حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

پنج شنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۳ Thursday, 25 July , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان مقاله  :بررسی اغراض تقدیم وتاخیر مسند الیه
نام نویسنده:مهدی قره قاش
استاد راهنما :استاد کلاهدوزان
 
سال  1400
مابرای فهم ظاهری ومقدماتی دین نیاز به فهم متون دینی  که شامل قرآن
وسنت می شود نیاز مند شناخت کامل ادبیات عرب هستیم 
تا با این ابزار بتوانیم به فهم دین و شریعت برسیم و موجب سعادت خود ودیگران شویم
در زبان عربی علم نحو و صرف پایه هستند برای شناخت نوع کلام و کلمه 
و علم بلاغت میوه این دو علم در ادبیات عرب است از این جهت که بعد از شناخت کلام ما به مر حله اصلی که فهم اغراض متکلم است می رسیم که این با علم معانی به دست می اید 
واما در علم معانی که موضوع ان کلام است کلام ما از مسند و مسند الیه تشکیل می شود 
واساس و پایه ان شناخت جایگاه هر مسند و مسند الیه است و بعد از ان اغراض شکل های مختلف مسند ومسند الیه است 
ـ مسند الیه:
مسندالیه اسمی است که مسند به ان اسناد داده می شود و جایگاه ان تقدم بر مسند است 
چون مدلولش اول در ذهن خطور می کند چون محکوم علیه است ومحکوم علیه طبعا بر حکم پیشی دارد وشایسته است در وضع هم مقدم باشد پس استحقاق تقدیم دارد 
وبرای تقدیم مسند الیه اغراضیست :
1ـ شتاب در خوشحال کردن:مانند: العفو عنک صدر به الامر« برای بخشیدن تو فرمان صادر شده است »
2ـ شتاب در بد حال کردن :مانند:القصاص حکم به القاضی «به قصاص قاضی حکم کرده است»
3ـ ایجاد شوق نسبت به انچه موخر شده :واین جای جلوه میکند که مقدم نشان دهنده چیز شگفتی باشد مانند:
والذی حارت البریه فیه     حیوان مستحدث من جماد 
«انچه مردم در قلمرو ان حیرت زده شده اند حیوانی است که ازجماد پدید امده است»
4ـ احساس لذت ازنام مسند الیه :لیلی رسید و سلمی هجرت کرد 
5ـ اهتمام به مسند الیه : مانند علی حبه جنه   قسیم النار والجنه
6ـ برکت جستن از مسند الیه :مانند :اسم الله اهتدیت به «به وسیله اسم خداوند راهیاب شدم 
7ـ تصریح به عمومیت داشتن نفی وفرا گیر بودن ان است ویا تصریح به نفی عمومیت وفراگیر نبودن ان 
جایی که نفی عمومیت دارد جاییست که ابزار و نشانه های عمومیت مانند :«کل»و «جمیع» پیش از ابزار نفی امده باشد 
مانند:«کل ظالم لایفلح»
در این مثال کل ظالم مسند الیه است وچون کل پیش از حرف نفی ذکر شده عمومیت در نفی دارد ونفی همه را فرا میگیرد 
یعنی:هیچ یک از ستمکاران رستگار نمی شوند ومانند « کل ذالک لم یکن »
کل مقدم برنفی است فلذا نفی عمومیت دارد یعنی: هیچ کدام اتفاق نیفتاد نه این ونه ان 
8ـ فهماندن تخصیص حتمی است:واین مورد در جایی مصداق پیدا میکند که نفی پیش از مسند الیه بیاید و مسند فعل باشد مانند:«ما انا قلت هذا ولاغیری» یعنی من این را نگفتم در حای که دیگران گفتند 
وچون این مقدم امدن افاده تخصیص می کند معنا منحصر به مسند الیه می شود 
وصحیح نیست که گفته شود ما انا قلت هذا ولاغیری که یعنی نه من این را گفتم ونه دیگران گفتند چون ما انا قلت این را میفهماند که دیگران گفته اند لکن لا غیری می گوید که دیگران نگفته اند ودر این مثال از جهت نفی و اثبات تناقض پیش میاید 
ـ یکی از انگیزه های مقدم داشتن جایگاه انکار واظهار شگفتی است 9
مانند:ابعد المشیب المنقضی فی الذویب 
یعنی ایا بعد از پیری که در گیسوانت راه پیدا کرده به دنبال زنان خواننده میگردی؟
در این شعر بعد المشیب مقدم شده است چون جای انکار واستفهام بوده است 
10ـ پیمودن راه ترقی است مانند:هذا الکلام صحیح فصیح بلیغ در این مثال کلمه فصیح از صحیح وواژه بلیغ از فصیح فراگیر تر وکامل تر است وبدینسان گوینده سخنش را واژه به واژه کاملتر ساخته است 
لکن اگر بگویی:«فصیح»دیگرنیاز به ذکر صحیح نداریم چون سخنی فصیح است که صحیح باشد واگر بگویی :« بلیغ»دیگر نیازی به ذکر فصیح نیست زیرا کلامی بلیغ است که فصیح باشد 
تاخیر مسند الیه :
مسند الیه موخر می شود در مواردی که موقعیت .تقدیم مسند را اقتضا می کند «موارد تقدیم مسند در اینده ذکر می شود »و ما اغراض تقدیم و تاخیر را جستجو نمی کنیم مگر هنگامی که در استعمال این دو جایز باشد 
مسند 
درباره مسند و حالات ان میتوان گفت :
مسند عبارت است از:
خبر فعل تام. اسم فعل مبتدای وصفی  که به وسیله فاعل خود از خبر بی نیاز می شود  .خبرهای نواسخ و مصدری که جانشین فعل شده است
تقدیم و تاخیر مسند :
هرگاه غرضی برای تقدیم مسند باشد مقدم میگردد مثل جایی که مسند عامل باشد مانند:قام علی در این مثال مسند«قام» مقدم امده است زیرا در واژه علی عمل کرده است وان را رفع داده است 
ومثل جای که صدارت طلب باشد مانند: این الطریق که در این مثال «این »مسند است لکن چون ازاادات استفهام است باید در اغاز کلام ذکر شود
اغراض تقدیم مسند:
1ـ برای تخصیص مسند به مسند الیه مانند:ولله الملک السماوات والارض  که در این مثال لله مسند است وبرای افاده تخصیص مقدم شده است یعنی سلطنت وحکومت اسمان ها وزمین تنها برای خداوند است 
2ـ اگاهی دادن از اینکه انچه مقدم کرده ایم خبر است صفت نیست مانند:
له کبر لا منتهی لکبارها 
اگر می گفت «هم له » وله را مقدم نمی کرد مخاطب به خطا می افتاد که له صفت همم است 
3ـ یکی از انگیزه های تقدیم مسند این است که انچه مقدم شده نسبت به انچه موخر امده شوق بر انگیز باشد.واین در جایی است که مقدم دارای چیزی باشد که شوق را بر انگیزاند مانند این ایه کریمه «ان فی خلق»محققا در افرینش اسمان و زمین و گردش شب و روز نشانه هایی برای صاحبان خرد وجود دارد.
در این ایه مبارکه «فی خلق السماوات و الارض»مسند مقدم است و نسبت به مسند الیه موخر یعنی «لایات»شوق برانگیز است یعنی انسان مشتاقانه می خواهد بداند. مسند الیه چیست.
4ـ یکی دیگر از انگیزه ها فال نیک زدن است مانند سخن  تو به بیمار:
«فی عافیه انت» که در این مثال فی عافیه برانت که مسند الیه است مقدم شده است 
5ـ یکی دیگر از انگیزه ها منحصر ساختن مسند الیه بر مسند است مانند:
لکم دینکم ولی دین بر شما باد ایینتان و بر من باد دینم در این ایه شریفه لکم ولی مسند است وبرای فهماندن حصر مقدم شده است البته حصر در اینجا حصر اضافی است یعنی من ایین شمارا نمی پذیرم وشمانیز ایین مرا قبول نمی کنید{لکن مردم دیگر میپذیرند}
6ـ بدجویی وکینه جویی نسبت به مخاطب است مانند: 
من نکدالدنیا علی الحر ان یری   عدو له مامن صداقته بد 
در این شعر من نکدالدنیا که مسند است بر ان یری که به تاویل مصدر می رود ومسند الیه قرار می گیردبه جهت مساه مقدم شده 
7ـ ودیگری شتاب در خوشحال کردن مخاطب است و همینطور اظهار شگفتی .اظهار عظمت .ستایش. نکوهش.ابراز ترحم یاانگیزش ترحم
ودعاازدیگرانگیزه هاست مانند:«لله درک»برخداست پاداش تواین مثال برای ابراز شگفتی کاربرد فراوان دارد در«عظیم انت یاالله» «عظیم برای ابراز شگفتی یا تعظیم برانت سبقت گرفته است «نعم الزعیم اسد» 
برای مدح از زعیم مقدم گشته است
ومسند موخرمی اید چون قانون در مسند موخر بودن است وتقدیم مسند الیه اهمیت بیشتری دارد مانند:«الوطن عزیز» که الوطن به جهت اهمیت بیشتر تقدیم مسند الیه مقدم گشته است 

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.