. و گفته شده برای تبعیض است همچنین گفته شده برای استعانت است که در اینصورت حذف و قلب صورت گرفته است یعنی باء استعانت چنین میشود: وامسحوا رؤوسکم بالماء.                                                                                                                         
همچنین روایتی که از حضرت صادق(ع) ذکر شده اینچنین آیه را تفسیر میکند: أنّ المسح ببعض الرأس، لمکان الباء فی قوله تعالی «وامسحوا برؤوسکم».(مغنی الاریب، ص ۸۱)
همچنین در کتاب مغنی الاریب در این آیه میگوید که نصب ارجلکم بنابر عطف بر محل میباشد.(مغنی الاریب، ص ۲۸۷)
برسی آیه در کتاب کنز العرفان:
«لفظ فاغسلو در آیه دلالت بر وجوب دارد چرا که صیغه امر ظهور در وجوب دارد. و مراد آن شستن آن است مباشرتاً (به وسیله خود شخص) اما نیازی نیست که به همراه مالش و مسح باشد یعنی لازم نیست دست خود را بر مغسول بکشیم و منضور از وجه همان چهره است که در هنگام صحبت با آن مواجه میشویم. و اینکه نیازی نیست موهای صورت و ریش هارا نیز کاملا و بین آنها را بشوییم بلکه شستن ظاهر آهنا کافیست. اما شستن تمام موهای کوچک لازم ایست چرا که میان آنها از ظاهر صورت به حساب می آید. در باره حرف الی، برخی میگویند که به معنای معیت است بنابر این لازم است که آرنج نیز به همراه دستان شسته شود. اما برخی دیگر میگویند که به همان معنای انتهای غایت است لکن در اینجا غایت در حکم مغیی داخل است چراکه تفاوتی محسوس بین دست و آرنج نیست پس غایت از جنس مغیی و حکم غسل شامل آرنج نیز میشود. برخی نیز مثل داود اصفهانی میگویند که اساسا دو مورد جهت شستن و اینکه آیا آرنج را نیز باید شست یا خیر، از آیه برداشت نمی شود چرا که قید الی الی المرافق هم میتواند قد باشد برای غسل و هم میتواند قیدی برای ید باشد. پس باید این دو مورد را از رفتار پیامبر برداشت کنیم که در این مورد باید گفت که پیامبر آرنج را نیز میشسته اند و از بالا به پایین میشسته اند. مسأله بعد درباره مسح سر است که برخی میگویند که باء برای تبعیض میباشد. یعنی مسح قسمت یاز سر و برخی افاده معنای جدید توسط باء را منکر شده اند و نظرشان آنست که زائده است. قدر متیقن آن است که مقدار مسح یک انگشت کافیست و ائمه گفته اند که مسمای مسح کافیست؛ شافعی نیز آنرا پذیرفته اما ابو حنیفه میگوید باید یک چهارم سر مسح شود. قول ابی حنیفه اشتباه و بی اساس است. رئیس مذهب مالکیه میگوید باید همه سر مسح شود. هرچند مسح به مقدار سه انگشت بهتر است. در این کتاب نیز میگوید که برخی ارجلکم را بنابر عطف بر محل منصوب میدانند. امام صادق (عليه السّلام) فرمود: «شصت يا هفتاد سال از عمر شخصى مى‌گذرد و يك نماز از او مورد قبول پروردگار نباشد؟ با تعجّب سؤال مى‌شود ماجرا چگونه است؟ فرمود به خاطر اينكه چيزى را كه امر به مسحش شده است مى‌شسته است و شستن را جايگزين مسح نموده است». فقهای مذهب چهارگانه نظر دارند که باید پاها شسته شوند نه مسح و دلیلشان این است که میگویند عاملش فاغسلوا است. ولی تنها ظاهر در آیه آنست که باید الی الکعبین باشد و مراد از کعبین برجستگی روی پا میباشد نه مفصل و محل تلاقی بین دواستخوان چرا که اگر چنین بود، باید میگفت الی الکعاب یعنی با صیغه جمع می آورد چون در هر پا دو قوزک وجود دارد که جمعا میشود چهار کعب. ضمنا اینکه از فاء موجود در آیه برداشت میشود که باید در وضوء ترتیب و موالات مراعات شود. و در نهایت آیه در باره آن سخن میکوید که اگر جنب بودید باید غسل کنید. و اینکه بعد از آن نیازی نیست کهبعد از غسل دوباره وضو گرفت چراکه اینها در عرض هم و مثل قسیم هم اند پس غسل کفایت از وضو میکند. اما در خواندن ارجلکم باید گونه ای خواند که توهم نشود ارجل عطف بر ایدی و وجوه شده  و درنتیجه عامل آن فاغسلو است.
جمع بندی و نتیجه گیری:
در نهایت و با برسی این اقوال و نظرات دیگران حاصل چنین میشود…
برای تحصیل طهارت باید وضو گرفت به این صورت که باید  در ابتدا صورت و چهره را را از بالا به پایین شست و بعد از آن باید دست ها را از آرنج تا نک انگشتان شست و آرنج نیز باید شسته شود چه اینکه به این دلیل باشد که آرنج نیز قسمتی از جنس آن است و جدای از آن نیست و یا اینکه بگوییم سیره عملی پیامبر و اهل بیت ایشان(علیهم السلام) چنین بوده و اینکه ظاهرا الی المرافق برا تعیین محدوده و قیدی برای ید است نه برای غسل. سپس باید قسمت بالای سر را مسح کرد و مسمای مسح کفایت میکند و در نهایت باید دو پا را مسح کنیم ازسر انگشتان تا کعبین یعنی همان برجستگی روی پا نه مفصل. و بنابر آنچه از آیه برداشت میشود باید تتیب و موالات نیز مراعات شوند. اختلاف نظرات در این آیه به دلیل اختلاف مبانی و بستگی به این است که تعریف از برخی الفاظ همانند کعبین و الی چیست. 
کتابنامه:
قرآن کریم 
تفسیر المیزان (علامه طباطبائی ره)
کنز العرفان
شرح العوامل فی النحو
 قاموس قرآن
 المعجم الوسیط
مغنی اللبیب
مغنی الاریب

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.