حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

پنج شنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۳ Thursday, 25 July , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
        بسم الله الرحمن الرحیم 
    (تحلیل آیه وضو و تاثیر آن بر استنباط فقهی )
استاد راهنما: حجة الاسلام و المسلمین استاد کلاهدوزان  زیدعزه
معاون پژوهش: حجة الاسلام و المسلمین استاد علوی لاجوردی
پژوهشگر: سید مهدی موسوی
پایه سوم
حوزه علمیه بقیة الله (عَجَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّرِیف) قم
   طلبه سال 1398    
   حوزه علمیه قم
مقدمه : 
خداوند تبارک و تعالی انسان ها را آفرید و پیامبرانی را برای هدایت و سعادت بشریت برانگیخت.
هر پیغمبر معجزه ای برای قوم خویش می آورد تا آنان به وسیله معجزه وی ایمان به خداوند متعال بیاورند.
آخرین از این فرستاده های الهی پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که افضل انبیای الهی است.
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمانی می زیستند که فصاحت و بلاغت در شعر و نثر رواج زیادی داشت.
خداوند تبارک و تعالی قرآن کریم را بر پیغمبرش در اوج فصاحت و بلاغت نازل کرد.
در این قرآنی که در اوج فصاحت و بلاغت است یکی از آیات فقهی آن آیه 6 در سوره مبارکه مائدة است که در آن آیه به شرط اصلی نماز خواندن یعنی وضو اذعان دارد که همین آیه موجب اختلاف دو گروه از مسلمانان شده است .
ما در این پژوهش درصدد بیان توضیح و تفصیل آیه وضو و مسائل پیرامون آن هستیم . 
فصل اول: کلیات تحقیق
گفتار اول: مباحث مقدماتی
اهمیت و ضرورت تحقیق:
یک از مباحث مهم فقهی مورد اختلاف بین شیعه و اهل سنت اختلاف در وضو است که این اختلاف ناشی از اختلاف در فهم معنای وضو است و این اختلاف در کیفیت استنباط از آیه سبب به وجود آمدن اختلاف عملی در وضو است .
4- روش تحقیق:
روش تحقیق بنده تبیینی و تفسیری است .
5- سؤالات تحقیق:
سوال اصلی : تحلیل ادبی آیه وضو چیست و چه تأثیری بر اسنباط فقهی دارد ؟
سوالات فرعی :
نظر ادبا در باره ی آیه وضو چیست ؟
آیه وضو از منظر معصومین علیهم السلام چگونه تبیین شده است ؟
فقهای شیعه و سنی چه نظری درباره آیه وضو با توجه به استنباط خودشان دارند ؟
گفتار دوم:  مفهوم شناسی
الف) معنای لغوی:
مِرْفَق : ج مَرافِق [رفق] (ع ا): مرادف (المَرفَق) و بمعناى آرنج است، آنچه كه بوسيله آن بالا روى،  بالش.
أَرْجَل : م رَجْلَاء، ج رُجْل [رجل] من الدوابّ : ستور كه يك پاى آن سفيد باشد؛ «ارْجَلُ الرَّجُلَين»: نيرومندترين آن دو مرد؛ «هو ارْجَلُهُم»: او نيرومندترين و كاملترين آنها در مردانگى است؛ «رجُلٌ ارْجَل»: مرد بزرگ پاى.
رَأْس : ج أَرْؤُس و رُؤُوس و رُوس و آرَاس (ع ا) : سر، بالاى هر چيزى، مهتر قوم، اين واژه بر حيوانات بويژه دامها اطلاق مى شود مانند (ارْبَعُونَ رَأساً مِن الْغَنَم): چهل رأس گوسفند. و نيز بر واحد هندوانه و كدو و. چغندر و سير اطلاق مى شود؛ «مَسْقَطُ الرَّأسِ»: جاى تولد و زادگاه؛ «رَكِبَ رَأْسَهُ»: به رأى خود عمل كرد؛ «على الرَّأْسِ وَ الْعَيْن»: با كمال خورسندى و آسودگى خاطر؛ «رَأْسُ الشهْرِ او العامِ»: اولين روز ماه يا سال؛ «رَأسُ النَّبْعِ»: سرچشمه ى آب؛ «رَأسُ الآفاتِ» : اساس آفتها و بلاها؛ «رَأسُ الجِسْرِ» (ا ع) : جايگاه موقتى در پشت رودخانه يا دريا از سرزمين دشمن است كه نيروى نظامى آن را اشغال كند؛ «هذا قِسمٌ بِرَأسِهِ»: مستقل به نفس خود است؛ «فَعَلَهُ رأْساً»: مستقيماً باين كار مبادرت ورزيد؛ «رَأساً على عَقِب»: از پشت به رو، تمام و كمال؛ «على رُؤوسِ الأَشْهَادِ»: علنى و در برابر چشم مردم.
امّا كعبين كه مفردش كعب است آيا مراد از آن مفصل پا است يا برجستگي استخوان روي پا يعني قوزك پا؟ طبرسي فرموده: كعبين نزد اماميّه عبارتند از دو استخوان روي پا (قوزك) ولي جمهور مفسران و فقهاء گفته اند مراد دو استخوان ساقها است يعني دو قوزك ساقها كه در انتهاي استخوان ساق و در مفصل ساق و پا هستند. نگارنده گويد: علي هذا در هر پا دو كعب هست در مجمع فرموده: اماميّه در ردّ اين سخن گفته اند: اگر مراد دو قوزك انتهاي ساق باشد لازم بود «الي الكعاب» آيد زيرا مسح بچهار كعب است. بنظر نگارنده: تثنيه آمدن كعبين براي آنست كه بفهماند در هر پا يك كعب وجود دارد دربارۀ دستها كه «المرافق» آمده روشن است كه نسبت بعموم مردم است و گرنه معلوم است كه هر شخص دو مرفق دارد و اگر «الي الكعاب» گفته ميشد بيشتر احتمال ميرفت كه در هر پا دو قوزك مراد است. ناگفته نماند از مجمع نقل شد كه در نزد اماميّه كعب قوزك پاست در مستمسك عروه فرموده: شيخ در تهذيب بر آن ادعاي اجماع كرده، از معتبر نقل شده كه آن مذهب اهل بيت عليهم السلام است و نيز از ذكري و محكّي انتصار و محكّي خلاف ادعاي اجتماع نقل شده ولي علّامه در مختلف و ديگران كعب را مفصل پا دانسته اند و آن موافق احتياط است چنانكه سيّد در عروة فرموده است. امّا قول اهل لغت: در قاموس گفته: كعب قوزك روي پا و دو قوزك در دو طرف پا و هر مفصل است. همچنين است قول اقرب الموارد. جوهري آنرا استخوان برجسته نزد مفصل ميداند بالاتر از قوزك. در مصباح گويد: اصمعي و جماعتي آنرا دو قوزك در دو طرف پا دانسته اند، ابن اعرابي و جماعتي آنرا مفصل ميان پا و ساق گفته اند. قول راغب نيز ظاهرا مانند جوهري است 
فصل دوم
آیه ای که در این پژوهش در صدد تفصیل و توضیح آن هستیم :
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ مِنْهُ ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون خواستيد به نماز ايستيد، صورت و دست‏هايتان تا آرنج‏ها را بشوييد و بخشى از سر و نيز پاهاى خود تا دو برآمدگى آنها را مسح كنيد. اين در صورتى است كه جنب نباشيد، امّا اگر جنب بوديد بايد براى نماز غسل كنيد. و اگر بيمار يا در سفر بوديد، يا يكى از شما از قضاى حاجت آمده يا با زنان همبستر شده‏ايد و آبى نيافتيد كه با آن وضو بگيريد يا غسل كنيد، آهنگ زمينى كنيد كه از طبيعت اصلى‏اش خارج نشده است، پس بخشى از صورت و دست‏هاى خود را با آن مسح نماييد. خدا نمى‏خواهد با مقرر كردن وضو و غسل يا تيمم شما را در تنگنا قرار دهد، بلكه مى‏خواهد شما را پاك گرداند و با آيينى كه فروفرستاده است نعمتش را بر شما تمام گرداند، باشد كه سپاسگزارى كنيد.
در ابتدا بعضی از کلمات آیه را تجزیه و تحلیلی می کنیم :
حدّ “ید” از سر انگشتان است تا شانه و غیر آن با قرینه فهمیده میشود 
مانند : فَاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَ أَیدِیَکُم إِلَی المَرافِقِ  
صورت و دست‌هايتان را تا آرنج بشوييد
که به قرینه اِلی المرافِق معلوم میشود مراد از اَیدیَکُم تا آرنج است.
و مانند : وَالسّارِقُ وَالسّارِقَةُ فَاقطَعُوا أَیدِیَهُما 
دست زن و مرد دزد را به کیفر اعمالشان ببُرید، این عقوبتی است که خدا مقرر کرده و خدا مقتدر و به مصالح خلق داناست.
که بوسیله روایات معلوم میشود مراد از {اَیدی} چهار انگشت است که از دزد بریده می شود.
و مانند : فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ 
پس به خاک پاک تیمم کنید ، آن‌گاه صورت و دستها را (بدان) مسح کنید، که خدا بخشنده و آمرزنده است .
 
که مراد از ید در تیمّم از مچ تا سر انگشتان است  
مرافق جمع مرفق به معنی آرنج است 
در لغت عرب آن را مجمع بازو و ساعد گفته اند.
(الی المَرافِق) قید است برای (اَیدِیَکُم) نه برای (فَاغسِلُوا) و بعارت دیگر حدّ،مغسول است نه غسل.
دست در اطلاق عرب مصادقی گوناگونی دارد:
۱)یکدفعه مراد از آن چهار انگشت است: والسّاقُ وَ السّارِقَه فَاقطَعُوا اَیدِیَهُما 
2)یکدفه مراد از آن از مُچ به پائین است: فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ 
۳) یکدفعه مراد از آن تا آرنج است .
۴)یکدفه مراد از آن از سر انگشتان است تا شانه چنانکه که در “اقرب الموارد” آمده است(پاورقی)
لذا اگر در آیه قید(الی المَرافِق) نیامده بود معلوم نمی شد مراد از دست کدام از موارد ذکر شده می باشد ولی با آوردن این قید معلوم می شود مراد منظور تا آنج است.نکته:به صِرف استناد به آیه نمی توان گفت منظور از شستن از مرفق به پائین است یا از پائین به مرفق فلذا به روایات توجه میکنیم:
الف) شیعیان می گویند : شستن باید از مرفق به پائین باشد(به استناد روایات اهل بیت علهیم السلام(پاورقی ابواب الوضوء باب ۱۵) و از پائین به مرفق باطل است فقط ابن ادریس آن را مکروه میداند و سید مرتضی در یکی از دو فتوایش از مرفق تا پائین را مستحب می داند که بدین معناست که از پائین تا مرفق شستن اشکالی ندارد!
ب) اهل سنت می گویند :شستن باید از پائین تا مرفق باشد به استناد روایت از ابوهریره و عثمان که آنها پیامبر (ص) را دیده اند که از پائین تا مرفق می شسته که در سنن ابی داوود موجود است .
با این حال شستن از پائین تا مرفق را مستحب دانسته و اگر کسی در مذهب اهل تسنن از مرفق تا پائین بشوید اشکالی وارد نیست و صحیح می باشد . 
خلاصه آیه این مسئله را ذکر نکرده که شستن دستها در وضو باید از مرفق به پائین باشد یا از پائین تا مرفق، بخاطر همین دو مذهب شیعه و سنی در این مسئله رجوع به روایت می کنند البته اهل تسنن به فعل پیامبر(ص) که از پائین تا مرفق بوده هم اشاره می کنند.
نکته ای پیرامون عطف در آیه :
یکی از اقسام عطف، عطف بر محل می باشد، مثل: وَامسَحُوا بِروسَکُم وَ اَرجُلَکُم
در اینجا هر چند بِروءسَکم مجرور است اما اَرجُلَکُم عطف بر محل رُوءسَکم ( که مفعول به برای و امسحوا) است و منصوب است 
اما نکته ای دیگر در رابطه با بائی که لفظاً مفعول وَامسَحُوا را مجرور کرده است :
تعدادی از نحاة {اصمعی ، فارسی ، اقتبی و ابن مالک} معنی “باء” را  “تبعیض” می دانند !
به این معنی که وقتی بر سر کلمه ای بیاید منظور (بعض) از آن می باشد مثل:(عیناً یَشرِبُ بِها عِبادُلله  که منظور بعضی از آب است .
گفته شده این معنی “باء” در ایه:( وَاَمسَحُوا بِروسَکُم .مائده ۶) هم صدق میکند ،
یعنی بعض از سر را مسح کنید .
اما در این قسمت به ذکر دو دیدگاه اشاره می کنیم :
الف) ابن هشام: “باء” در هر دو آیه به معنی الصاق(چسباندن) است.
ب) قیل:در آیه دوم(وَ امسَحُوا بِروسَکم) “باء” به معنی استعانت است؛در این صورت حذف و قلب صورت گرفته که منظور از حذف ، حذف مزیل ( بِالماء) است و منظور از قلب ، قلب مزال عنه است که “باء” (بِالماء) بر سر (بِروسَکُم)درآمده است 
سوال : إلی ای که در آیه به کار ررفته به چه معناست ؟؟
پاسخ : یکی دیکر از معانی “الی” معیت می باشد مانند آیه مورد بحث : فَاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَ اَیدیَکُم الی المَرافِق به معنای : بشویید صورتتان را و دست‌هایتان را همراه با مرفق 
مانند ایه شریفه : لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم 
نظر یکی از بزرگ ترین مفسران شیعه حضرت علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه :
موضوع اول :
1- اختلاف در اعراب کلمه(أرجلکم) و در نتیجه اختلاف در این که مسح پا واجب است یا شستن آن:
بعضی گفته اند که این کلمه مجرور است به این دلیل که این کلمه طبعیت کرده از کلمه(علی رئوسکم) و این نظریه رد مشود به اینکه اولاً:این بحث طبعید خودش بحثی مطرود است در ادبیات عرب و درست هم نیست که ما اینکار را درباره آیات قرآم داشته باشیم،دوماًاین در زمانی است که هیچ فاصله ای بین این کلمات نباشد و حال آنکه بین این دو کلمه به وسیله (و)فاصله افتاده است.
بعضی دیگر کلمه (ارجلکم را به نصب خوانده و دلیلشان این است که عطف شده بر محل (برئوسکم)که خود مفعول به است برای(امسحوا)،ممکن است که اینجا این شبهه بوجود بیاید که را این کلمه را عطف بر(وجوهکم) نکنیم؟
پاسخ این است که بین این دو عبارت بوسیله مسح کردن فاصله افتاده است و هر عقل سلیمی این را قبول می کند،و علاوه براین روایات معصومین علیه السلام هم بر این نکته اشاره می کند 
موضوع دوم :
2- توجیهات نادرستی که به منظور توجیه برخی روایات مخالف کتاب بر آیه وضو تحمیل کرده اند:
علمای اهل سنت بحث هایی را ذیل این آیه مطرح کرده اند که با قبول آنان قران از اوج بلاغت خود پایین می آید !
بر فرض مثال گفته اند که این کلمه عطف شده بر کلمه (وجوهکم) البته با قرائت به فتح ولی اگر که به کسر بخوانند باید این تو جیه را بیاورند که اینجا معنا به(وجوهکم)عطف شده ولی لفظا به(برئوسکم) یعنی این عطف دلیل بر این نیست که باید پا را نیز مانند سر مسح کرد مانند(علفتها تبنا و سقیتها ماءً بارداً) یعنی فعلی در تقدیر است در این آیه هم فعلی در تقدیر است،حال آن فعل چیست؟
تنها (اغسلوا)می تواند مقدر باشد که اشکالی وارد است:این فعل بدون حرف جر متعدی می شود و این درحالی است که با حرف جر متعدی شده است،و اگر فعل دیگری بگیرم با صیاغ جمله سازگار نیس، 
آن شعر هم یا می توان مجاز گرفت و یا اینکه برای(تعلیف) دو معنای(دادن،و سیر کردن)باشد.
بعضی گفته اند تمام سخنان شما درست است ولی مسح نوعی شستن خفیف است که باز هم می توان به این دلالت کند که با ها را باید شست و از طرفی هم در این آیه خیلی بیشتر از مسح کردن به شستن توجه شده است.
 در جواب می گوییم: اینجا مثل این است که بگوییم توپ پر صدا و توپ بی صدا که این را هر کسی می داند غلط است،و اگر که قول شما درست باشد از کجا معلوم که در هر گجا در کتاب وسنت که غسل آمده را بر این معنا به تأویل ببریم که می گوید مسح کردن و بلعکس؟و یا اگر که اینچنین کنیم آیا تمام ادله شرعیه مجمل نمی شود؟
بعضی می گویند مه خداوند حکم کلی داده است همانطوری که روی پاها در هنگام شستن دست می کشیم به هنگام  مسح هم دست می کشیم و همچنین که درباره تیمم هم همینگونه گفته است.
با این کار معلوم نمی شود که چرا این شخص بین سر و با فرق می گذارد و این  حکم را برای سر جاری نمی کند؟
و اگر که منظورش این است که وضو هم مانند تیمم است و باید تمام پا را شست در جواب می گوییم که در خود آیات هم این مطلب رد شده است یعنی که در آیات گفته شده که برخی از آنها را بشویید 
موضوع سوم :
3- امر به تحصیل طهارت با غسل بعد از جنابت:
اینجا این جمله(و ان کنتم جنبا فاطهروا)عطف به جمله(فاغسلوا وجوهکم)شده یعنی برای نماز مضو بگیرید اگر که جنب نبودید ولی اگر که جنب بودید باید غسل کنید.
در ادامه آیه این بحث بوجود می آیدکه آیا این مواردی که ذکر کرده همه اینها مقابل همند یاخیر؟جواب این است که به نوعی دو قسم دوم انواعی از قسم اولند.
و از طرفی اینگونه نیز می تواند باشد که دو امر غیر طبیعی که در آنها آب نیاز باشد و ما آب نداشته باشیم را ذکر کند و دو امر طبیعی که به آنها آب نیاز است و ما آب  نداریم را بیان کند 
جمع بندی و نتیجه گیری:
ما در این پژوهش در صدد بودیم آیه مبارکه وضو را تحلیل و تفصیلی دهیم که آن دسته از لغات مهم و کاربردی آن که موجب اختلاف بین دو گروه از مسلمانان شده را از معجماتی بیان کردیم . 
چند مورد از مصادیق ید را ذکر کردیم که به چه معناست و آنان را نیز به تفصیل ، توضیح دادیم .
به اختلاف دو دیگاه شیعه و سنی در « إلی المَرافِق » به همراه توضیح پرداختیم .
بعد از بیان اختلاف و … به اقسام عطف موجود در آیه رسیدیم و آنان را ذکر کردیم .
اختلاف نحاة در باء را بیان کردیم و دیدگاهی در رابطه با معنای إلی ای که در آیه ذکر شده است بیان کردیم .
و در آخر هم به عنوان حسن ختام نظر ارزشمند حضرت علامه طباطبائی را به عنوان یکی از فیلسوفان و مفسرین شیعه بیان کردیم .
كتابنامه
1- القواعدالعربیة فی التوضیح شرح العوامل فی النحو
2- تفسیر المیزان
3- قرآن کریم
4- قاموس قرآن 
5- مغنی الادیب

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.