حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً

پنج شنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۳ Thursday, 25 July , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 2534×
 
اسم تفضيل


استاد  : شمس      الديني
حوزه   علميه  حضرت   بقيّة  اللّه عجّل اللّه تعالي فرجه

محقّق    : محمدّ عرفان منصوري رضي 
سال: 1401
تعريف اسم تفضيل
آن اسمى است كه دلالت مي كند بر حدث و ذاتى بر وجه صدور يا اتّصاف با تفضيل موصوف بر ديگرى در آن حدث، براي مثال : «زيدٌ أفضلُ مِنْ عَمروٍ» (زيد برتر است از عمرو) و «سعيدٌ أكبرُ مِنْ مسعودٍ» (سعيد بزرگ‏تر است از مسعود)
وزن اسم تفضيل 
اسم تفضيل داراي يك صيغه مي باشد در مذكر بر وزن «أفْعَل» مانند: اعظم، اصغر، اعلم، اورع، اقوم، اليق، ايقن، ايبس، احبّ، ادوم، اطول، احرّ، ابصر، احقّ، اصبر، اقدر، احسن، ايسر، اوثق.
و مؤنث آن بر وزن «فُعْلى» است. مانند: صغرى، وثقى، كبرى، عظمى، طولى، يبسى، حرّى، بصرى، دومى، يسرى.
اعلال اسم تفضيل
 اگر مضاعف است ادغام مي شود مانند: «احبّ و احرّ» كه «احبب و احرر» بوده، و اگر معتل اللام است در مذكرش قلب به الف مي گردد و به صورت ياء نوشته مي شود، مانند : اقوى، اعلى، ارضى، اعدى، اصفى، ارمى، احلى، اجلى، اروى، احيى . 
 در مؤنثش اگر واو است قلب به ياء مي گردد ، و الف تأنيث به صورت الف نوشته مي شود، مانند: «عليا و دنيا» كه در اصل «علوى و دنوى» بوده، و آن مؤنث «اعلى و ادنى» است.
دو صيغه برخلاف قاعدة مطابق اصل استعمال شده، و آنها «قصوى و حلوى» است، و مذكرش «اقصى و احلى» مي باشد. و قاعدة آن است كه «قصيا و حليا» گفته شود، و اگر ياء است قلبى در كار نيست مانند: «رميا و حيّا» و معتل العين اگر ياء است در مؤنثش ضمّه فاء الفعل به مناسبت ياء قلب به كسرة مي گردد، مانند «ليقى و ضيزى» كه «ليقى و ضيزى» بوده، و مذكرش «اليق و اضيز» است، و براى كثرت استعمال در «خير و شرّ» همزه تفضيل را حذف مي كنند، و اصل آن «اخير و اشرّ» بوده.
شرائط صيغه اسم تفضيل
صيغه اسم تفضيل را چند شرط است
1- از افعال ناقصة و جامدة ساخته نمي شود، مانند: «كان ليس، صار، بئس» پس گفته نميشود  «اكون، اصير، اليس» مثلا، برخلاف اسم فاعل كه «كائن و صائر» گفته مي شود.
2- حدث قابل تفضيل باشد، پس از «مات» مثلا اسم تفضيل ساخته نمي شود، زيرا موت در همه يكسان است، و تفاوت از جهت اسباب و زمان و مكان است، چنانچه شاعر گفته:
و من لم يمت بالسّيف مات بغيره‏ تنوّعت الاسباب و الموت واحد
ترجمة: و كسى كه به شمشير نميرد به غير آن مي ميرد، اسباب مردن انواعى است و مردن يكى است.
پس «زيدٌ أموت مِنْ عمروٍ» صحيح نيست. بله از جنبه راحتى و ناراحتى، مرگ ها مختلف است. لكن اگر از موت معنى مجازى ارادة شود جائز است، چنانچه مي گوئى: «زيدٌ أموت مِنْ عمروٍ» يعنى از او بيكاره‏تر و بى‏ثمرتر است.
3- حدث معنايش لون و عيب نباشد. زيرا وزن «أفعل» از مادّه‏اى كه به معنى لون و عيب است اختصاص به صفة مشبهة دارد چنانچه بيان شد و «احمق من هبنّقة» كه در كلام عرب آمده و «ابيض من اللّبن» كه در احاديث نقل شده و مثال هاى ديگرى كه ديده شده، نادر است.
4- از ثلاثى مجرد ساخته مي شود (نه از مزيد و نه از رباعى) و «هذا أخصرُ من ذاك» (اين مختصرتر از آن است) كه از باب افتعال ساخته شده و به معنى اسم مفعول است، و «زيد أعطى من أبيه» (زيد معطى‏تر است از پدرش) «زيد أحبّ لى من عمرو» (زيد محبّ‏تر است مرا از عمرو) كه از باب افعال ساخته شده شاذّ است.
5- به معنى اسم فاعل باشد. مانند مثال هائى كه قبلا ذكر شد و به ندرت به معنى اسم مفعول آمده است. مانند: «زيدٌ أحبُّ إلىّ من إبنى» (زيد محبوب‏تر است سوى من از پسرم) و «ربّى أحمدُ شى‏ءٍ عندى» (پروردگارم محمودترين چيز است نزد من) و «العارُ أبغضُ الىّ مِنَ القتلِ» (ننگ مبغوض‏تر است سوى من از كشته‏شدن) و «احبّ و ابغض» به صيغه اسم تفضيل اگر بعدش «لام» باشد به معنى محبّ‏تر و مبغض‏تر است، و اگر «الى» باشد به معنى محبوب‏تر و مبغوض‏تر است، چنانچه در مثال ها مشاهدة مي شود.
پس اگر بخواهند از حدثى به معنى عيب و لون يا از غير ثلاثى مجرد اسم تفضيل آورند بايد از كلمات عامّة به مناسبت مقصود اسم تفضيل ساخته شود، و مصدر فعلى كه ميخواهند تفضيل بدهند پس از آن بياورند، مانند:
وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا (و همانا آخرت از جنبه درجات بزرگتر و از جنبه تفضيل بزرگتر است) 
ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا (آن بهتر و انجامش نيكو تر است) 
وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى‏ (و همانا خواهيد دانست كدام يك از ما از جنبه شكنجه سخت‏تر و پاينده‏تريم) 
زيد أشدُّ إيماناً من عمرو (زيد از جنبه ايمان محكم‏تر از عمرو است)
احمد أكثرُ تعلّماً من محمود (احمد بيش از محمود تعلّم نموده)
 الثّلج أشدُّ بياضاً من اللّبن (برف از شير سفيدتر است)
زيد أكثرُ حولاً من بكر (زيد چپ چشميش بيشتر از بكر است)
و همين گونه است اگر بخواهند در ذاتى تفضيل دهند نه در حدث مانند:
أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً (و من از تو مالم بيشتر، و نفراتم عزيزتر هستند) 
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبِيلًا (و كسى كه در اينجا كور است پس او در آخرت كور است و گمراه‏تر است) 
فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى‏ سَبِيلًا (پس پروردگارتان داناتر است به كسى كه او بهتر راهنمائى شده)  اهدى در اينجا معنى اسم مفعول را دارد.
إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً (اگر مرا كمتر از خود مى‏بينى از جنبه مال و فرزند) 
وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْياً (و چه بسيار هلاك كرديم پيش از آنان از اهل هرزمانى كه آنان از جنبه اثاث و زيور بهتر بودند) 
و نيز اين‏گونه جائز است گرچه داراى شرائط هم باشد، مانند: وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْ‏ءٍ جَدَلًا (و انسان بيش از هرچيزى جدل‏كننده است)  يا جائز است گفته‏ شود: «أجدلُ شى‏ءٍ»
 أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا (سخت‏تر است بر رحمان از جنبه سركشى)  يا جائز است گفته شود: «أعتى على الرّحمان»
و در بعضى موارد اگرچه اسم تفضيل جامع شرائط است، لكن بايستى اينگونه استعمال شود تا مقصود اداء گردد. مانند:
 إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا (ما آنچه بر روى زمين است آرايش زمين گردانيديم تا آنان را آزمايش نمائيم كه كدام يك از آنان كارشان نيكوتر است) اگر چه «عمل» جامع شرائط براى صيغه اسم تفضيل است، لكن اگر گفته شود «ايّهم أعمل» مقصود اداء نمي شود.
و مراد از كلمات عامّة در اين مبحث: احسن و اسوء، اكبر و اصغر، اكثر و اقلّ، اعلى و اسفل، خير و شرّ، اهدى و اضلّ، اطول و اقصر، اشدّ و اضعف است، و غير اينها شايد باشد.
حالات اسم تفضيل
اسم تفضيل به يكى از چهار حالت استعمال مي شود:
1- با الف و لام. مانند: «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (و شما برتران هستيد اگر مؤمن باشيد) 
2- با كلمه من. مانند: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها» و چه كسى ستمكارتر است از آنكه به آيات پروردگارش متذكّرش كنند پس از آنها روگرداند  و گاهى «من» با كلمه بعدش حذف مي شود. مانند: «وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى» و همانا عذاب آخرت سخت‏تر و پاينده‏تر است  يعنى از عذاب دنيا.
3- با اضافة به اسم معرفة. مانند: «وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى‏ حَياةٍ» (و همانا مي ابى آنان را آزمندترين مردم بر زندگى) 
4- با اضافة به اسم نكرة. مانند: «وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْ‏ءٍ جَدَلًا»   

منابع
حسينى طهرانى، هاشم، علوم العربية، 2جلد، مفيد – تهران – ايران، چاپ: 2، 1364 ه.ش.

فهرست
تعريف اسم تفضيل………………………………………………………………………………………………………………..1
وزن اسم تفضيل …………………………………………………………………………………………………………………..1
اعلال اسم تفضيل………………………………………………………………………………………………………………….1
شرائط صيغه اسم تفضيل………………………………………………………………………………………………………..2
حالات اسم تفضيل……………………………………………………………………………………………………………….5
منابع…………………………………………………………………………………………………………………………………..6
فهرست………………………………………………………………………………………………………………………………7

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.